آنگاه كه بزرگان و پیشوایان دین سخن از گذر فرصتها به میان میآورند، از بهترین تشبیهها بهره میگیرند و آن گذر ابرهای بهاری است. آری فرصتهای زندگی بسان ابرهای زودگذری است كه لحظاتی چند در آسمان زندگی به آهستگی آشكار میشوند و دمی دیگر اثری از آنان باقی نمیماند. امیر بیان علی علیه السلام فرمودند: «الْفُرْصَه تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ فَانْتَهِزُوا فُرَصَ الْخَیرِ؛ فرصتها همانند ابر در گذرند؛ پس فرصتهای نیكو را دریابید».
افزون بر آن كه آموزههای دینی بر بهرهگیری از فرصتها تأكید كردهاند، از كار امروز را فردا واگذاشتن نیز پرهیز دادهاند. چه بسیار كسانی كه كاری را برای فردا نهادند و هرگز فردایی را نیافتند.
جوان هوشمند اگر به این بیندیشدكه اقتضائات و شرایط جوانی موقعیت استثنایی است كه هرگز تكرار نخواهد شد قطعاً در بهرهمندی از قابلیتهای آن در رشد و شكوفایی، لحظهای درنگ نخواهد كرد.
جوانی شمع ره كردم كه جویم زندگانی را
نجستم زندگانی را و گم كردم جوانی را
كنون با بار پیری آرزومندم كه برگردم
به دنبال جوانی كوره راه زندگی را
شهریار
و البته نباید فراموش كنیم كه بزرگان و فرزانگان با اغتنام از فرصتهای جوانی به قلّههای بزرگی و فرزانگی رسیدهاند.
بدون تردید از مهمترین راههای موفقیت در این مرحله حساس، برنامهریزی، نظم و هدفدار بودن در فعالیتهای زندگی است.
امروزه جدابیتهای فراوان و گوناگون، هر یك فرصتهای فراوانی را از جوانیها به خود اختصاص میدهند كه نیازمند مدیریتی عاقلانه است.
فرصت خدمت به دیگران
پیشوایان معصوم علیهم السلام از هر فرصتی برای رفع مشكلات مردم فروگذار نبودند. میمون بن مهران گفت: نزد امام حسن علیه السلام نشسته بودم كه مردی آمد و گفت: ای فرزند پیامبر فلان شخص از من طلبی دارد، ولی من پولی ندارم، برای همین او میخواهد مرا زندانی كند. امام فرمودند: «در حال حاضر مالی ندارم كه بدهی تو را بدهم»؛ او عرض كرد: پس شما كاری كنید كه او مرا زندانی نكند. امام در حالی كه در مسجد مشغول عبادت (اعتكاف) بودند، كفشهای خود را به پا كردند. من گفتم: ای فرزند رسول خدا مگر فراموش كردید كه در حال اعتكاف هستید (و نباید از مسجد خارج شوید)؟ فرمودند: «فراموش نكردهام، اما از پدرم شنیدهام كه رسول الله صلی الله علیه و آله میفرمودند: «كسی كه در بر آوردن حاجت برادر مسلمان خود بكوشد، مانند كسی است كه نُه هزار سال، روز را به روزه و شب را به عبادت مشغول بوده است.»
روز بازار جوانی پنج روزی بیش نیست
نقد را باش ای بشر، كافت بود تأخیر را
سعدی شیرازی
حساسترین سخن در آخرین لحظه زندگی
ابوبصیر میگوید: پس از وفات امام صادق علیه السلام من به خانه آن حضرت رفتم تا به همسرش (حمیده) تسلیت بگویم، وقتی آن بانو مرا دید گریست، من هم گریه كردم. سپس گفت: ای ابوبصیر! اگر در واپسین لحظات آخر عمر امام در كنارش بودی، قضیه عجیبی را مشاهده میكردی. گفتم: چه قضیهای؟
گفت: دقایق پایانی عمر امام بود كه ناگهان چشمان مبارك خود را باز كردند و فرمودند: «همین الآن تمام خویشان و نزدیكان مرا حاضر كنید!» ما همه را جمع كردیم، به طوری كه كسی از خویشان و نزدیكان امام باقی نماند.
حضرت نگاهی به آنان كرده و فرمودند: «إِنَّ شَفَاعَتَنَا لَا تَنَالُ مُسْتَخِفّاً بِالصَّلَاه؛ كسانی كه نماز را سبك میشمارند هرگز شفاعت ما به آنان نخواهد رسید.»
. عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.
. نهج البلاغه، ص471، حكمت 21.
. شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج2، ص189، ح2108.
. احمدبن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج1، ص80، ح60.
خدامراد سلیمیان ـ دوماهنامه امان شماره 24