یکی از اهداف مقدس ظهور ولیالله الاعظم، امام زمان(عج)، گرفتن انتقام خون شهیدان کربلا و همه شهدایی است که در راه خداوند سبحان و در راه اعتلای کلمه توحید در طول تاریخ بشریت به شهادت رسیدهاند.
در نوشتههای پیشین دانستیم که حضرت ولیعصر(عج) فرزند امام حسین علیه السلام است و تنها اوست که حق گرفتن انتقام خون شهیدان کربلا را دارد. همچنین نوشته آمد که ما علاوه بر اینکه شیعیان آن حضرت میباشیم، طبق روایات حضرات معصومین علیهم السلام فرزندان سالار شهیدان محسوب میشویم. به همین دلیل، بر ماست که در کنار امام زمان(عج) و در رکاب ایشان انتقام خون پدر شهیدمان را از دشمنان گرفته و حق فرزندی خود را نسبت به پدرمان ادا کنیم.
سلوک عاشورایی ـ مهدویِ منتظران
تمام کسانی که فرزندان کربلا و حضرت امام حسین علیه السلام محسوب میشوند، لازم است که خودشان را از هر لحاظ برای یاری امام زمان(عج) و شرکت در عملیات بزرگ انتقام، آماده سازند؛ زیرا مسامحه و چشم پوشی از این حرکت بزرگ مهدوی از هیچ شیعه و پیروی از پیروان اهلبیت علیهم السلام پذیرفته نیست.
منتظر واقعی امام زمان، برای رسیدن به مقام نصرت و یاری کردن حجت خدا، لازم است سلوک عاشورایی ـ مهدوی داشته باشد و تا وادیهای انتقام را طی نکند، نمیتواند به مقام نصرت پای نهد. از این رو ما قبل از آن که پشت سر امام زمان قرار بگیریم و پای در میدان انتقام عملی بنهیم، باید مراحل سه گانه انتقام را به خوبی پشت سر گذاشته و از میدانهای سلوک نظری و عرفانی عاشورایی ـ مهدوی، سربلند بیرون آییم، تا لیاقت حضور در رکاب حضرت ولیعصر(عج) را پیدا کنیم.
یک سالک عاشورایی ـ مهدوی، در ابتدا باید سلوک نظری داشته باشد، زیرا بدون سلوک نظری، هیچ منتظری لیاقت حضور در میدان سلوک عملی را پیدا نمیکند.
مراحل سه گانه انتقام
سالک منتظر، برای رسیدن به مقام نصرت و یاری کردن امام زمان در گرفتن انتقام خون شهیدان، میباید مراحل سه گانه انتقام را پشت سربگذارد تا جزو یاوران امام عصر(عج) محسوب شود. این مراحل عبارتنداز:
1. برائت زبانی 2.برائت فرهنگی 3. جهاد در میدان اصغر.
برائت زبانی:
وقتی خون پاک سید شهیدان عالم، حضرت حسین بنعلی علیه السلام و شهدای والامقام عاشورا روی خاک گرم کربلا ریخته شد، خداوند سبحان پنج گروه را در زیارت عاشورا، نام میبرد که نامشان جزء قاتلان امام حسین علیه السلام به ثبت رسیده است. و آن پنج گروه عبارتنداز:
1. فلعن الله امه اسست اساس الظلم و الجور علیکم اهل البیت. پس لعنت خداوند بر امتی که ظلم و جور بر شما اهل بیت را پایه ریزی کردند. گروه اولی که مورد لعن و نفرین خداوند قرار میگیرند، کسانی هستند که علیه خاندان نبوت و امامت، پایههای ستم را بنا نهادند.
2. و لعن الله امه دفعتکم عن مقامکم و ازالتکم عن مراتبکم التی رتبکم الله فیها. و لعنت خداوند بر امتی که شما را از مقامتان که مقام هدایت انسانها بود، دور کردند و از مراتبی که خداوند شما را در آن مراتب قرار داد تا بشریت از سعادت محروم نماند، بر کنار کردند. دومین گروهی که لعن و نفرین خداوند بر آنها فرود میآید، کسانی هستند که نگذاشتند امامان معصوم، حکومت و خلافت را به دست بگیرند.
3. ولعن الله امه قتلتکم ولعن الله الممهدین لهم بالتمکین من قتالکم. ولعنت خدا بر آنهایی که به قتل شما دست زدند و لعنت خدا بر آنهایی که زمینه این قتل را فراهم ساختند و آن را پذیرفتند. سومین گروه که خداوند ما را تشویق و ترغیب میکند که از آنها برائت بجوییم، همه کسانی هستند که دستشان مستقیم و غیر مستقیم به خون امام حسین علیه السلام آغشته شده است.
