نامه سرگشاده آیت الله خامنهای به جوانان اروپا و آمریکای شمالی و دعوت از آنها برای جستجوی حقیقت، یادآور نامهای است که چند دهه قبل، از سوی بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران برای رهبران اتحاد جماهیر شوروی فرستاده شده و در آن، از بحران معنویت و لزوم توجه به دین سخن به میان آمده بود. همچنان که آن نامه، در آغاز تغییری بزرگ در تاریخ معاصر جهان به نگارش درآمد، این نامه نیز به طلوعی دیگر در سرنوشت تاریخی دنیا چشم دوخته است. بنابراین، مروری بر ابعاد مختلف نگارش این نامه ضروری به نظر میرسد.
این نامه در زمانی نوشته شد که...
گفتگو درباره اسلام در غرب، در شرایطی بحرانی قرار داشت.
جنایتهای بیسابقه داعش در سوریه و عراق، روز به روز ابعاد وسیعتری به خود میگرفت و بدون استثنا یکی از اخبار مهم روزانه شبکهها و خبرگزاریهای غربی، به داعش اختصاص داشت. آنها خود را نماینده اسلام راستین معرفی میکردند و در عین حال، ظاهراً با غرب مخالف بودند.
سیاستمداران غربی هم مدام از ضرورت مقابله با داعش سخن میگفتند و ارتشهای آنان، هر چند وقت یکبار از انجام عملیاتی نظامی علیه آنان خبر میدادند. حتی صحبت از پیوستن تعداد زیادی از جوانان اروپایی به داعش مطرح بود که مخفیانه و بدون اطلاع دوستان و خانواده خود، راهی سرزمینهای اسلامی میشدند.
در این میان، جنجالآفرینی یک نشریه طنز فرانسوی با توهین به پیامبر اسلام و اقدام تلافیجویانه و مرگبار گروهی که خود را مسلمان و طرفدار داعش معرفی میکردند، بر عمق بحران موجود افزود. این بار نیز ماجرا به صورتی رقم خورد که مسلمانان، هم به خاطر توهین به مقدسات خود و هم به دلیل نسبتدادن رفتاری خشونتآمیز به آنها، بار دیگر در کانون حمله رسانههای غربی قرار گرفتند. در شرایطی که تمام شواهد، از درگیری حکایت میکرد و هیچ نشانی از صلح و ثبات میان اسلام و غرب در فضای رسانهای دیده نمیشد، نگارش یک نامه سرگشاده از سوی یک رهبر مسلمان برای غربیان، ابتکاری بینظیر به شمار میرفت.
این نامه را کسی نوشت که...
در نگاه اول یک عالم مسلمان است؛ اتفاقات روزمره جهان را میبیند و از اینکه اسلام به درستی شناخته نشده و شناخت آن نیز به دلیل وجود مدعیان بسیار و نمونههای دروغین دشوار شده است، احساس نگرانی میکند. او احساس میکند که در شرایط موجود، باید به کمک کسانی بیاید که ممکن است برداشت غلطی از اسلام داشته باشند.
در گام بعدی، او یک رهبر سیاسی شناخته شده است و در مناسبات بینالمللی جهان، نقش مهمی بر عهده دارد. اگرچه این موضع، باعث نشده تا همچون سیاستمداران غربی و حتی حاکمان دیگر کشورهای مسلمان، از گفتگوی مستقیم با مردم سرباز بزند. شخصیتی است که هم جهان امروز را به خوبی میشناسد و هم از باورها و منابع اسلامی شناخت دقیقی دارد.
نگارش یک نامه به عنوان یک رفتار فرهنگی، رهبر جمهوری اسلامی ایران را از دیگر نمایندگان اسلام در نگاه غربیها متمایز میکند. در شرایطی که برخی جریانهای اسلامگرا دست به عملیات نظامی علیه غرب میزنند و یا بعضی از آنها در برابر تجاوز قدرتهای غربی به ملتهای مسلمان سکوت میکنند، نگارنده این نامه از راه سومی سخن میگوید؛ اینکه میتوان از موضعی فرهنگی به رفتار غیرانسانی و دوگانه غربیها اعتراض کرد و مبانی آن را به چالش کشید و همزمان، ذهن و وجدان مردم اروپا و آمریکا را بدون ایجاد ترس و برانگیختن نفرت، با واقعیت اسلام آشنا کرد.
این نامه میخواهد بگوید که...
