همان طور كه «انسان كامل» آرزوی انسان ناقص است، دستیابی به تمدن شیعی، آرزوی انسانی است كه می خواهد اهداف نظام حضرت صاحبالامر (عج) را عینی و كاربردی كند، لذا مقام معظم رهبری فرمودند: «ما انشاءاللَّه خواهیم توانست تمدن اسلامی متعلق به ملت ایران را براى این دوره و براى امت اسلامی در این زمان بار دیگر سرِ دست بیاوریم و الگوئی را براى حركت امت اسلامى ارائه بدهیم» و پس از دستور تدوین نقشه پیشرفت اسلامى – ایرانى بیان نمودند: «باید ابعاد و زوایایش مشخص شود؛ این كار به طور كامل انجام نگرفته است و باید بشود. اما همین كه ما فهمیدهایم كه باید برگردیم به نقشه اسلامی ایرانی، این خودش موفقیت بزرگی است... الگو گرفتن بیقید و شرط از نظریه پردازهاى غربی و شیوه ترجمه گرایی را غلط و خطرناك بدانید. ما در زمینه علوم انسانى احتیاج داریم به نظریهسازى».
ویژگیهای تمدن زمینه ساز
سؤال این است که تمدن اسلامی ما چه خصوصیاتی باید داشته باشد تا بتواند گستره جهان را برای آرمانیترین حکومت جهان و آرزوی صالحان یعنی حکومت امام زمان (عج) آماده کند؟
راز بقای یك تمدن چیزی جز توحید و حاكمیت حكم خدا در تمام ابعاد زندگی انسانها نیست. به هر حال تمدن باید:
1. زندگیساز باشد؛
2. به تمام سؤالهای جامعه را به عنوان انسانهای تعالیطلب، جواب بدهد، خصوصاً این که تمدن باید به آرزوهای واقعی انسانها نظر داشته باشد و از جزئیترین تا متعالیترین سؤالهای انسان را جواب بدهد تا بتواند بر ویرانههای تمدنهای گذشته، خود را اثبات كند و بنمایاند؛
3. بتواند جنبههای قدسی احكام را حفظ كند و دین انسانها را در جنبههای حضوری و قلبی نگه دارد و صرفاً در جنبههای قالبی آنها را متوقف نكند.
حال اگر ملتی بخواهد از معضلاتی که برای جهان غرب به وجود آمده رها شود، باید مبنای تفکر خود را نسبت به عالَم و آدم عوض کند؛ یعنی علم را محدود به عالم ماده نداند و آدم را هم در حدّ بدن و غرایز طبیعی نشمارد تا احساس دوگانگی با فرهنگ غرب در او ایجاد شود. مشكلِ در توَهّم افتادن غرب در دوران جدید از نگاه فلسفی فرانسیس بیكن (1561–1626 م) به عالم و آدم شروع شد تا آنجا که در نتیجه این طریق، انسان جدید، متولد شد، امّا توجه داشت كه یك تمدن با تمام لوازمش بر مبنای این سخن شكل گرفت.
اگر مکتبی اولاً، انسان را تشویق به فراگیری دانش از هر راهی نمود و ثانیاً، راه را هم نشان داد و ثالثاً، خود این راه را هم طی کرد و رابعاً، رهاورد خود را با طی همین راه برای ما تبیین کرد، آن مکتب میشود فلسفه؛ اما اینکه گفته میشود فلسفه جزء تمدن اسلامی است و نه تدین اسلامی ما در این موضوع همان سخنی را میگوییم که مرحوم آیتالله مدرس در باب نسبت دیانت و سیاست فرمودند: «سیاست ما عین دیانت ماست و دیانت ما عین سیاست ماست». ما هم میگوییم تمدن ما عین تدین ماست و تدین ما عین تمدن ما. ما تمدنی منهای تدین، نداریم و تمدن بدون تدین، هم نخواهد بود. باید عنایت داشت كه تفكر شیعی توان مدیریت در تمام ابعاد انسانها را دارد و به همین جهت برای تفكر كفرآلود، میدانی نمیگذارد تا بتواند در آن میدان مانور دهد و خود را بنمایاند، اینجاست که درگیری شیعه با تفكر شركآلودِ انسانمدار، حتمی خواهد بود.
همه چیز به تعریف از انسان بستگی دارد
باید ببینیم انسان چگونه تعریف می شود. اگر انسان به صورت یک شیئ مادی و طبیعی تعریف شود، زندگی او نیز به صورت یک زندگی طبیعی و حیوانی تعریف خواهد شد و ما در این نوع زندگی چیزی فراتر از طبیعت و پرورش نیروهای طبیعی و حیوانی نخواهیم داشت، ولی اگر انسان به عنوان یک موجود فرا طبیعی و مجرد تعریف شود، آن وقت همه چیز به گونهای دیگر شکل خواهد گرفت و زندگی او رنگ دیگری پیدا خواهد کرد. در این نوع زندگی علاوه بر طبیعت، بحث تجرد و معنویت نیز مطرح خواهد بود و تکامل انسان نیز در قرب به خدا تعریف خواهد شد.
