نگویید با این مقدمه چینی، شما موضوع ویروس خود را خراب کردید، زیرا آنچه برای امثال صدام خیلی خوب است و درمانش میکند، جمع و جور شدن و خالی کردن باد غرور است، نه باد کردن و غرور بیحساب و کتابش! خوب به قول معروف این مقدمه چینیها، یک دام ادبی است که پهن میشود، تا شما خواننده عزیز شبکه ما ترک نکنید و تا پایان نوشته را بخوانید!
القصه این ویروس چروکیدگی، تمام همتش آن است که همت انسان را پایین آورده و ارزش و قیمت خود را به این میداند که قیمت انسان را کم کند. به خاطر درک همین خطر بزرگ است که در احادیث آمده است: خدا رحمت کند کسی را که قدر و قیمت خود را بداند، روی همین حساب است که ویروس چروکیدگی در عصر غیبت به شکل بیسابقهای تکثیر و توزیع میشود، آنقدر که همان آدمی که مَلَک بود و فردوس برین جایش بود، کارش به جایی میرسید که آنقدر ویلای بهشت آرزوهایش فشرده و ساندویچی میشود که در حیاط خلوت خواستههای شکمش خلاصه میگردد.
البته این ویروس، تولید آخرالزمان نیست بلکه همواره در تاریخ جریان داشته و نسخههای اولیه آن در صدر اسلام هم وجود داشت که باعث شد عدهای تمام سوابق مبارزاتی خود را نابود کنند و در مقابل ولایت ایستاده و ارزش خود را درحد یک سرباز و جاسوس معاویه و یزید، پایین بیاورند و در میدان آنها نقش بازی کننند.
نسخههای بروز آنها هم با فتنه و فتنهگری قدر و قیمت خود را در برابر مؤمنان و ولیامر به پرِ کاهی فروختند، با آنکه میتوانسته و شاید هم هنوز بتوانند، هم سرباز عصر غیبت باشند و هم خود را پشتوانه حرکت و رشد تمدن اسلامی نمایند و همزمینه ساز عصر ظهور و رفیقان پیامبر باشند. اما متأسفانه بر اثر آنچه که خود بهتر میدانند، این فرصت طلایی را از دست داده و میدهند و به جای یاری پیامبر و اولیای الاهی، تشویقگر یزید و یزدیان میشوند. و به جای آمادگی برای خونخواهی امام حسین علیه السلام و همراهی با یادگار و فرزند امام حسین علیه السلام در این زمان به زعم خود در مقابل امام حسین علیه السلام قرار میگیرند. چرا انسان با دست خود تاج افتخار یاوری مهدی را از سر بر میدارد؟ و جای آن چه خواهد گذاشت؟ خوب است از خود پیامبر یاد بگیریم که ویروس چروکیدگی را از وجود خویش ریشه کن کنیم.
گرچه او به ظاهر یتیم زادهای بود که دایه هم برای ایشان پیدا نمیشد، اما به مقام قاب قوسین رسید، تا آنجا که حتی در اوج مقام و معنویت ظاهری و باطنی، آنچنان همت بالایی داشت که در معراج هم راضی نمیشد، تا آنکه وعده بخشش تمام گناهکاران واجد شرایط امت خود را میگیرد و آنقدر خدا به او میبخشد که راضی میشود «ولَسوفَ یعْطیکَ رَبُّکَ فَتَرْضی» این ثمره بعثت است که انسان بجای خمودگی و رکود از تمام ظرفیت خود حتی برای دیگران هم استفاده کند و با همت و اراده الهی برای تحقق حاکمیت دین حق و جهانی اسلام که هدف بعثت و فرستادن پیامبران بوده است، گام برمیدارد. اینها کجا و چروک زدگانی که زندگی شخصی خود را هم به دست این ویروس داده و خوابیدهاند کجا!
واقعاً چقدر فرق است بین کسی که در پیچ و خم کمبودها و گاهی هم زیاد بودهای زندگی احساس بنبست میکند و به قول خود آنقدر شجاع است که بهجای رفع مشکلات میخواهد خود را خلاص کند و بین آن کسی که آنقدر بلند نظر است که حتی میخواهد سریال زندگی خود را ادامه بدهد و برای کار و تلاش بیشتر، حتی برای پس از مرگ خود هم آرزو دارد که روزی برگردد و آرمانهای خدا و دیگر مؤمنان را محقق کند. اینجا از مواردی است که آرزو بر دلیران هم عیب نیست تا چه رسد به جوانان!
ویروس چروکیدگی میداند که با شریک کهنه کارش یعنی شیطان، فرصت چندانی ندارد و باید در زمان ظهور بساط خود را جمع کند، بنابراین به خیال خام خود میخواهد ظهور را به عقب بیندازد و زمینهها را خراب کند، اما غافل است که صبح پاکیها نزدیک است و این چین و چروکها نشانه مرگ این ویروس است، آن گاه که زمان ظهور برسد...
