اشاره:
در قسمت قبل، لزوم بحث درباره فرقه شیخیه، برای تبیین چگونگی بسترهای فرهنگی پیدایش بابیت و بهائیت، از زبان استاد حقیقتگو بیان گردید و درباره شیخ احمد احسایی، بنیان گذار فرقه شیخیه نکاتی گفته شد و اینک ادامه بحث...
شیخ احمد احسایی و دولت قاجار
شیخ پس از تحصیل علوم مقدماتی در وطن خویش، در بیست سالگی به عراق عزیمت کرد و در درس بعضی از علما شرکت جست. پس از آن در 54 سالگی عازم ایران گردید و در یزد مقیم شد. او با شاهان قاجار روابط حسنهای داشت، به طوری که در پی دعوت فتحعلیشاه مدتی در دربار بسر برد؛ او نامههایی بسیار تملق آمیز هم به فتحعلیشاه و شاهزاده محمد علی میرزا و شاهزاده محمود نگاشته است. یکی دیگر از موارد ارتباط او با دربار این است که وی دو سال نزد محمد علی میرزای دولتشاه حاکم کرمانشاه و خوزستان رحل اقامت افکنده و به اعتراف سید کاظم رشتی، رهبر دوم شیخیه؛ محمد علی میرزا سالی هفتصد تومان به شیخ احمد میپرداخته است و شیخ هم با نهایت جلال و احترام در آنجا زندگی میکرده است.
نکته عجیب در این زمان آن است که طبق بعضی از نقلها شیخ هزار تومان بدهکار میشود و نمیتواند آن مقدار را بپردازد و محمد علی میرزا به او پیشنهاد میکند تا شیخ احمد، یک در از درهای بهشت را در مقابل هزار تومان به او بفروشد، او نیز با دادن وثیقه مهر شده یک باب از بهشت را به محمد علی میرزا فروخت. به گونهای که شیخ عبدالرضا ابراهیمی ـ از رؤسای شیخیه کرمان ـ نیز اصل بهشت فروشی وی را نتوانست انکار کند و گفته است: «شاید یک چیزی بوده و شاخ و برگ بر آن افزودهاند».
خواب گرایی شیخ احمد
یکی دیگر از ویژگیهای شیخ احمد احسایی این است که به خواب و رؤیا بسیار اهمیت میداده و بسیار تحت تأثیر خوابهای خود بوده که ادعای رؤیت آنها را داشته است. به عنوان نمونه به بعضی از آنها اشاره میکنیم:
1. شیخ احمد مدعی شده است که در عالم رؤیا شعری از امام حسن مجتبی علیه السلام دریافت کرده است که به وسیله آن میتواند خدمت هر یک از ائمه اطهار که میخواهد برسد و مشکلاتی را حل کند. او بعد از نقل این قضیه صریحاً میگوید: «هر زمانی که یکی از امامان را قصد میکردم، در عالم رؤیا به دیدار او مشرف میگشتم و حل مشکلات سائل از ایشان میکردم تا آنکه مرا به دیار ایران گذر افتاد و با شاهنشاه قاجار و حاکمان آمیزش شد؛ اعتباری یافتم و خوراک ایشان را خوردم، پس از آن حالت نخستین از من رفت و اکنون کمتر ائمه را در خواب میبینم!»
به اعتقاد آقای مدرسی همین خوابها پایه آراء او را تشکیل داده و ایشان در این باره مینویسد: «در خواب چیزهایی میدید و یا میشنید که پایه آراء و معتقدات او را تشکیل میداد! پرسش میشد که این سخن را از کجا میگویید، با نهایت وارستگی پاسخ میداد از حضرت امام صادق شنیدم»، «گویا به جهت همین خوابها او گفتن نمیدانم را برخود حرام دانسته است.»
آقای جلیلی که گویا خیلی تحمل کرده بود تا سخن استاد حقیقتگو به پایان برسد و سؤالش را مطرح کند، به محض اینکه احساس کرد استاد میخواهد نمونه دیگری را ذکر کند، فوراً گفت: «استاد ببخشید! مگر خواب برای افراد غیر معصوم نیز حجت است که آقای احسایی این قدر به آن بها داده و به قول آقای مدرسی پایه معتقدات او را تشکیل داده است؟!»
استاد حقیقتگو وقتی عجله آقای جلیلی را دید، گفت: «شما مثل اینکه خیلی عجله دارید تا به حساب آقای احسایی برسید؛ بله همان طور که شما هم اشاره فرمودید خواب برای غیر معصوم حجت نیست و حتی در فروعات هم قابل استناد نیست، به همین جهت علمای شیعه برای استنباط احکام شرعی چهار منبع را ذکر میکنند: اول کتاب(قرآن)، دوم سنت(گفتارها و رفتارها و تأییدات معصومین)، سوم اجماع (اتفاق نظر علما بر یک مسئله)، چهارم عقل. به این ترتیب ملاحظه میفرمایید که برای خواب جایگاهی در این خصوص قائل نشدهاند. علاوه بر این اگر بنا باشد خواب حجت باشد، ممکن است فرد دیگری خوابی برضد امثال شیخ احمد ببیند، چنانچه نقل شده است که ملا محمد صالح برغانی(برادر شهید ثالث) در خواب حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله را میبیند و از ایشان درباره آراء و سخنان شیخ احمد سؤال میکند و ایشان شدیداً سخنان شیخ را رد میکند؛ عین مطلب را به جهت اینکه خیلی تند است نقل نمیکنم، خودتان مراجعه بفرمایید.
