آیتالله حاج شیخ محیالدین حائری شیرازی اسفندماه 1315 در شیراز به دنیا آمد. ظلم رژیم پهلوی، بهانه او گشت برای دیده برگشودن بر افقی فراتر، بر علل فرو افتادن این مرز و بوم در گرداب عقب ماندگی و محنت، وی در گامهای نخستین، با بخش مهمی از عالمان زمان و مبارزین شاخصی، ارتباطی گرم را برقرار نمود و از آن پس پایگاه و پناهی شد برای مردمان شیراز برای پنجه در افکندن با رژیمی که آنان را زبون و ضعیف میخواست. وی بعد از انقلاب، سالها نماینده ولی فقیه و امام جمعه شیراز بود. ایشان در زمره عالمانی است که هماره در پی آن بوده است تا بازمان آگاهی و پویایی، تفسیری جذاب از معارف دینی، برای جوانان ارائه دهد.
با ایشان در یکی از روزهای گرم خردادماه در باره مهدویت به گفت و گو نشستیم، اگر چه بحث انتظار و زمینهسازی آن نیازمند فرصت فراختری میباشد، امّا ایشان در همین مجال اندک نیز به نکاتی اشاره کردند که اهمیتی به سزا دارند و محل تأمل و دقتی در خور هستند. بر این باوریم که صراحت حاکم بر سخنان او را از هر توصیفی معاف دارد. با سپاس از ایشان که پذیرای درخواست «امان» شدند.
پیوند مهدویت و سوره یوسف
کسانی که مایلند در مورد ظهور حضرت ولیعصر(عج) بیشتر اندیشه کنند، بسیار مناسب است که سوره یوسف را مطالعه و در نکات آن دقت نمایند.
در این سوره اشارههای فراوانی وجود دارد که میتوان با تأمل بیشتر بسیاری از مباحث مربوط به مهدویت و ظهور حضرت مهدی(عج) را از آن بهدست آورد. به عنوان مثال ظلم و جفای برادران حضرت یوسف به ایشان و برادرش را میتوان به جفای امت به امام عصر(عج) و اهل بیت پیامبر تشبیه نمود، زیرا بعضی چنین میگویند که اهل بیت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مگر چه ویژگی دارند که در نزد خدای متعال و رسول گرامیاش از دیگران محبوبتر هستند؟
اما باید دانست که تمام افعال خداوند، حکیمانه است و دلیل محبت ویژه خدا به این خاندان هم از روی آگاهی به صفات ممتاز آنهاست، درست مثل حضرت یعقوب علیه السلام که در یوسف علیه السلام چیزی را میدید که در پسران دیگرش نبود و به همین دلیل او را بیشتر دوست میداشت، ولی برادران حضرت یوسف این را درک نمیکردند و جاهلانه میگفتند: « لَیوسُفُ وَأَخُوهُ أَحَبُّ إِلَى أَبِینَا مِنَّا وَنَحْنُ عُصْبَه؛ یوسف و برادرش نزد پدر، از ما محبوبترند؛ در حالى که ما گروه نیرومندى هستیم! مسلّماً پدر ما، در گمراهى آشکارى است!» و شگفت آنکه بهقدری در این امر افراط کردند که پیامبر زمان خود را گمراه دانسته و اظهار داشتند: «إِنَّ أَبَانَا لَفِی ضَلاَلٍ مُّبِینٍ؛ پدر ما در گمراهى آشکارى است!» این نادانی به همین جا ختم نشد و ایشان به جای اصلاح اخلاق و رفتارخود، برای اینکه در نزد پدر، آبرویی بیابند، کمر به قتل حضرت یوسف بستند و گفتند: «اقْتُلُواْ یوسُفَ أَوِ اطْرَحُوهُ أَرْضًا یخْلُ لَكُمْ وَجْهُ أَبِیكُمْ ؛ یوسف را بکشید؛ یا او را به سرزمین دوردستى بیفکنید؛ تا توجه پدر، فقط به شما باشد».
این سوره که در قرآن کریم به احسن القصص ملقّب شده است، بیانگر اتفاقهای مختلفی برای حضرت یوسف است؛ زمانی را نقل میکند که برادرانش او را به کاروانی فروختند و به این ترتیب او عبد و برده شد. بعد از آن هم بهخاطر اینکه زیر بار خواستههای شیطانی زلیخا نرفت، زندانی شد، آنگاه پس از مدتی با تعبیر خوابی که برای عزیز مصر نمود، آزاد و از ملازمان خاص عزیز مصر شد.