4. ولعن الله آل زیاد و آل مروان ولعن الله بنیامیه قاطبه ولعن الله ابن مرجانه ولعن الله عمربن سعد و لعن الله شمرا. خدا لعنت کند آل زیاد را؛ و آل مروان حکم را؛ و خداوند لعنت کند همه بنیامیه را؛ ولعنت کند این مرجانه را، و لعنت کند عمربنسعد را؛ و خداوند لعنت کند شمر را. گروه چهارم که مورد لعن و نفرین خداوند قرار گرفتهاند، اشخاص خاصی هستند که در سال 62 هـ ق با حضور خود در کربلا موجب بر پا شدن فتنه اموی علیه امامت و ولایت گردید.
5. ولعن الله امه اسرجت و الجمت و تنقبت لقتالک. و خداوند لعنت کند گروهی را که اسبها را برای جنگ با حضرتت زین و لگام کردند و برای جنگ با تو مهیا گشتند. پنجمین گروه که لعنت خدا شامل حال آنان گردیده، کسانی هستند که خواهان محو آثار حسینی از صحنه هستی بودند. این گروه نماینده و نماد کسانی هستند که خواهان آن بوده و هستند که هیچ اثر و نشانی از اندیشه و فرهنگ حسینی در عالم وجود، دیده نشود و هیچ رنگ و بویی از امام حسین علیه السلام به چشم و مشام نرسد.
تمام این پنج گروهی که خداوند آنها را در زیارت عاشورا لعن و نفرین کرده است، در حقیقت فرهنگ ضد حسینی را تشکیل میدهند. خداوند آن اندیشه و فرهنگی را لعنت میکند که موجب تاریک شدن عالم وجود میشود. فرهنگ اموی، باعث شد که دست موجودات هستی از فیض وجود امامت و ولایت کوتاه شود. به همین دلیل، دنیا با شهادت امام حسین در تاریکی، سیاهی و تباهی فرو غلتید و جهان و جهانیان از پرتو خورشید هدایت محروم شوند.
همه کسانی که میخواهند در رکاب حضرت مهدی(عج) باشند و به امام عصر کمک کنند تا انتقام خون امام حسین گرفته شود، باید در مرحله نخست علیه پنج گروهی که از آنان یاد کردیم به زبان اعلام برائت نمایند و انزجار و تنفر خود را با موضعگیری درست و آشکار نسبت به آن پنج گروه ابراز بدارند. حال اگر منتظران راستین امام زمان(عج) نسبت به امویان و فرهنگ اموی برائت زبانی بجویند، آیا میتوان گفت که ایشان توانستهاند مرحله اول عملیات انتقام را پشت سر بگذارند؟
در جواب میگوییم: خیر. اعلام انزجار و تنفر زبانی از امویان و فرهنگ اموی طی کردن نیمی از راه است، طی کردن نیمدیگری از این راه، برائت جستن زبانی از فرهنگ ضد بشری غربی است که نو شُده همان فرهنگ منحط و ضد انسانی اموی بوده و نوعی از بت پرستی جدید را با انواع تبلیغات و ترفندها و شگردهای خاص برای انسان معاصر دیکته و برنامه ریزی کرده است.
فرهنگ اموی و غربی دو روی یک سکه
فرهنگ اموی و غربی دو روی یک سکه هستند. هر دوی این فرهنگها، علیه انسان ـ به عنوان عبد خداوند ـ میباشند. فرهنگ اموی و غربی، فرهنگ اومانیسم؛ فرهنگ انسان محوری و فرهنگ پوچی و پوچگرایی هستند. در این فرهنگ، انسان و انسانیت قربانی میگردند و همه چیز در بند و بندگی انسان در مقابل سردمداران این دو فرهنگ خلاصه میشوند.
در زمان ما، اگر چه ابوسفیان و معاویه و یزید مردهاند، اما فرهنگ اموی در چهره دیگر ظاهر شده و آن فرهنگ غربی است. بنابراین منتظران امام زمان لازم است نسبت به امویان عصر مدرنیته و معاویهها و ابوسفیانهای قرن بیستم و بیست ویکم نیز برائت زبانی داشته باشند و لعن و نفرین خودشان را در عبارات فردی و جمعی به آنان روا بدارند.
شعار مرگ بر امریکا، شعار مرگ بر شیطان بزرگ، شعار مرگ بر اسرائیل، همان نفرین و برائت زبانی است از دشمنان اهلبیت، کاخ سبز معاویه امروز رنگ عوض کرده و تبدیل گشته به کاخ سفید. اگر کسی معتقد به برائت زبانی علیه امریکا و فرهنگ استکباری منحط غربی نشود، لیاقت حضور در رکاب امام زمان را پیدا نمیکند. آری معاویه مرده است، اما معاویههای زمان نمردهاند. ابوسفیان مرده است، اما تفکر ابوسفیانی باقی است و کسانی که طالب حضور در رکاب امام عصر(عج) هستند، باید یکی از ابعاد عبادتهای فردی و جمعیشان لعن و نفرین بر معاویههای قرن حاضر یعنی امریکا و فرهنگ غربی باشد.
