نشریات و مجلات چاپی

مدرسه و پایگاه های علمی
مدرسه مجازی مهدویت
نشریه امان فعالیت خود را از سال ... آغاز کرده است. هم‌اکنون 348 نفر با این مجموعه مرتبط هستند.

سرمقاله

افسوس اگر بودند و صد افسوس اگر شاخصشان امام بود، سخن او، راه او و همراهی او. و صد افسوس شاخص‌ها تغییر و راه‌ها تغییر می‌کرد. دلسوزان را مخالف اندیشه سبک خود می‌دیدند و امام خیر خواه را مخالف اسلام، وحدت و حتی پیامبر معرفی می‌کردند .
افسوس ،اگر...

افسوس، وقتی غریبانه تنهایش گذرادند و هریک به هوا و هوسی رهایش کرد. یکی به طمع وعده‌های پوچ و تو خالی و گاه واقعی معاویه و دیگری از توهم ترس لشکر جرّار و دیگری مثلا از نگاه دلسوزی و خیر خواهی برای مسلمانان حاضر شدند امام را تنها گذارند و دستهایش را ببندند. یا دست بسته بودنش را ناظر شوند.
سست عنصرانی که اگر فقط در صف حاضر می‌شدند و وجودی به عنوان همراهی با امام نشان می‌دادند؛ دشمن فراری می‌شد و هزیمت می‌کرد. اما با عهد شکنی و سست عنصری خود، به جای یاری امام، سیاهی لشکر دشمن شدند.
شهادت حضرت علی علیه السلام و ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام بهانه‌ای است برای بررسی واژگونه‌ها. آنانی که شاخص دارند. و شاخصشان حق است اما با هرچه حق است، مخالفند. با راه حق همیشه مخالفند ؛خواسته یا ناخواسته، محک آنها واژگونه است. جالب آن‌که برای باطل جانفشانی می‌کنند. دست علی را برای بیعت نمی فشارند اما برای بیعت با پای حجاج بن یوسف خونخوار شبانه اصرار دارند. «وَ إِنْ یرَوْا سَبیلَ الرُّشْدِ لا یتَّخِذُوهُ سَبیلاً وَ إِنْ یرَوْا سَبیلَ الغَی یتَّخِذُوهُ سَبیلاً؛ اگر طریق هدایت ببینند از آن نروند و اگر طریق گمراهى ببینند از آن بروند».
شاخصشان مخالفت با راه حق است. این ایام؛ بهانه‌ای است برای طرح این موضوع که عده‌ای همیشه و در همه جا صفشان مقابل بود. استنصار امام را به تمسخر می‌گرفتند. همراهان امام را به حماقت ، تملق و سفاهت متهم می‌کردند. هنگام جانفشانی، گوشه عزلت فرو می‌رفتند و هنگام غنائم و دستاوردها، از همه بیشتر فریاد می‌زدند و خود را با سابقه چندین و چند ساله می‌خواندند.
وقتی امام آنان را به پرسشگری و نهضت علمی فرا می‌خواند و خطاب سلونی ( از من بپرسید) به آنان امر می‌فرمود؛ به جای پرسشگری و سئوال از طریق پیمودن راه آسمان و زمین، به تمسخر، از تعداد موی سر خود می‌پرسیدند. جامعه‌ای که چون امام آنان را به اطاعت فرا می‌خواند، به سرپیچی جوابش می‌دادند.
امام ناله سر می‌داد. از عواقب غفلت پرهیزشان می‌داد، با فتنه آشنایشان می‌کرد و برحذر می‌داشت. فریاد می‌زد : «من نام لم ینم عنه؛ کسی که خواب (غفلت و رفاه طلبی )برگزیند؛ (دشمنان) از او خواب نمی مانند». و آنان در پاسخ خود را به خواب می‌زدند و کسی که خود را به خواب زده است را نمی توان بیدار کرد.
امام آنان را به دوری از دنیا زدگی و دلبستگی دنیا فرا می‌خواند و آنان که در دوران پس از پیامبر، در مادیات فرو رفته بودند؛ زیاده خواهی‌هایشان سیری ناپذیر بود. و همین زیاده خواهی و مقام خواهی شان، جمل را آفرید و عده‌ای فراوانی را در طول تاریخ از مسیر حق، ازحضرت امیر و امام حسن و حسین جدا نمود. چون امام آنان را به جنگ فرا می‌خواند بهانه می‌آوردند و پرچم «لا حکم الا لله» بدست می‌گرفتند و چون امام آنان را به تدبّر و بصیرت فرا می‌خواند، افرادی چون ابو موسی اشعری را به امام تحمیل می‌کردند. چون امام آنان را به صبر و تحمل و عدم جنگ فرا می‌خواند و از کارزار بازشان می‌داشت، شمشیر خوارج بدست بلند می‌کردند و برکوی و برزن بر مردم بیگناه می‌کشیدند.
افسوس اگر بودند و صد افسوس اگر شاخصشان امام بود، سخن او، راه او و همراهی او. و صد افسوس شاخص‌ها تغییر و راه‌ها تغییر می‌کرد. دلسوزان را مخالف اندیشه سبک خود می‌دیدند و امام خیر خواه را مخالف اسلام، وحدت و حتی پیامبر معرفی می‌کردند .
عافیت طلبی خود را بر حق تحمیل می‌کردند و حق را متهم به شدت طلبی و دیکتاتوری می‌کردند. هنگام یاری نبودند و امور فردی خود و ذکر و... را توجیه فرار و بیعت شکنی قرار می‌دادند.
در مقابل انحراف‌ها نه تنها نایستادند و مقاومت نکردند و دست امام علی علیه السلام را نفشردند که وقتی سنگینی تیغ عدالت را بر رگ منفعت طلبی خود دیدند، وا اسلاما سر دادند و احساس نیاز حضور توهّم کردند و خود و دیگران را فریفتند. برای بقول خود «حفظ کیان اسلام و مردم»، با معاویه بر سر سفره نشستند و دست علی بن‌ابی‌طالب علیه السلام را رها کردند و به نام دینی که حامیانشان یعنی ابوسفیان‌ها به او اعتقادی نداشتند، در مقابل دین ایستادند، هلهله کنان از این که حامیانی یافته اند، پنجه بر روی علی علیه السلام کشیدند. در صف حق هیج جا دیده نشدند یا اگر بودند، دیگر نبودند و در صف باطل، جدی و طاقت فرسا حضور یافتند برای حق سینه نزدند و برای باطل سینه چاک کردند. برای حق شمشیر از غلاف بیرون نکشیدند یا اگر کشیدند، به غلاف برگرداند و برای باطل با دست و پنجه و شمشیر و همه امکانات فرق‌ها شکافتند و سرها بریدند. به جای خیر خواهی برای امام و دین، خواسته خود دغدغه شان بود و تمنّاهای سیری ناپذیر و بهانه‌های اسرائیلی شان، مقدم.
و چقدر عجیب است تاریخ که تکرار می‌شود و آدمیان بدون عبرت از گذشته باز همان راه خطا را تجربه می‌کنند و به بدی‌ها دامن می‌زنند .سست عنصرانی که فقط اگر در صف امام حاضر می‌شدند و وجودی به عنوان همراهی با امام نشان می‌دادند ؛دشمن فراری می‌شد و هزیمت می‌کرد اما با عهد شکنی و سست عنصری خود؛ به جای یاری امام، سیاهی لشکر دشمن شدند و وقتی امام از حمله به شهر«انبار» سخن می‌گفت که برادرانشان غریبانه و مظلومانه گرفتار آمدند یا از زنی غیر مسلمان که طلا و زینت آلات از او، دشمن ربوده و کسی به فریادش نرسیده بود، سخن می‌گفت، عافیت طلبان به جای یاری، دغدغه‌های شخصی خود، زن و فرزند و جامعه خود را مطرح می‌کردند و خود را بیگانه از حوادث می‌دانستند .
امروز هم صحنه‌ها تکرار می‌شود؛ خواص حق مدار می‌مانند یا برای منافع خود حق گریز و حق ستیز می‌گردند ؟!
با پرچم علی همراه می‌آیند و یا زیر پرچم ابوسفیان هلهله می‌کنند و واسلاما سر می‌دهند ؟!
از حمله به شهر انبار دیروز و فلسطین امروز غمگین اند یا خود را بیگانه قلمداد می‌کنند؟
اسرائیلی که به تعبیر آن پیرفرزانه اگر هر مسلمانی یک سطل آب بریزد، از صحنه گیتی حذف می‌شود، اینان کجایند ،در صف آن پیر مرادند یا آب در آسیاب دشمن می‌ریزند؟ دشمن را می‌بینند یا خود را به خواب می‌زنند و همراهان امروز صف اسلام را به خشونت و دیکتاتوری متهم می‌کنند و پرچم دار این میدان را آماج تهمت‌ها قرار می‌دهند و برای آتش کفر، نفاق و فتنه هیزم می‌آورند ؟!