یکی از نکات مهمی که در داستان حضرت یوسف علیه السلام است، مربوط به ماجرای زمان قحطی است که او رییس خزانه بود. وقتی برادران حضرت یوسف علیه السلام بدون بنیامین، برای گرفتن سهمی از گندم به نزد او آمدند، حضرت یوسف وعده داد که اگر در مرتبه بعد او را نیز بیاورند، سهمی به او اختصاص خواهد داد و آنها نیز با خوشحالی نزد پدر آمده و از او خواستند که بنیامین را نیز با آنها بفرستد و این درخواست با دیدن عین کالاهای خود در میان سهم گندم، بیشتر نیز شد، اما به خاطر تقصیری که آنها درباره حضرت یوسف کردند، حضرت یعقوب این خواسته را قبول نفرمود و کوتاهی گذشته را یاد آور شد و فرمود: «هَلْ آمَنُكُمْ عَلَیهِ إِلاَّ كَمَا أَمِنتُكُمْ عَلَى أَخِیهِ؛ آیا نسبت به او به شما اطمینان کنم، همانگونه که نسبت به برادرش (یوسف) اطمینان کردم (و دیدید چه شد)؟!»
پس از اصرار زیاد برادران، حضرت یعقوب، شرطی را گذاشتند که بهنظر میآید همین شرط در ظهور امام زمان(عج) نیز وجود دارد. ایشان خطاب به پسرانش فرمود: «لَنْ أُرْسِلَهُ مَعَكُمْ حَتَّى تُؤْتُونِ مَوْثِقًا مِّنَ اللّهِ لَتَأْتُنَّنِی بِهِ إِلاَّ أَن یحَاطَ بِكُمْ فَلَمَّا آتَوْهُ مَوْثِقَهُمْ قَالَ اللّهُ عَلَى مَا نَقُولُ وَكِیلٌ؛ من هرگز او را با شما نخواهم فرستاد، تا پیمان مؤکّد الهى بدهید که او را حتماً نزد من خواهید آورد! مگر اینکه (بر اثر مرگ یا علّت دیگر،) قدرت از شما سلب گردد. و هنگامى که آنها پیمان استوار خود را در اختیار او گذاردند، گفت: «خداوند، نسبت به آنچه مىگوییم، ناظر و نگهبان است!»
در مورد امام زمان(عج) هم همین طور است؛ ما مکرر میگوییم: «خدایا امام زمان(عج) را بفرست تا از او اطاعت کنیم و در خدمتش باشیم.» اما خدای متعال میگوید: شما در مورد یازده امام گذشته بد عمل کردید و تقصیر کار هستید. در مورد این امام، باید وثیقه بگذارید.
وثیقه گذاری امام و امت ایران
هشت سال جنگ و شهدایی که مردم ایران تقدیم اسلام و انقلاب کردند، دادن وثیقه برای ظهور حضرت حجت بن الحسن(عج) بود. قبول قطع نامه صلح توسط حضرت امام در جنگ ایران و عراق و اطاعت امت از ایشان هم، یک وثیقه بود.
حضرت امام در جنگ هشت ساله چهره حسینی داشت و در قبول قطعنامه چهره حسنی و البته وظیفه امت در هر دو صورت اطاعت بود، درست مثل روایت رسول اکرم صلی الله علیه و آله که فرمود: «الحسن و الحسین ... امامان قاما او قعدا» البته فرق نهضت امام خمینی با امام حسن و امام حسین علیه السلام آن بود که امام حسن علیه السلام صلح کرد و امام حسین علیه السلام جنگ نمود، ولی امام خمینی اول جنگ کرد و سپس صلح و این فرق هم بدان علت است که برای غایب شدن امام معصوم، درست مثل غروب خورشید، ابتدا جرم خورشید مخفی میشود و بعد نور آن. اما برای ظهور امام، همانند طلوع خورشید، اول نور آن ظاهر میشود و سپس، خود آن.
وقوع انقلاب اسلامی، همان نور خورشید امامت حضرت مهدی(عج) قبل از طلوع آن است. مهم آن است که ما با این انقلاب که وثیقه الهی برای ظهور حضرت حجت است چگونه رفتار میکنیم. معلوم است اگر کسی با فرستاده امام حسین علیه السلام یعنی حضرت مسلم خوب رفتار نکند، به طریق اولی، با خود امام نیز خوب رفتار نخواهد کرد.
در جریان صلح نیز گرچه ظاهر آن تلخ بود، اما برکات فراوانی داشت و اصولاً گاهی اوقات خداوند متعال با وسیلهای به ظاهر ناگوار بهترین خیر را میفرستد، در حالی که علم ما به آن نمیرسد، یکی از این برکات، رسوایی صدام در جهان و رفع سوء ظن از ملت ما بود. در حقیقت ما به جای گرفتن مکانی به نام بغداد، بغداد دلها را تصرف کردیم.