حضرت امام خمینی بت شکن قرن حاضر و بزرگ مرد الهی، در وصیت نامه الهی ـ سیاسی خود، راز و رمز لعن و نفرین بر فرهنگ اموی و غربی را چنین تشریح میکند: «به ملت عزیز ایران توصیه میکنم که از مراسم عزاداری ائمه اطهار و به ویژه سیدمظلومان و سرور شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین ـ صلوات وافر الهی و انبیا و ملائکه الله و صلحا بر روح حماسی او باد ـ هیچ گاه غفلت نکنند. بدانند آنچه دستور ائمه برای بزرگداشت این حماسه تاریخی اسلام است و آنچه لعن و نفرین بر ستمگران آلبیت است، تمام فریاد قهرمانانه ملتهاست بر سردمداران ستم پیشه در طول تاریخ الی الابد. میدانید که لعن و نفرین و فریاد از بیداد بنیامیه ـ لعنه الله علیهم ـ با آنکه آنان منقرض و به جهنم رهسپار شدهاند، فریاد برسر ستمگران جهان و زنده نگه داشتن این فریاد ستم شکن است. لازم است در نوحهها و اشعار ثنای از ائمه حق به طور کوبنده، فجایع و ستمگریهای ستمگران هر عصر و مصر یادآوری شود و این عصر مظلومیت جهان اسلام به دست امریکا و شوروی و سایر وابستگان به آنان و از آن جمله آلسعود، این خائنین به حرم بزرگ الهی ـ لعنه الله و ملائکته و رسله علیهم ـ است به طور کوبنده یاد آوری و لعن و نفرین شود».
متأسفانه در بین ما دوستداران اهلبیت، کسانی هستند که برای امام حسین علیه السلام اقامه عزا میکنند. برای امام حسین اشک میریزند. حتی رنج سفر به جان میخرند و عازم کربلا میشوند. در خلوت و جلوت برای فراق اما زمان اشک میریزند. برای حضرت دعای فرج هم میخوانند، اما در همان مرحله اول عملیات عظیم انتقام، لنگ میزنند و نسبت به فرهنگ اموی مدرن هرگز اعلام برائت زبانی نمیکنند. اینان لعن و نفرین نثار معاویه میکنند، اما هرگز حاضر نیستند معاویه زمان خودشان را مورد لعن و نفرین قرار دهند.
مولایمان امام صادق علیه السلام در جواب کسی که به ایشان گفت: فلانی شما را دوست دارد ولی در برائت از دشمنان شما ضعیف است، چنین فرمود: «هرگز! دروغ میگوید کسی که ادعای دوستی ما را میکند و از دشمنان ما، برائت نمیجوید.»
بنابراین سالک عاشورایی ـ مهدوی بدون عبور از مرحله اول عملیات انتقام ـ برائت زبانی ـ امکان دستیابی به مرحله دوم و مراتب بالاتر عملیات انتقام را از دست خواهد داد و هرگز نمیتواند همراه امام زمان و در رکاب حضرت، حضور پیدا کند و نامش جزء منتقمان خون شهدای کربلا به ثبت رسد.
سالک عاشورایی ـ مهدوی در همه صحنههای سیاسی ـ عبادی حضور جدّی و آگاهانه دارد و این حضور در صحنههای سیاسی ـ عبادی به معنای یاری کردن امام زمان است و رسیدن به مقام نصرت، آرزوی اولیای الهی بوده و میباشد. امام علی علیه السلام در خصوص شوق و اشتیاق یاران امام زمان میفرماید: «یاوارن مهدی(عج) فقط از خدا میهراسند، شهات را میطلبند و همواره آرزو دارند که در راه خدا کشته شوند».
جمله فرجام این نوشتار را به کلمات عاشقانه، عارفانه و سوزناک سردار یاوران امام زمان در عصر حاضر، یعنی مقام ولایت، آیتالله خامنهای اختصاص میدهم: «آخرین جمله را به امام و مقتدای خودمان، ولی عصر(عج) عرض کنیم: ای سید و مولای ما، پیش خدای متعال گواهی بده که ما در راه خدا تا آخرین نفس ایستادهایم؛ و بزرگترین آرزو و افتخار ما این است که در این راه پر فیض و پر بهجت، جان خود را تقدیم کنیم».
تو و بیهمزبانی تا قیامت و درد بینشانی تا قیامت
دعا کن زودتر آقا بیاید که در غربت نمانی تا قیامت
* . عضو هيئت علمی دانشگاه علامه طباطبايی.
. ر.ک: مقدمه، وصيت نامه سياسی ـ الهی امام خمينی.
. بحارالانوار، ج27، ص58.
. سيد بن طاووس، الملاحم و الفتن، ص52.
. خطبههاي نماز جمعه 20/4/78.
دکتر محمودرفیعی ـ دوماهنامه امان شماره 25