اما اگر اجازه بفرمایید. نمونه دیگری هم از خواب گرایی شیخ احمد که تأثیر زیادی در آغاز جدایی شیخ از مسیر علما بود را ذکر کنم.
2. حاج محمد کریم خان کرمانی ـ بنیانگذار شیخیه کرمان ـ گزارش داده است: شیخ احمد هر آنچه اموال به دستش میرسید همه را انفاق میکرد، تا این که امام زمان علیه السلام را در خواب دید و حضرت به او فرمود: «چرا اموال خود را متفرق کردی؟ ما به جهت مصلحتی این اسباب را برای تو مهیا کردیم، بعد از این ما از برای تو اسباب میفرستیم آنها را متفرق مکن و نگاه دار».
بعد از این ماجرا اموالی به دست شیخ رسید، تا اینکه حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله را در خواب دید که به شیخ فرمود: «باید بروی و علم خود را که ما به تو [از طریق خواب] انعام کردهایم در میان خلق آشکار کنی که مذاهب باطله در عالم شیوع گرفته است. باید بروی و آن باطلها را براندازی». شیخ احمد به یک یک ائمه علیهم السلام متوسل میشود و از آنان میخواهد که نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله شفاعت کنند تا حضرت بار این مسئولیت را از دوش او بردارد، ولی آن بزرگواران امر حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله را تأکید میکنند و پس از این خواب شیخ احمد مطالبی را مطرح کرد که با نظر علما و اسلام مخالف است و حتی باعث شد که فقها او را تکفیر کنند.
خانم اصغری گفت: «استاد معذرت میخواهم اگر شیخ احمد احسایی واقعاً به خوابهایش اعتقاد داشت و پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه علیهم السلام را حجت خدا میدانست، چرا میخواسته که او را از این مسئولیت معاف کنند؟!»
آقای حقیقتگو گفت: «این سؤال شما در واقع یک اشکال بزرگ بر شیخ احمد احسایی است که گویا حاج محمد کریم خان کرمانی بعد از نقل این ماجرا متوجه این اشکال شده و برای آن توجیه خنکی ذکر کرده است و آن این است که در واقع با این کار همه ائمه کار شیخ را امضا فرمودهاند؛ اما این توجیه نمیتواند قانع کننده باشد و هیچ مسلمانی حاضر نیست این همه مقاومت در برابر دستور صریح و شفاف حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله به بهانه ذکر شده داشته باشد؛ همان طور که خود رسول اکرم صلی الله علیه و آله در مقابل سختترین فرامین الهی مثل جنگ با مشرکان و ... مقاومت نشان نداد تا خدا تأکید بیشتری برآن کند.»
آقای عزتی گفت: «حاج آقا! حالا آیا بالأخره شیخ احمد به این خوابش ترتیب اثر داد و علومش را منتشر کرد یا نه و علومی و عقایدی که او اظهار کرد چه چیزهایی بود؟» استاد گفت: «آری شیخ احمد بعد از این خواب، آراء و اندیشههای خود را اعلام کرد. همین امر موجب شد تا کمکم فرقه شیخیه را پدید آورده و نیز زمینه را برای پیدایش بابیت فراهم نماید. حالا باید ببینم آراء و سخنان مهم شیخ احمد احسایی چه بود؟
سخن که به اینجا رسید، آقای حقیقت گو، با توجه به اتمام وقت، وعده داد که در جلسه بعد به این پرسش پاسخ دهد.
* . کارشناس فرقههای انحرافی مهدویت.
. رک: بهائیان، سید محمد باقر نجفی، ص19-24.
. قصص العلما، تنکابنی، ص 38، بهائیان، سید محمد باقر نجفی، ص40.
. قصص العلما، ص36.
. پاسخ به مزدوران استعمار، عبدالرضا ابراهیمی، ص51.
. قصص العلما، ص37؛ تاریخ جامع بهائیت، بهرام افراسیابی، ص39؛ شیخیگری، بابیگری، مرتضی مدرسی، ص25.
. شیخیگری، بابیگری، ص26.
. همان، ص 80.
. همان، ص299.
. قصص العلما، ص52؛ اعترافات، عطایی اصفهانی، ج2، ص320-321.
. رک: عنایة الطالبین، حاج محمد کریم خان کرمانی، ص119-122.
احمد حاج قلی ـ دوماهنامه امان شماره 25