یکی از موضوعات مهم در مباحث امامت، موضوع ولایت تکوینی است. ولایت تکوینی به معنی داشتن علم و قدرت خارقالعاده و قدرت دخل و تصرف در طبیعت و دگرگونی در عالم هستی، از شئون خداوند متعال است که در آن هیچ همتا و شریکی ندارد؛ اما از آن جهت که حضرت حق اراده فرموده که امور خلقت توسط واسطهها به انجام برسد، لذا اداره بعضی از امور را به ملائکه سپرده و قرآن به صراحت از ملائک مقرب خداوند همچون حضرت جبرئیل، امین وحی الهی و عزرائیل، مأمور قبض ارواح و ملائک مدبّرات و ملائک مقسّمات یاد میکند.
از روایاتی که در تفسیر آیات فوق الذکر آمده، استفاده میشود که مقداری از امر تدبیر نیز، در اختیار بشر قرار داده شده و قرآن کریم، ولایت تکوینی در مورد افراد خاص را پذیرفته است:
• فرو رفتن قارون به دستور حضرت موسی علیه السلام در زمین است که نشان از اطاعت زمین، از فرمان آن حضرت دارد.
• دیدار حضرت موسی علیه السلام با بندۀ خالص خدا، حضرت خضر که مأموریتهای ویژه او حضرت موسی علیه السلام را به شگفتی واداشته است.
• کارهای خارق العاده که حضرت عیسی آن را به خود- امّا به اذن خداوند- نسبت میدهد، مانند زنده کردن مردگان و خبرهای غیبی و شفا دادن بیماران و غیره.
• حاضر کردن تخت بلقیس به وسیله یکی از وزیران حضرت سلیمان در چشم به هم زدنی نزد او.
• تسخیر کوهها و مرغان هوا به وسیله حضرت داوود علیه السلام و نرم بودن آهن در دست او.
این نوع از ولایت، در حد اعلای خود، به رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و ائمه بزرگوار ما هم عنایت شده است. علامه بزرگوار آیت الله طباطبایی در شرح داستان حضرت سلیمان، بر اساس روایاتی شاهد میآورد که علم آصف بن برخیا، وزیر سلیمان تنها احاطه به یک حرف از حروف اسم اعظم الهی بود اما کسی که نزد او «علم کتاب» است از نیرویی برخوردار است که قرآن در مورد او میفرماید: «قُل کَفَی بِاللهِ شَهِیداً بَینِی وَ بَینَکُم وَ مَن عِندَهُ عِلمُ الکِتَاب»؛ ای پیامبر! وقتی من و کسی که نزد او علم تمام کتاب است به رسالت تو شهادت بدهیم، برای تو کفایت میکند.
ائمه معصومین که افضل و اعلم خلق خدا هستند و ولایت آنان بر همگان فرض است، به تصریح روایات، تمامی «علم کتاب» در اختیارشان قرار داده شده و ملائکه و تمام اشیا تحت فرمان آنان قرار دارند.
امام عصر (عج) که عصاره خلقت و ذخیره الهی است، تمام کمالات پیامبران و ائمه بزرگوار را داراست. او انسان کامل و یگانه گیتی است. خداوند متعال هدایت خاص مردم گمراه در آخرالزمان و سعادت کامل بشریت را به او سپرده است؛ علم اولین و آخرین نزد اوست؛ لذا در زیارت آن بزرگوار آمده است: «اَلسَّلَامُ عَلَی وَارِثِ الاَنبِیَاء وَ خَاتَمِ الاَوصِیَاء».
هدایت باطنی امام عصر (عج)
یکی از مباحث مهم ولایت تکوینی، موضوع هدایت تکوینی و باطنی است. این مقام با هدایت تشریعی تفاوت بسیار دارد به این دلیل که خداوند متعال، حضرت ابراهیم (ع) را پس از کهولت سن و گذر از امتحانهای سخت و سربلند بیرون آمدن از آن، به دریافت این مقام مفتخر میگرداند.
