خلیفههای ستمگر عباسی از روایتها با خبر شدند مردی از خاندان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به نام «مهدی» به دنیا خواهد آمد و بیداد و ستم را از بین میبرد. آنان امام دهم و یازدهم علیه السلام را به پادگان نظامی بردند تا از نزدیک مراقبشان باشند که اگر مهدی(عج) به دنیا آمد، او را از میان بردارند ولی آن بزرگوار پنهانی به دنیا آمد و تا هنگام تولد نشانه بارداری در مادرش دیده نشد و حتی نزدیکان امام یازدهم علیه السلام به جز عمه او، آن هم در شب ولادت از به دنیا آمدن این کودک آگاهی نداشتند.
امام مهدی(عج) نیمه شعبان سال دویست و پنجاه و پنج هجری قمری در شهر سامراء دیده به جهان گشود. پدر او، امام حسن عسکری و مادرش، نرجس خاتون است.
با توجه به تحت نظر بودن امام حسن عسکری علیه السلام در شهر سامراء که بیشتر ساکنان آن نظامی بودند و تمامی کارهای امام گزارش میشد، ایشان علاوه بر مخفی کردن فرزند خود، وظیفه داشت او را برای جانشینی به شیعیان بشناساند. برخی از روشهای امام برای معرفی فرزندش حضرت مهدی(عج) از این قرار است:
نوید امام یازدهم به ولادت حضرت مهدی
امام قبل از به دنیا آمدن فرزندش، بشارت به دنیا آمدن او را به برخی شیعیان مورد اعتماد میداد. ابوهاشم میگوید: با امام حسن عسکری علیه السلام در زندان «مهتدی»، خلیفه عباسی، بودم. امام به من فرمود: این طغیانگر امشب تصمیم میگیرد که با تقدیر الهی بازی کند و مرا بکشد ولی عمرش کفاف نخواهد داد و من فرزندی ندارم ولی به زودی خداوند به لطفش فرزندی به من خواهد داد. ابوهاشم گوید: وقتی صبح شد، با خبر شدیم ترکهای دربار، «مهتدی» را کشته و «معتمد» را جای او نشاندهاند.
خبر دادن امام حسن عسکری از ولادت فرزند
وقتی حضرت مهدی(عج) به دنیا آمد، امام یازدهم علیه السلام خبر به دنیا آمدن او را به برخی از شیعیان مورد اعتماد داد. به عنوان نمونه وقتی حضرت ولیعصر به دنیا آمد، نامهای از سوی امام حسن عسکری علیه السلام برای احمد بن اسحاق اشعری که از عالمان اهل قم بود، فرستاده شد که به خط امام یازدهم و مشابه سایر نامه های ایشان بود. در آن نامه آمده بود: «برای ما فرزندی متولد شده است. خبر را نزد خود مخفی دار و مردم را آگاه نکن. ما این امر را مگر برای خویشان و دوستان آشکار نمیکنیم. خواستیم خبر آن را به تو اعلام کنیم تا خدای عزیز تو را شاد کند همچنان که ما را خوشحال کرد، والسلام».
قربانی کردن امام حسن عسکری برای فرزند
سنت عقیقه یکی از سنتهای اسلامی است که برای حفظ و تندرستی فرزند، گوسفندی قربانی میشود. امام یازدهم علیه السلام برای شناساندن حضرت مهدی، دستور قربانی کردن تعداد زیادی گوسفند را داد و گوشت آنها را میان افراد قابل اعتماد به عنوان عقیقه برای فرزندش پخش کرد. محمّد بن ابراهیم كوفی گوید: امام حسن عسكری برای یكی از كسانی كه نامش را برایم ذكر كرد، گوسفند سر بریدهای فرستاد و فرمود: «این از عقیقه فرزندم محمّد(عج) است».
نشان دادن کودک به یاران قابل اعتماد
یکی از روشهای امام حسن عسکری علیه السلام برای معرفی جانشین، خود نشان دادن او به پیروان قابل اعتماد بود به صورتی که حاکمان عباسی از آن آگاه نشوند. معاویه بن حكیم و محمّد بن ایوب و محمّد بن عثمان گویند: ما چهل نفر در منزل امام حسن عسکری جمع شدیم. او فرزندش را به ما نشان داد و فرمود: این امام شما پس از من و خلیفه من بر شما است، از او پیروی كنید و پس از من در دین خود پراکنده نشوید، كه هلاك خواهید شد. بدانید كه بعد از این او را نخواهید دید. آنان گویند: از حضور امام بیرون آمدیم و پس از چند روز امام حسن عسکری(ع) درگذشت.
