اشاره
در شماره قبل نشریه امان فرازهای ابتدایی دعای شریف عهد به کوشش گروه ادعیه مرکز تخصصی مهدویت قم مورد بررسی قرار گرفت و اینک ادامه تبیین عبارتهای این دعا تقدیم میگردد.
وَ مُنْزِلَ التَّوْراه وَ الاِنْجیلِ وَالزَّبُورِ: و ای نازلکننده تورات و انجیل و زبور
کتابهای آسمانی را خداوند متعال نازل فرموده تا انسانها را هدایت فرماید و مراد از «صحف اولی» که در قرآن کریم آمده است، تورات و انجیل و زبور است. تصدیق آسمانی بودن كتاب تورات و انجیل، به معناى ابقاى آنها براى همیشه نیست، بلكه به معناى همسویی و هماهنگی محتواى همه كتب آسمانی است زیرا اصول همه ادیان، یكی است ولى «شرایع» آنها متعدّد، مثل دریایی كه نهرهاى ورودى به آن متعدّد است. دین و شریعت، راهی است كه ما را به حیات واقعی و انسانی می رساند، ولى در هر زمان تنها یك شریعت پذیرفته است و امروزه تنها دین مورد رضایت خداوند متعال، فقط اسلام است که «إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ».
امام مهدی (عج) وارث این کتابهای آسمانی است به خاطر اینکه امام هر عصر و زمانی وارث تمام خوبیهای گذشتگان است کما اینکه در فرازی از یکی از زیارتنامههای امام حسین علیه السلام میخوانیم: «السلام علیك یا وارث التوراه و الانجیل و الزبور».
وَ رَبَّ الظِّلِّ وَ الْحَرُورِ: ای پروردگار سایه و آفتاب گرم
در قرآن کریم آمده است «وَ لَا الظِّلُّ وَ لَا الْحَرُورُ و سایه و گرماى آفتاب (یكسان نیستند)». برخی مفسریان گفتهاند که منظور از ظل، بهشت است زیرا آنجا همیشه سایه است و مقصود از حرور جهنم سوزان؛ ضمن آنکه «یوْمَ الْحَرُورِ» هم در روایات آمده که منظور روز قیامت است بنابراین خداوند متعال، مالک و پروردگار آفتاب و سایه است و اگر شما از سوزش آفتاب قهر الهی در دنیا و آخرت میخواهید نجات یابید و در سایه امن الهی باشید بر طبق آیات و روایات، راهش فقط پیروی از قرآن است.
وَمُنْزِلَ الْقُرْآنِ الْعَظیمِ: و ای نازلکنندهی قرآن عظیم
معصومین روایاتی در عظمت قرآن بیان فرمودهاند که به جهت اختصار فقط دیدگاه امیرالمؤمنین علیه السلام را در نهج البلاغه بیان میکنیم. ایشان میفرمایند:
در قرآن، علوم آینده و اخبار گذشته آمده است، دواى دردها و نظم امور در قرآن است (خطبه 158)؛ قرآن، دریایى است كه قعر آن دستیافتنى نیست، بنایى است كه پایههایش سست نمىشود و داروى شفابخشى است كه بیمارى در پى ندارد (خطبه 198)؛ قرآن، عزتی است كه شكست ندارد و حقّى است كه خوار نمىشود (خطبه 198)؛ قرآن بهترین موعظه، ریسمان محكم الهى، بهار دلها، چشمههاى علم و عنصرى است كه دل جز با آن صیقلى نمىشود (خطبه 176)؛ قرآن، نورى روشن، شفایى سودمند، سیراب کننده تشنگىهاى معنوى و وسیله حفظ و نجات است (خطبه 156)؛ كسى با قرآن ننشست مگر آنكه از انحرافش كاسته و به هدایتش افزوده شد (خطبه 176)؛ در قرآن، سرگذشت پیشینیان، اخبار آیندگان و تكالیف حاضران است (خطبه 313)؛ قرآن، بزرگترین بیمارىها را كه كفر و نفاق و انحراف و گمراهى است، درمان مىكند (خطبه 175)؛ قرآن، خیرخواهى است كه خیانت نمىكند، راهنمایى است كه گمراه نمىسازد و محدّثى است كه دروغ نمىگوید (خطبه 176)؛ انسان بدون قرآن غنایى و بعد از قرآن فقرى ندارد (خطبه 175)؛ قرآن، هرگز كهنه نمىشود (خطبه 156)؛ شما را به خدا نگذارید در عمل به قرآن دیگران بر شما سبقت بگیرند (نهجالبلاغه، نامه 47).