مقام امامت مقامی است که دارندۀ آن علاوه بر هدایت تشریعی و ظاهری، قادر است از طریق هدایت باطنی و روحی، افراد مستعد را به کمال مطلوب خود برساند. این نوع هدایت، هدایتی فراتر از ارائه راه است. امام با استناد به امر ملکوتی خداوند، در ذهن و روح انسانهای مستعدِ هدایت، تصرف کرده و آنها را به کمال شایستهشان میرساند. خداوند متعال از این نوع هدایت ویژه در آیه 73 سوره انبیاء یاد میکند و میفرماید: «وَ جَعَلنَاهُم اَئِمَه یَهدُونَ بِاَمرِنَا؛ آنان را - ابراهیم، اسحاق، یعقوب - امامانی قرار دادیم که به امر ما هدایت میکردند». باء در «باَمرِنَا» باء سببیت است و مقصود از آن یک نوع تصرف تکوینی در نفوس که با آن، راه را برای بردن دلها به سوی کمال و انتقال دادن آنها از جایگاهی به جایگاه بالاتر هموار میسازد و این همان حقیقتی است که خداوند متعال در مورد آن میفرماید: «اِنَّمَا اَمرُهُ اِذَا اَرَادَ شَیئَاً اَن یَقُولَ لَهُ کُن فَیَکُون؛ هنگامی که اراده خداوند بر چیزی قرار گرفت به محض گفتن «باش»، آن شیء موجود میشود».
امام علیه السلام نیز به امر خداوند و به اندازه ظرفیت وجودی هر کسی که طالب حقیقت است، در قلب و روح او نفوذ کرده و همراه با او تا سرمنزل مقصود او را همراهی میکند. البته باید متذکر شد کسی که دارای این مقام است از تأیید ویژه الهی برخوردار است و این تأیید به واسطه فرشتهای از عالم امر تحقق مییابد.
تاریخ شیعه از آغاز تاکنون نمونههای بسیار زیادی از این نوع هدایت سراغ دارد به همین علت است که گاهی مشاهده میشود با یک نگاه امام علیه السلام و بدون هیچ سخنی، از دشمن اهل بیت دوستدار واقعی ساخته میشود و کسانی چون حرّ بن یزید ریاحی و زهیر بن غین در عرض چند ساعت با عنایت و لطف امام حسین علیه السلام و هدایت باطنی ویژه، کاملاً متحول شده و به بالاترین مراتب هدایت و قرب دست مییابد.
هدایت خاص امام عصر (عج) از فرقههای دیگر و حتی کسانی که اعتقادی به امام علیه السلام نداشتهاند، نمونه بارز این نوع هدایت است. یکی از ایشان دانشمند نامی اهل سنت، دکتر تیجانی است که بعد از هدایت خاص ولی خدا به مذهب شیعه مشرف شده و ماجرای استبصار خود را در کتاب آنگاه هدایت شدم بیان کرده است. این کتاب که به 24 زبان دنیا ترجمه شده، باعث گرایش صدها هزار نفر به مذهب تشیع در گوشه و کنار جهان گشته است. او میگوید: «در حرم امام حسین علیه السلام وقتی سخنران داستان تحول حرّ را بازگو میکرد، احساس کردم که من، حرّ هستم و خطاب به حسین علیه السلام گفتم: «ای پسر رسول خدا، آیا توبهام را میپذیری؟ و این کلام، آغاز تحولم بود...».
. اصول کافی، ج1، ح7.
. نحل/32، نازعات/5.
. بحارالانوار، ج13، ص251.
. کهف/65 تا 82.
. آل عمران/49.
. نحل/40.
. انبیاء/79.
. رعد/43.
. المیزان، ج 15، ص 518.
. مفاتیح الجنان، ص 875.
. بقره/124
. یس/82
. «و کذلک اَوحَینَا اِلَیکَ رُوحاً مِن اَمرِنَا» مقصود از روح، فرشتهایست که برتر از جبرئیل و میکائیل است. آن فرشته همیشه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله) را تأیید میکرد و پس از آن همراه ائمه علیه السلام است. الکافی، ج 1، ص 273.
زهرا حسام ـ دوماهنامه امان شماره 49