برنامه اساسی اسلام استقرار نهایی فرهنگی توحیدی و فلسفه مهدویت در اسلام مبتنی بر چنین دیدی درباره آینده بشریت است. با توجه به این مهم یکی از اساسیترین رسالت منتظران ظهور بازشناسی عناصر و مواد تشکیلدهنده فرهنگ و میزان تأثیرگذاری این عناصر در شکلگیری آن بوده تا بتوانند با اصلاح، حذف و یا تثبیت این عناصر در جوامع هدف زمینه استقرار فرهنگ مهدوی را فراهم نمایند. این نوشتار به بررسی یکی از عناصر شکلگیری فرهنگ یعنی «خودآگاهی» و تأثیر آن در فرهنگ مهدوی میپردازد.
مفهوم خودآگاهی
خودآگاهی به معنی بازیابی حقیقت خویش بهواسطه پرورش و زنده کردن استعدادهای فطری درونی است. خودآگاهی دارای مراتب و سبقههای مختلف مانند فطری، جهانی و عرفانی بوده که مرتبه کامل آن بازیابی و خودآگاهی عرفانی است که با رابطه انسان و اصالت حقیقی او که همان مقام خلیفه الهی باشد، پیوند خورده است. این خودآگاهی، پرورشیافته خودآگاهی فطری و جهانی است.
معنای فرهنگ
واژه فرهنگ در کتابهای لغت فارسی به معنای علم، فضل، حکمت و دانش، ادب، تعلیم و تربیت است. در رابطه با معنای اصطلاحی و تعریف فرهنگ، جامعه شناسان و دانشمندان علوم انسانی تعاریف گوناگونی ارائه نمودهاند که اختلاف بین این تعاریف به خاطر تفاوت نوع نگاه به انسان و جامعه انسانی بوده است. منظور از فرهنگ در این نوشتار مجموعهای از بینشها، ارزشها و رفتارهایی است که شاکله انسان را نظام داده و تعامل او را با خود، خلق و خالق هستی انتظام بخشیده و زمینه صعود و یا سقوط او را فراهم میآورد.
خودآگاهی برجستهترین عنصر فرهنگی
همانگونه که از تعریف فرهنگ مشخص شد، عناصر متعددی در شکلگیری فرهنگ جامعه انسانی نقشآفرینی میکنند اما مطمئناً میزان تأثیرگذاری این عناصر به یک میزان نیست بلکه اولاً: زیر بنا و اساس فرهنگ را میتوان عنصر بینشها و باورهای افراد جامعه دانست و ثانیاً در بین باورها و بینشها نوع نگاه انسان به خود نقش ویژهای داشته و در شکلگیری نظام ارزشی جوامع نقش کلیدی را ایفا میکند. این مهم هم در آیات نورانی قرآن کریم هم در کلام روحبخش معصومین علیه السلام و هم در سخنان ژرفاندیشان عرصه تحقیق، کاملاً متعدد و نمایان است. از آن جمله آیه 19 سوره حشر که میفرماید: «و لا تکونوا کالذّین نسُو الله فانساهم انفسهم اولئک هم الفاسقون». حضرت علی علیه السلام نیز خودشناسی را سودمندترین شناختها و بزرگترین پیروزیها برشمرده و میفرماید: «هیچ شناختی چون شناخت تو نسبت به خودت نیست».
اهمیت و ارزش و نقش تعیینکننده عنصر خودآگاهی در شکلگیری فرهنگ انسانی وقتی بیشتر مشهود میشود که فرهنگ را ویژگی جامعه انسانی و وجه تمایز انسان با حیوانات دیگر بشناسیم. البته چه بسیار جوامع انسانی بهظاهر متمدن و صاحب فرهنگ که گوی سبقت را از درندهترین انسانها ربودهاند و به اعمالی دست میزنند که پستترین حیوانات هم در جمع خود آن را مرتکب نمیشوند. لذا باید دانست فرهنگ تکاملیافته و رشد دهنده فرهنگی است که مبتنی بر بینش و نگاهی جامع به انسان و جایگاه والای او باشد و بزرگترین نقیصه فرهنگ مادیگرای غرب فقدان چنین بینشی است.
احساس نیاز به امام در پرتو خودآگاهی
از آنجا که حوزههای شناخت انسان در همدیگر اثر دارد و بینش انسان در یک حوزه باعث تحت تأثیر قرار گرفتن حوزههای شناخت دیگر او میشود با اندکی تعمق بر روی کلام پیامبر گرامی اسلام و ائمه اطهار درمییابیم خودآگاهی هم بهطور مستقیم و هم بهطور غیرمستقیم به امام شناسی میانجامد.