پس از تجربه غرب در حذف دین و معنویت از زندگی در قرنهای گذشته، ظهور جریانهای افراطی مانند القاعده، طالبان و داعش که در حقیقت ساخته و پرداخته خود سیاستمداران غربی هستند، مسیر کشف حقیقت اسلام را برای غربیان دشوار ساختهاند. برای همین، پرسش از اسلام واقعی بدون توجه به مدعیان گوناگون آن در جهان معاصر برای غربیها ــ حتی در فرض مخالفت با آن ــ ضرورت دارد. همچنین، مطالعه بیواسطه قرآن و روش زندگی پیامبر اسلام میتواند روزنههای جدیدی به روی شناخت کامل از اسلام و معنویت آن، برای مردمی که در غرب زندگی میکنند، بگشاید. این توصیه میتواند خلاء موجود در غرب، در رابطه با نبود اطلاعات کافی و کامل درباره اسلام را تا حد زیادی برطرف کند. هدف دیگر این نامه، توجه به این واقعیت تلخ است که برخورد غربیان با اسلام، بیشتر جنبهای سیاسی داشته و در اثر رفتار سیاستمداران غربی، سابقهای نامطلوب و چهرهای غیرقابل پذیرش دارد. در حالی که میتوان این واقعیت تلخ را تغییر داد و با مطالعه پیام معنوی اسلام و تأثیری که بر روی زندگی نخبگان مشهور انسانها در طول تاریخ گذاشته است، زمینه یک تغییر فرهنگی و گفتوگوی حقیقتطلبانه را به وجود آورد و جلوی ذهنیتهای غلط در این رابطه را گرفت.
این نامه برای کسانی نوشته شد که...
مسلمان نیستند و نمیتوان انتظار داشت اسلام را آنچنان که شایسته است بشناسند. آنها حتی در سرزمینهای اسلامی هم زندگی نمیکنند تا با تاریخ و فرهنگ اسلامی آشنا باشند؛ اگرچه حضور رو به گسترش مسلمانها در کشورهای اروپایی و آمریکایی باعث شده تا تصوری از اسلام در ذهن آنها جای بگیرد. تصوری که معلوم نیست تا چه اندازه تحت تأثیر القائات رسانهای غرب است و تا چه میزان میتواند با واقعیت اسلام هماهنگ باشد.
این نامه خطاب به جوانان نوشته شد و بر روی حس حقیقتخواهی آنان تمرکز کرد و آن را مخاطب قرار داد؛ همچون قرآن کریم که در آیات مختلف، حس حقیقتخواهی و آگاهیطلبی وجود بشر را تحریک میکند و آن را مورد خطاب قرار میدهد. برانگیختن ذهن جوانان غربی درباره اسلام، زمینهای برای تحریک حس پرستش و حقیقتخواهی آنها فراهم میآورد که بدون درنظرگرفتن وضعیت و شرایط اجتماعی در برابر دعوت وحی قرار بگیرند. در این نامه تأکید شده که لازم نیست قرائت و برداشت مشخصی از اسلام مدنظر قرار بگیرد و کافی است برای شناخت آن، از هجوم تبلیغات رایج فاصله گرفت و به سراغ منابع اصلی این دین رفت. این نکته، بر پذیرش دعوت به مطالعه اسلام از سوی جوانان غربی بسیار مؤثر خواهد بود؛ چرا که هیچگونه اجبار، الزام و یا محدودیتی در مقابل روحیه جستجوگر و حقیقتطلب آنان قرار نمیدهد. اگرچه پس از آشنایی با کلیات برتر و اصول روشن قرآنی مانند توحید و حکومت برتر خدا بر جهان و انسان، مراجعه این مخاطبان به عالمان مسلمان برای شناخت جزئیات و تفسیر آیات، طبیعی خواهد بود.
این نامه برای این نوشته شد که...
در فضای آشفته و بحرانی تبلیغ علیه اسلام، راه هدایت و رستگاری گم نشود؛ سکولاریزم و مخالفت با حضور معنوی دین در زندگی، سالیان زیادی است که در غرب تجربه شده و توجه به عرفانهای کاذب که سوغات برخی سودجویان شرقی برای غربیان به شمار میرود، رو به افزایش است. در همین زمان، ظهور جریانهای افراطی اسلامگرا موجی از ترس و هراس را در میان غربیان به وجود آورده و مانع از مواجهه واقعی آنها با فرهنگ اسلام شده است. بنابراین، این نامه، نمونه دیگری از دعوتهای مکرر عالمان مسلمان به شمار میرود که در طول تاریخ به تبعیت از پیامبر خدا صلی الله علیه وآله برای معرفی دین و کمک به پذیرش آن از سوی ناآشنایان و دورافتادگان صورت گرفته است.
از سوی دیگر، رهبر انقلاب اسلامی ایران، با درکی فوقالعاده از شرایط منطقهای و جهانی، با نوشتن این نامه، حوزه نفوذ خود را از یک رهبر مخصوص به یک ملت یا یک مذهب گسترش داد و طیف گستردهای از مخاطبان بالقوه اسلام را مورد هدف قرار داد. بدون شک برای ایجاد تمدن بزرگ اسلام در آینده، نمیتوان نقش پررنگ جوانان غربی را نادیده گرفت و سهم آنان در پذیرش ندای اسلام و ترویج دعوت اسلامی را از نظر دور داشت. به همین دلیل، میتوان در کنار اهداف کوتاهمدت برای نگارش این نامه (مانند خنثیسازی فضای رسانهای علیه اسلام در اروپا)، از اهداف بلندمدتی نیز سخن گفت که در آینده تاریخ تأثیر روشنی خواهند داشت؛ حکومت جهانی اسلام در آینده، در همه جای زمین گسترده خواهد شد و با مشارکت همه مؤمنان در سراسر جهان شکل خواهد گرفت.
رضا مؤذن ـ دوماهنامه امان شماره 51