وَ رَبَّ الْمَلائِكَهالْمُقَرَّبینَ وَ الاَنْبِیاءِ وَ الْمُرْسَلینَ: ای پروردگار ملائک مقرب و پیغمبران و رسولان
مقرب به معنى قریب و نزدیک است. همه فرشتگان، در یك مرتبه و سطح نیستند. مقام آنان و مسئولیت آنان تفاوت دارد. مقام بعضى مانند جبرئیل و میكائیل و عزرائیل و اسرافیل از سایرین برتر است. در قرآن فقط نام جبرئیل و میكائیل آمده و در مورد بقیه تنها با ذکر وصفشان ذکر گردیدهاند مانند: «كِراماً كاتِبِینَ».
فرشتگان گروهها و دستههای مختلفی دارند و هر دستهای در مقام خاص و دارای قدرتی و برای كاری هستند: «وَ ما مِنّا إِلا لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ». مسئول وحی (جبرئیل) مسئول ارزاق (میكائیل) مسئول روح (عزرائیل) مسئول سور (اسرافیل) است «روح» یكى ازدیگر فرشتگانِ مقرّب الهى است كه نام او در قرآن، به صورت جداگانه و معمولاً در كنار «ملائكه» آمده است مانند: «یوْمَ یقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلائِكَه»، «تَعْرُجُ الْمَلائِكَه وَ الرُّوحُإِلَیهِ». همچنین در سوره قدر هم این مطلب با عبارت «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَه وَ الرُّوحُ» آمده است.
در این فراز به مقام انبیا و رسولان نیز اشاره شده است که مشخص میکند نبی با رسول فرق میکند. در مورد فرق میان «رسول» و «نبی»، سخن بسیار گفته شده است؛ از جمله آنکه نبی به کسی گفته میشود که مأموریت و رسالتی بر عهده او گذارده شده تا آن را ابلاغ کند و بنابراین که از ماده «نبأ» به معنای خبر باشد به کسی گفته میشود که از وحی الهی آگاه است و خبری دهد و بنابراین که از ماده «نبو» به معنای رفعت و بلندی باشد به کسی گفته میشود عالی مقام است. رسول کسی است که صاحب آیین و شریعت آسمانی و مأمور ابلاغ آن باشد؛ یعنی علاوه بر دریافت وحی الهی، مأمور رساندن آن به مردم نیز هست اما نبی، وحی را دریافت میکند ولی موظف به ابلاغ آن نیست، بلکه اگر از او سؤال کنند پاسخ میگوید.
به تعبیر دیگر، نبی همانند طبیب آگاهی است که در محل خود آماده پذیرایی بیماران است. او به دنبال بیماران نمیرود ولی اگر بیماری به او مراجعه کند از درمانش فروگذار نمیکند. رسول، طبیبی است سیار؛ همانگونه که حضرت علی علیه السلام) درباره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «طبیب دوّار بطبه». پیامبر صلی الله علیه و آله پزشکی بود که به دنبال بیماران میرفت و چشمهای بود که به دنبال تشنگان، روان بود. این را هم بدانیم که برخی از پیامبران هردو مقام را داشتند؛ مانند پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله که علاوه بر دریافت وحی، مأمور ابلاغ آن نیز بود و برای تشکیل حکومت و اجرای احکام تلاش میکرد و در عین حال، از طریق باطنی به تربیت نفوس میپرداخت.
. طه / 133
. آلعمران/ 19
. اقبال الاعمال، ص 712.
. فاطر/ 21.
. «مَلائِكَتِهِ ... جِبْرِيلَ وَ مِيكالَ» بقره/ 99.
. انفطار/ 11.
. صافات/ 164.
. نبأ/ 37.
. معارج/ 4.
. تفسیر نمونه، ج 13، ص 455
. نهج البلاغه، خ 108.
. تفسیر نمونه، ج 1، ص 440
دوماهنامه امان ـ شماره 49