خبر از شهادت و معرفی جانشین خود
یکی از روشهای امام حسن عسکری علیه السلام برای معرفی جانشین، استفاده از حوادث پیرامون شهادت خود است. این مطلب در ضمن جریانی که از یکی از وکیلان ایشان به نام ابوالادیان نقل شده است، به صورت خلاصه بیان میشود.
امام حسن عسکری علیه السلام نامههایی نوشت و به من فرمود: «آنها را به مدائن برسان. در بازگشت روز پانزدهم که وارد سامراء خواهی شد، از خانه من صدای شیون میشنوی و مرا در حال غسل مییابی». گفتم: ای آقای من! در آن هنگام جانشین شما چه کسی خواهد بود؟ فرمود: هر كس پاسخ نامههای مرا از تو خواست، او قائم پس از من خواهد بود. گفتم: دیگر چه؟ فرمود: «كسی كه بر من نماز بخواند، او جانشین من است». گفتم: دیگر چه؟ فرمود: «كسی كه خبر دهد درون کیسه چیست، او امام پس از من است». نامهها را به مدائن بردم و پاسخ آنها را گرفتم و همانگونه كه امام فرموده بود، روز پانزدهم وارد سامراء شدم و صدای ناله و فغان از سرای امام شنیدم و او را در حال غسل دادن یافتم. برادرش جعفر بن علی را بر در خانه امام دیدم كه گروهی از مردم او را به مرگ برادر تسلیت و بر امامت تبریك میگویند. با خود گفتم: اگر این امام است كه امامت باطل خواهد بود؛ زیرا میدانستم كه او شراب مینوشد و اهل تار و قمار است. پیش رفتم و تبریك و تسلیت گفتم ولی او از من چیزی نپرسید. آنگاه عقید، غلام حضرت، بیرون آمد و گفت: ای آقای من! برادرت كفن شده است برخیز و بر او نمازگذار. جعفر پیش رفت تا نماز بخواند. چون خواست تكبیر گوید، كودكی گندمگون با موهایی مجعّد و دندانهای پیوسته بیرون آمد و عبای جعفر را گرفت و گفت: «ای عمو! عقب برو كه من به نماز گزاردن بر پدرم سزاوارترم». جعفر با چهرهای رنگپریده عقب رفت. آن كودك پیش آمد و بر امام نماز گزارد و امام كنار آرامگاه پدرش به خاك سپرده شد. سپس به من گفت: ای بصری! پاسخ نامههایی را كه همراه توست بیاور. آنها را به او دادم و با خود گفتم این دو نشانه؛ باقی میماند کیسه. در آن هنگام که نشسته بودیم گروهی از اهل قم آمدند و سراغ امام حسن عسکری را گرفتند. وقتی فهمیدند او درگذشته است، گفتند: به چه كسی تسلیت بگوییم؟ مردم به جعفر اشاره كردند. آنان بر او سلام و تسلیت گفتند. سپس به جعفر گفتند: همراه ما نامهها و اموالی است. بگو نامهها از كیست؟ و مالها چقدر است؟ جعفر در حالی كه لباسهای خود را تكان میداد، برخاست و گفت: آیا از ما علم غیب میخواهید؟ در آن وقت خادم از خانه بیرون آمد و گفت: «نامههای فلانی و فلانی همراه شماست و درون کیسه هزار دینار است كه نقش ده دینار آن محو شده است». آنها نامهها و دینارها را به او دادند و گفتند: آن كس که تو را برای گرفتن اینها فرستاده، او امام است».
علاوه بر نقل میلاد حضرت مهدی توسط عالمان شیعی، برخی از عالمان عام (اهلسنت) نیز در کتاب های خود به ولادت امام زمان اشاره دارند. از باب نمونه میتوان به ابن اثیر در کتاب «الکامل فی التاریخ، ج 7، ص 274» در نقل حوادث سال 260 ق و ذهبی در کتاب «سیر أعلام النبلاء، ج 13، ص 119» و محمد بن طلحه شافعی در کتاب «مطالب السئول، ج 2، ص 79» و «علی بن محمد بن صباغ مالکی» در کتاب «الفصول المهمّه، ص 287-200» اشاره نمود.
. کارشناس ارشد مهدویت.
. الغيبة للحجة طوسی؛ ص 234.
. إثبات الوصية؛ ص 252.
. كمالالدين و تمام النعمه، ج 2، ص 433.
. همان، ص 430.
. بحار الأنوار، ج 51، ص 15.
. إعلام الورى، ج 2، ص 252.
. كمال الدين و تمام النعمة، ج 2، ص 474.
. در انتظار ققنوس، ص 157-170.
سید حسن زمانی ـ دوماهنامه امان شماره 48