به اعتقاد یهود ، گناه، باعث هلاکت و مرگ انسان میشود ؛ زیرا نشانه مخالفت و عصیان در مقابل آنچه خواسته خداوند است در تورات است یهودیان معتقدند هر بار که خداوند را اطاعت نمیکنند و از مسیر حق خارج میشوند ، خداوند نیز آنان را دچار بدبختی و آوارگی میکند و باید توبه کنند تا مورد بخشش قرار گیرند و رفتار خدا با بندگان نیز عادلانه است و بر اساس عدالت ، پاداش و جزا تحقق مییابد.
در تورات غالباً سعادتمندی ، مربوط به این جهان است و نجات و سعادتمندی بنیاسرائیل ، حضور در ارض مقدس است که با اطاعت خدا به دست میآید اما در تلمود به صراحت بیان شده است که انسان پاک است و گناه سرنوشت انسان را تغییر میدهد و از آنها خواسته كه مطابق خواست او عمل كنند و به فقر و بیعدالتی خاتمه دهند.
اعتقاد مسلّط بر رَبّانیون این بود كه اگر بنیاسرائیل حتی براى یك روز از گناهان خود توبه كنند، آمدن او جلو خواهد افتاد. علّت آزمون بنىاسرائیل این است كه آن امتحان یا به دلیل گناه قوم و یا براى آزمایش استحكام ایمان ایشان است.
در برابر دیدگاهی كه بر اساس آن خداوند زمان مشخصی را برای آغاز دوران ماشیح در نظر گرفته است، دیدگاه دیگری نیز وجود دارد؛ بر اساس این دیدگاه زمان ظهور ماشیح از قبل معین نشده است؛ بلكه بنا بر رفتار و كردار مردم تغییر خواهد كرد. از این كلام كه«من خداوند در وقت خودش آن را تسریع خواهم كرد» اینگونه استنباط شده است كه « اگر (ملت اسرائیل) استحقاق آن را داشته باشد، نجات ایشان را تسریع خواهم كرد و اگر استحقاق نداشته باشد، در وقت خودش (آنان را نجات خواهم داد).
در تلمود میخوانیم: «توبه كاری عظیم است؛ زیرا كه نجات را نزدیك میكند» و «ظهور او تنها به توبه مردم و كارهای نیكی كه انجام میدهند،بستگی دارد» و «اگر ملت اسرائیل فقط یك روز توبه كند، بلافاصله (ماشیح) فرزند داوود خواهد آمد . اگر ملت اسرائیل فقط یك (شبانهروز) شنبه را بهطور صحیح و كامل نگه دارد، بیدرنگ فرزند داوود خواهد آمد».
مسیحیت
دین مسیحیت بهعنوان یکی از ادیان ابراهیمی دو نوع نگرش به موعود خود دارد در یک نگاه موعودشان یهودی مسیحی است که نقش میانجی دارد که کارکرد آخرت شناسانه ندارد و برای کفاره گناه آدم و نسل او قربانی شد تا همه بشر به نجات برسد که گناه در این نگرش نقشی ندارد و چون اصلاً موعود و انتظاری نیست تا گناه بشر نقشی داشته باشد.
در نگاهی دیگر موعود مسیحی است و کارکرد آخرتی دارد و منتظر ظهورش هستند تا ملکوت آسمان را اجرا کند ، این نوع نگرش به دو مبنای عقاید پولسی و عقاید پطرسی تقسیم میشود.
1. عقاید پولسی و پروتستانها
پولس حواری را غالباً دومین مؤسس مسیحیت لقب دادهاند، یکی از مهمترین تعالیم پولس این است که انسان تنها با ایمان به مسیح رستگار میشود ، نه با عمل به شریعت این گفتهها در رسالههای پولس ، بهویژه غلاطیان و رومیان ، بارها تکرار شده است امروزه پروتستانها به پیروی از پولس رسول و نامههای او برای به دست آوردن نجات نیازی به عمل نمیبینند و معتقدند همینکه شخص ایمان آورد اهل نجات میگردد « گفتند، به خداوند عیسی مسیح ایمان آور که تو و اهل خانهات نجات خواهید یافت».
بر مبنای عقاید پولسی صرف ایمان به مسیح ( مسیحی شدن ) موجب نجات است ، وعدم ایمان به مسیح به نحوی گناه شمرده میشود ، در این نگرش موعود نقش اجتماعی ندارد و بیشتر فردی است ؛ با این بیان آیا عدم ایمان به مسیح موجب تأخیر در ظهور او میگردد؟ و آیا بین ایمان آورندگان به مسیح و تعجیل ظهور مسیح ارتباطی است ؟ این سؤالی است که قابل اثبات نیست چون عدم ایمان به مسیح موجب میگردد که آن فرد به نجات نرسد و فقط مانع نجات خود گشته و دیگر در تأخیر موعود و ایمانش به مسیح در تقدم ظهور ، از متون مسیحی قابل اثبات نیست ، هرچند این ادعا که ایمان همه مردم دنیا به مسیح در تسریع ظهور مسیح اثر خواهد داشت ؛ قابل بررسی و مورد اثبات است.
2. عقاید پطرسی و کاتولیکها و ارتدوکسها
در مقابل دیدگاه پولس ، دیدگاه دیگری وجود دارد که به یعقوب و پطرس حواری منسوب است . آنها ، برای ایمان تنها ارزشی قائل نبوده و برای اینکه یک فرد مسیحی به نجات نائل آید ، عمل صالح و دوری از گناهان را در کنار ایمان به مسیح لازم و شرط میدانند. شاید بتوان گفت : تنها نوشتهای از عهد جدید که بهصراحت تعالیم پولس را رد میکند ، رساله یعقوب است.