دیگر همتها عاشقانه و عارفانه است، لابد شنیدهاید که وقتی امام در حال بخشش و اعطا است، یک نفر بلند میشود تا اموال بیشتری از امام بخواهد، بعد خجالت میکشد و پشیمان میشود، زیرا آنقدر همتها بالارفته و جو تغییر کرده که دنبال پول و منافع شخصی بودن حتی در جایی که حلال است، ارزش و قمیت اجتماعی انسان را پایین میآورد، اینجا دیگر حتی اگر دستها هم خالی باشد ملالی نیست، چون قلبها پر است.
به هر حال ما بین دو راهی هستیم، در این دوران قبل از ظهور، یک طرف، تابلوی چروکیدگی قرار گرفته و همه را به فرورفتن در خود و راضی شدن به خود و آنچه هست و به برهنگی درونی و بیرونی زن و مرد فرا میخواند و آنها را در حد یک وسیله تزیینی و یا یک ابزار فنی و کاری پایین میآورد، اما در طرف دیگر تابلوی نشاط و نجات و شادابی است.
این دو راهیها تازگی ندارد، این ویروس کهنه کار همواره در بزنگاهها ایستاده تا مسیر تاریخ را تغییر دهد، اما مردان و زنان قهرمان و هنرمندان واقعی، او را قبل از هر حرکتی مات کردند، مانند خانواده مولود کعبه که هم خودش و هم همسرش زهراسلام الله علیها با انتخاب سختترین مسئولیتها و ایثارها، در دوراهیهای حساس تاریخ اسلام، این امانت را حفظ کردند و به نسل بعد سپردند و تمسخرها، زجرهای بدنی و روحی و سمپاشیهای ویروس چروکیدگی هرگز نتوانست آنها را در راه متوقف کند. اکنون در عصر غیبت به همت والای علوی، صبر و شجاعت و بلند نظری فاطمی نیازمندیم تا پیام اسلام و ولایت را با ظرافت نگهداشته، سپس به دیگران تحویل دهیم.
* . کارشناس ارشد مهدویت.
. اشاره به روایاتی است که وضعیت مردم آخر الزمان را توصیف میکنند. مانند روایت پیامبر: «یأتی علی الناس زمان..... دینهم دنانیرهم و همهم بطونهم؛ زمانی بر مردم فرا میرسد که پول و ثروت آنها دینشان خواهد بود. (به ثروت اهمیت ویژه میدهند ) و تمام همت آنها شکمشان خواهد بود».
. اشاره دارد به روایت پیامبر صلی الله علیه و آله: «طوبی لمن ادرک قائم اهلبیتی و هو معتقد به قبل قیام یتولی ولیه و یتبرأ من عدوه... .اولئک رفقائی و ذومودتی؛ خوشا به حال کسی که قائم اهل بیت ما را درک کند. در حالی که پیش از قیام هم پیرو او باشد، با دوست او دوست و با دشمن او دشمن باشد. این افراد، دوستان من و گرامیترین امت من هستند».
. اشاره به آیهای است که در سه جای قرآن آمده است: «هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله، او (خدوند) کسی است که رسول خود را با هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر تمام ادیان غلبه دهد». (توبه/33. فتح28. صف/9)
. اشاره دارد به جملهای در زیارت عاشورا که بیانگر آرزوی خونخواهی امام حسین علیه السلام در رکاب امام زمان است: «طلب ثارک مع امام منصور من اهلبیت محمد صلی الله علیه و آله».
. اشاره است به آرزوی رجعت که در برخی دعاها مطرح شده است. از جمله دعای عهد «فأخرجنی من قبری مؤتزراً کفنی شاهراً سیفی؛ [خدایا! من را در دروان ظهور] از قبرم خارج کن، در حالی که کفن بردوشم است و شمشیرم آماده است».
. اشاره دارد به روایت: «یملأ قلوب امة محمد غنی؛ امام زمان قلبهای امت اسلام را از بی نیازی پر میکند [احساس بینیازی طبع و مناعت نفس به آنها میدهد].
. اشاره به روایاتی است از حضرت علی علیه السلام: «یظهر فی آخرالزمان و اقتراب الساعة و هر شر الازمنة نسوة کاشفات عاریات متبرجات فی الفتن ... فی جهنم خالدات؛ در آخر الزمان زنانی ظاهر میشوند که برهنه و عریان هستند. زینتهای خود را آشکار میکنند و به سوی شهوتها میروند. [آنها] در جهنم جاویدان هستند».
جواد اسحاقیان ـ دوماهنامه امان شماره 24