الف: اثر مستقیم خودآگاهی
انسان وقتی ظرفیتهای وجودی خود را در پرتو خودآگاهی، کشف کرد، برای رسیدن به شکوفایی این استعدادها بهشدت احساس نیاز به مربی در او شکل میگیرد. اساساً خودشناسی، لازمه راهنماشناسی و راهشناسی است، چراکه انسان فاقد هویت و کسی که تعریف صحیحی از خود نداشته باشد و تصورش از خود درحد یک حیوان باشد و نیاز اساسی خود را خوراک و پوشاک و مسکن بداند، جهت تأمین نیاز به هر ذلتی تن در میدهد، جهان را چونان میدان مسابقهای میداند که برای لذت بیشتر از امکانات آن و پیشی گرفتن از دیگران باید از هر وسیلهای استفاده کند، یک چنین انسانی هرگز در خود احساس نیاز به راهنما نمیکند و برای شناخت آن قدم از قدم برنمیدارد؛ اما انسان خودآگاه که در پرتو تعالیم درست به شناخت جامع از خود دستیافته است و میداند که ظرفیت اراده او به اندازهای است که میتواند با تربیت درست و با شاگردی در مکتب امامت به علم و قدرتی شگرف دست، یابد هرگز به خود اجازه نمیدهد سرمایه وجودی خود را بهراحتی از دست بدهد. گمشده چنین انسانی در رسیدن به منافع مادی نخواهد بود بلکه لذت او در ارتباط با آن راهنمایی است که بتواند جواب سؤالها و معماهای او را بدهد و او را به معرفت و شناخت متعالی برساند. وجود او لبریز از احساس نیاز به امام خواهد بود و این احساس نیاز اولین و بزرگترین گام در شکلگیری فرهنگ مهدوی خواهد بود.
ب: اثر غیرمستقیم خودآگاهی
خودآگاهی علاوه بر تأثیر مستقیم در شناخت امام و احساس نیاز به راهنما از آنجا که مهمترین راه برای شناخت خداوند است بهطور غیرمستقیم نیز در این امر دخیل است، خودشناسی یکی از مهمترین راههای خداشناسی است بهطوری که امیرالمؤمنین میفرماید: «هر که خود را شناخت، پروردگار خود را شناخت». ممکن نیست که انسان به دنیای پررمز و راز خود وارد شود، در آن به تفکر بپردازد و در عین حال به خداشناسی نرسد. خداوندی که حکیم، دانا و توانا و مدیر و مدبر است و به اقتضای حکمتش هرگز کار بیهوده انجام نمیدهد و انسان را بیهدف خلق نکرده و حتماً برای رساندن او به آن هدف، جهت و نشانه بر سر راه او قرار داده است و آن حجت، کسی جز امام نیست و به تعبیر امام صادق علیه السلام «حجت خداوند بر خلقش برپا نگردد مگر به وجود امامی که شناخته شده باشد».
خودآگاهی و زمینههای اجتماعی فرهنگ مهدوی
وقتی انسان در پرتو خودآگاهی به بینش درست از خود و نوع انسانها دست یافت علاوه بر اینکه پوچی و پوچگرایی که منشأ ناامیدی و سکون است از زندگی او رخت برمیبندد و جای خود را به تحرک و امید میدهد و روح نشاط و تلاش در زندگی او حاکم میشود، بلکه خود منشأ تحرک و پویایی در جامعه و اطرافیان خود گردیده و زمینهها و بسترهای حاکمیت فرهنگ مهدوی را فراهم میکند نمونههای بارز این تحریک آفرینی را میتوان در اقدامات و رفتارهای اجتماعی چون تنظیم رابطه خود با دیگران و محیط پیرامون، اصلاح گری و جامعه پروری در سایه امر به معروف و نهی از منکر، ولایتپذیری و تلاش در جهت استقرار آن در جامعه، برشمرد:
ادامه دارد...
. فارغ التحصیل مرکز تخصصی مهدویت قم.
. مجموعه آثار شهید مطهری، 24، ص 310.
. منتخب میزان الحکمه، ج 2، ص 656.
. میزان الحکمه، ص 657.
. میزان الحکمه، ص 55.
محمد اکبری ـ دوماهنامه امان شماره 49