وثیقه گذاری امام و امت ایران از سال 42 شروع شد و مردم ورامین و دیگر شهرستانها با دستگیری امام خمینی عکس العملهایی نشان دادند که در تاریخ انقلاب ثبت شده است. امام خمینی نیز به شاه، حرفهای تندی میزد تا او را به عکس العمل وا دارد و مردم در این بین، پشت سر او حرکت کنند، این بدان جهت بود که وقتی امام زمان(عج) تشریف بیاورند، دستورهای سختتری خواهند داد، زیرا با هیچ ستمگری بیعت نمیکنند و هر ظالمی را که سر راهش قرار بگیرد از میان بر میدارد. معلوم است چنین مبارزهای، بسیار سخت بوده و یاران امام زمان(عج) نیز رنج بسیار خواهند دید و مقاومت در برابر این مشکلات آمادگی قبلی میخواهد.
خود حضرت امام نیز چون با نفس خود جنگیده بود، توانست شاه هوای نفس درونی را از خانه دل بیرون نماید، به همین دلیل توانست، شاه ایران را نیز بیرون کند؛ مردم ایران نیز چون با عقل خود اعلام وفاداری نمودند، نسبت به امام نیز وفادار ماندند. اساساً هر رفتاری با امام بیرون، به رفتار انسان با امام درون باز میگردد و هر کس که از دست جالوت بیرون فرار میکند، معلوم میشود که با جالوت نفس و درون خود مشکل دارد.
حضرت علی علیه السلام چون مرهب درون را شکست داده بود، توانست در جنگ خیبر، مرهب بیرون را نیز شکست دهد و این کاری بود که دیگران نتوانستند. همین رابطه در داستان حضرت داود نیز هست. قرآن میفرماید: «وَقَتَلَ دَاوُدُ جَالُوتَ» و پس از آن میفرماید «وَآتَاهُ اللّهُ الْمُلْكَ» سؤالی که به ذهن میآید رابطه بین قتل جالوت توسط حضرت داود و اعطای ملک و فرمانروایی از طرف خدای متعال به داود است و این سؤال با مطلبی که بیان شد واضح میشود که چون حضرت داود علیه السلام، بر جالوت غلبه نمود، لایق پادشاهی شد.
تصور کنید بارانی بر زمین میبارد، گاهی این بارش بر زمین شیرین است که چشمه آب شرین از او جاری میشود و گاهی بر زمین شور است که باعث میشود روخانهای از آب شور به جریان افتد. علم و حکمت نیز وقتی بر انسانی که هوای نفس بر او چیره است ببارد، همانند باریدن باران بر زمین شور است که تمام کمالات انسانی را خواهد کشت و باعث بروز زشتترین رذایل اخلاقی از او میشود.
برگردیم به بحث اصلی که دادن وثیقه به خدا برای ظهور امام زمان(عج) بود. نکتهای که با وجود انقلاب اسلامی همچنان باقی است، آن است که هنوز این وثیقه، کامل نشده است، زیرا این وثیقه باید هم وزن شأن و منزلت حضرت مهدی(عج) باشد و معلوم است که باوجود این همه شهید گرانقدر، هنوز حد کاملی از وثیقه الهی برای تشکیل حکومت جهانی امام زمان(عج) فراهم نیامده است.
بصیرت و تیزبینی، وثیقه مهم ظهور
وثیقه مهم دیگر که علاوه بر شجاعت و شهادت امت، باید گذاشته شود، بصیرت و تیز بینی است، تا در مصاف حق و باطل و غبار آلود شدن فضا بتوان حق را به درستی تشخیص داد تا در جنگهایی مثل جمل که عایشه و برخی از اصحاب رسول اکرم علیه السلام در زمان حکومت حضرت علی علیه السلام به راه انداختند، ما را در تشخیص اهل حق به حیرت و اشتباه نیندازد.
یک نمونه از اهمیت بصیرت در وقایع اخیر، پس از انتخابات ریاست جمهوری بود که جایگاه خود را نشان داد. همچنین تمام تلاشهایی که برای نابودی اسرائیل در صحنه بین الملل صورت میگیرد، در حقیقت برای استقرار حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) است، و بسیاری از کسانی که در سراسر جهان، علیه استکبار قیام میکنند، ولو به صورت ناخودآگاه، برای ظهور امام زمان(عج) در تلاشاند.
اگر انسانها واقعاً به دنبال حقیقت و از آن جمله زمینههای ظهور امام زمان(عج) هستند، باید برای تحقق آن سرمایه گذاری کنند؛ البته باید مراقب بود که در راه رسیدن عجله نکرد و مراقب دسیسههای شیطانی بود. در هر حال باید رضایت خدا را در انجام کارها، معیار قرار داد و در این مسیر با همت بلند حرکت نمود و خسته نشد.
. سوره يوسف/8.
. همان.
. سوره يوسف/69.
. سوره يوسف/64.
. سوره يوسف/66.
. سوره بقره/252.
. همان.
آیتالله حائری شیرازی ـ دوماهنامه امان شماره 25