. سردبير
. عبدالله بن عمر با علي بيعت نکرد اما شبانه و با اصرار با حجاج بيعت کرد البته چون حجاج در حال استراحت بود مجبور شد با پاي او بيعت کند .
. اعراف .146. سَأَصْرِفُ عَنْ آياتِيَ الَّذينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ إِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لا يُؤْمِنُوا بِها وَ إِنْ يَرَوْا سَبيلَ الرُّشْدِ لا يَتَّخِذُوهُ سَبيلاً وَ إِنْ يَرَوْا سَبيلَ الغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبيلاً ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ كانُوا عَنْها غافِلينَ ؛آن كسانى را كه به ناحق در زمين سركشى مى‏كنند، زودا كه از آيات خويش رويگردان سازم، چنان كه هر آيتی را كه ببينند ايمان نياورند و اگر طريق هدايت ببينند از آن نروند و اگر طريق گمراهی ببينند از آن بروند. زيرا اينان آيات را دروغ انگاشتند و از آن غفلت ورزيدند.
. نهج‌البلاغه، خطبه 189.
. نهج‌البلاغه، نامه 61
. طلحه و زبير به بهانه عمره بيعت شکني کردند و جمل آفريدند.
. امام خمينی.
آخرین ویرایش
در 1394/10/27 10:46 توسط فاطمه کاظمی

مطالب پربازدید را ببینید
و یا به فهرست بازگردید.

بازگشت به ابتدای صفحه

تلفن
نشانی
02188998601
تهران، خیابان انقلاب، تقاطع قدس و ایتالیا، پلاک 98
پیامک
30001366