کاتولیکها و ارتدوکسها (برخلاف عقاید پولس و پروتستانها ) معتقدند ایمان بدون عمل هیچ نقشی در نجات ندارد و معتقدند که سعادت ابدی به دو شرط تحقق مییابد : یکی فیض خدا که در ایمان متبلور است و دیگری اعمال نیک.
موعود در این دیدگاه موعودی اجتماعی است تا فردی و یک مسیحی وظیفه دارد در کنار رشد و شناخت بیش از پیش خود نسبت به موعود، زمینههای ظهور موعود را فراهم کند. او در مقابل مردم اجتماع مسئول است و باید به آنها محبت کند و حتی به تعلیم اعمال صالحه به آنان بپردازد.
پس همه باید با ترک معاصی ، خود را آماده و منتظر مسیح قرار دهند بیشک ارتکاب گناه در این نوع نگرش منجر به غافلگیری و در نتیجه جاماندن از نجات و عدم شرکت در ملکوت آسمان خواهد گردید.
مبنای عقاید پطرسی بر این اصل استوار است که همواره باید منتظر و آماده بود و بهصرف ایمان نمیشود در صنف نجاتیافتگان قرار گرفت بلکه در کنار ایمان به مسیح به انجام اعمال صالحه ، خود و جامعه را آماده برپایی ملکوت آسمان نمود. در این نگرش برای مسیحیان در برپایی حکومت و ملکوت آسمان نقش محوری قائل بوده و سستی و گناه آنان را موجب تأخیر در ظهور دانسته و آنان را به نحوی مسئول تأخیر امروز منجی میداند.
اسلام
از منظر اسلام آنچه باعث هلاکت انسان میشود ، اسباب و عللی دارد که مهمترین آن ، گناه است و به قولی تمام آنچه مانع نجات است ، در قالب گناه هست.معنای گناه ، مخالفت و نافرمانی و هتک حرمت پروردگار است. نجات در اسلام، برخلاف مسیحیت كه رهایی از گناه است، خلاصی از آتش دوزخ است از واسطه هدایت الهی(هدی) هست.
هرچند برای غیبت امام عصر عللی ذکر شده اما یکی از مهمترین علل محروم ماندن جامعه و مردم از فیض حضور آن امام همان گناه و معصیت مردم بوده است چون گناه موجبات خشم خداوند را فراهم میکند و خشم خداوند موجب میگردد که خداوند به مجازات گناه مردم آنها را از حضور امام محروم کند. امیر مؤمنان، علی علیه السلام در اینباره فرمود: «آگاه باشید زمین از حجّت الهی خالی نمیماند؛ ولی خداوند به دلیل ستمپیشگی و زیادهروی انسانها، آنان را از وجود حجّت خود محروم میکند» و امام جواد علیه السلام فرمود: «هنگامی که خدای تبارک و تعالی بر آفریدههایش خشم کند ما را از میانشان دور میسازد». خشم خدا به جهت هشدار و آگاه ساختن مردم است تا قدرشناس باشند.
بدینسان غیبت آخرین حجّت خداوند نماد خشم خداوند بر زمینیان است و بیشک اگر در ترک گناه و معصیت همت کنیم برخی از موانع را برطرف خواهد شد و امید است که خداوند تفضل نموده و علل دیگر را برطرف کرده و جامعه از این موعود امم مستفیض گردد.
. دانشپژوه مرکز تخصصی مهدویت قم.
. محمدی ، محمد حسین ، آخرالزمان در ادیان ابراهیمی ، ص 218.
. طاهری ، محمد حسین ، یهودیت ، ج1 ، ص 174.
. فريامنش، مسعود؛ گناه و نجات در اديان جهان ، مجله كتاب ماه دين ، تير 1388 ، شماره 141 ، صفحه 44
. اشعيا 6:22.
. رسول زاده، عباس ، آخرالزمان و حيات اخروي در يهوديت و مسيحيت ، مجله معرفت اديان ، شماره 2 ، صفحه 67.
. سلیمانی اردستانی ، عبد الرحیم ، کتاب مقدس ، ص 273.
. همان ، ص 229.
. آزادیان ، مصطفی ، آموزه نجات ، ص88.
. اعمال 16: 31.
. رساله دوم پطرس 3: 18؛ « در قدرت روحانی رشد کنید و در شناخت خداوند و نجات دهندهمان عیسی مسیح ترقی نمایید، که هر چه جلال و شکوه و عزت هست، تا ابد برازنده اوست».
. اعمال رسولان 31:5؛ « و با قدرت خود، او را سرافراز فرمود تا پادشاه و نجات دهنده باشد».
. رساله اول پطرس 1: 22؛« چون نَفْسهای خود را به اطاعت راستی طاهر ساختهاید تا محبت برادرانه بیریا داشته باشید، پس یکدیگر را از دل به شدّت محبت بنمایید».
. متی 5: 19؛«پس هر که یکی از این احکام کوچکترین را بشکند و به مردم چنین تعلیم دهد، در ملکوت آسمان کمترین شمرده شود. امّا هر که به عمل آورد و تعلیم نماید، او در ملکوت آسمان بزرگ خوانده خواهد شد».
. محمدی ، محمد حسین ، آخرالزمان در ادیان ابراهیمی ، ص 249.
. فريامنش، مسعود ، گناه و نجات در اديان جهان ، مجله كتاب ماه دين ، تير 1388، شماره 141 ، صفحه 44.
. الغيبة نعمانی، ص141.
. الكافي، ج 1 ، ص 343.
محسن شریعتی ـ نشریه امان شماره 49