از کجا شروع کنیم؟
شاید سؤال شود برای تمدن سازی و مؤثر بودن ما در معادلات آینده جهان، از کجا شروع کنیم؟
هر اندازه که عقل و اندیشه و ایمانِ قلبی مردم در شناخت جایگاه خود در عالم رشد كند، به همان اندازه نفوذ فرهنگ غرب ضعیف می گردد و در نتیجه از بحرانی كه جامعه در آن گرفتار شده كاسته میشود و جامعه آرام آرام ظلمات مدرنیته را میشناسد و میفهمد چگونه با حضور فرهنگ مدرنیته از زندگی حقیقی محروم شده است، البته این روش به حوصله زیاد نیاز دارد و نباید انتظار داشت سریعاً نتیجه دهد، ولی بالاخره باید به خود گفت:
صد انداختی تیر و هر صد خطا است اگر هوشمندی یك انداز و راست
اگر هر كس جایگاه تاریخی شرایطی را كه در آن زندگی میكند، درست بشناسد و به تعبیر دیگر، بفهمد در كجای تاریخ قرار دارد و از مسیر قدسی تاریخ که پیامبران بنیانگزار آنند غفلت نكند، بهترین برنامه را برای بارور كردن زندگی خود میریزد و در واقع زندگی خود را معنی میبخشد و از پوچی و نیهیلیسم میرهاند.
مهترین عامل برای گذر از ظلمات آخرالزمان (مدرنیته)
مشکل دنیای غرب از آنجایی آغاز شد که جایگاه انسان را در عالَم نفهمید و خود را عین ربط به خالق ندانست. بلکه خود را در کنار خدا همه کاره دنیا دانست و توجه نداشت که هر چیز در عالم یک صورت عند اللهی هم دارد. اگر کسی حقایق غیبیه را نشناسد و متوجه نباشد که آنها مدبّرات عالَم هستند و از آیه: «اِن مِنْ شَیءٍ اِلّا عِندَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ اِلّا بِقَدَرٍ مَعلومٍ» غفلت کرد، تمام توجه خود را معطوف به عالم مادّه می کند و ماوراء ماده و محسوسات، حقیقتی را نمی شناسد. حالا اگر مسلمانان هم نتوانسته باشند از طریق اسلام با حقایق غیبی مرتبط شوند و آن حقایق را به عنوان مدبّرات عالم نشناسند، تحتتأثیر فرهنگ شتاب و تحرك غرب قرار میگیرند. به همین جهت میگویند: تمدن غرب بسیاری از مذهبیها را بدون اینکه خودشان بدانند، از گوهر اصلی اسلامِ شان كه همان آرامش و وقار است؛ جدا کرده است.
جایگاه معرفت نفس
نکته مهم آن است که معرفت به نفس - که نیازى به دلیلهای پیچیده عقلى و نقلى ندارد و مباحث آن انتباهی و بدیهی هست- انسان را به روح خود که موجودی مجرد و غیبی است متوجه نموده و راه ارتباط نسل ما را با حقایق غیبی باز میکند. همانطور که صدرالمتألهین میفرمایند: «فإن معرفهالنفس مفتاح خزائن الملکوت؛ معرفت النفس کلید خزینههای ملکوت (غیب) است.
در روایات داریم در آخرالزمان این دعا «اللهم عرفنی نفسک...» را زیاد بخوانید و به این نتیجه میرسیم که عدم شناخت خداوند باعث نشناختن رسول صلی الله علیه و آله و حجت (عج) او میشود و شناخته نشدن حجت منجر به گمراهی در دین میشود، حال میگوییم شناخت عمیق خداوند از دریچه خودشناسی واقع میشود. پس قطعاً خودشناسی، عمیقترین دریچه معارف از حضرت حجت (عج) را برای انسان باز مینماید که شرح آن مجالی دیگر میطلبد.
. دیدار مقام معظم رهبری با جمع نخبگان استان فارس 17/2/87.
. در جمع دانشجويان استان فارس 14/2/87.
. جهت اطلاع بيشتر به جزوات تمدن زایی شيعه و کتاب «آنگاه فعالیتهای فرهنگی پوچ میشود» نوشته مؤلف مراجعه نماييد.
. حکمت صدرايي ماهيت و مختصات – مصاحبه قبسات با حضرت آيت الله جوادي آملي.
. «هیچ چیزی نیست مگر آنکه خزینههای آن نزد ماست و ما هر چیزی را به میزان مشخص نازل کردیم»؛حجر/21.
. پروفسور کربن میگوید: «مشکل غرب نفهمیدن ملائکه ایجادکننده و مدبر دنیاست».
. اسفار اربعه، ج 3، ص 166 و ج 7، ص 255.
مفاتیح الجنان؛ دعا در زمان غیبت امام زمان (عج): «اللهم عرفنی نفسک فإنک إن لم تعرفنی نفسک لم اعرف رسولک، اللهم عرفنی رسولک فإنک إن لم تعرفنی رسولک لم اعرف حجتک، اللهم عرفنی حجتک فإنک إن لم تعرفنی حجتک ضللت عن دینی».
استاد اصغر طاهر زاده ـ دوماهنامه امان شماره 49