تو از فراز زمین از غبار می آیی
از انتهای شب انتظار می آیی
سوار ابر به سمت عروج میتازی
به دست بیرقی از ذوالفقار می آیی
تو از قبیله نوری، تو از قبیله طور
تو با عشیره آیینه دار می آیی
تو از تبار غدیری و از نژاد فدک
چرا به ساحل دل سوگوار می آیی
پر است خلوتم از عطر ناب شب بوها
فدای آمدنت، با بهار می آیی؟
«حامد حجتی»
امام زمان(عج) فرزند حماسه آفرین کربلا، حضرت حسین بن علی علیه السلام است. درخت سرخ عاشورا، با باغبانی قطب عالم امکان به ثمر خواهد نشست. به سخن دیگر، کار اعظمی که عاشوراییان در پی انجام آن بودند، به دست حضرت ولی عصر(عج) و یاران حماسهآفرین ایشان صورت میپذیرد و سپس بانگ توحید در سرتاسر گیتی طنین انداز میشود و عدالت، لبخند را بر همه لبها و دلها خواهد نشاند.
در زیارت پرشور عاشورا میخوانیم: «السلام علیک یا ثارالله و ابن ثاره» امام حسین علیه السلام ثارالله است، یعنی کسی که خونش برای خداوند ریخته شده، خداوند خون بهای اوست؛ بنابراین میباید انتقام خون او گرفته شود.
خونخواه امام حسین علیه السلام
وجود مقدس امام موسی بن جعفر علیه السلام در معرفی حضرت صاحب الامر، ایشان را «الموتور بأّبیه» مینامند. واژه وتر، یعنی جنایتی از قبیل قتل و غارت و به اسارت گرفتن. و موتور، یعنی کسی که مورد چنین جنایتی واقع شده است. «الموتور باَبیه» یعنی کسی که به خاطر جنایت به پدرش، مورد ظلم واقع شده است. در بعضی از کتب لغت، درباره معنای «موتور» آمده است: «من قتل له قتیل فَلَمْ یدرک بدمه». کسی که یکی از نزدیکانش کشته شده و هنوز به خونخواهی او نخواسته است.
بدون تردید یکی از جنایتهای بزرگ، کشتن پدر یک خانواده است. تحمل این جنایت هنگامی سختتر است که شخص هنوز انتقام خون پدر را از قاتل و یا قاتلان او نگرفته است.
مولایمان امام عصر(عج) فرزند امام حسین است. از سویی، آن پرده نشین به دلیل آن که تاکنون، فرصت پیش نیامده است تا بتواند، انتقام خون پدر شهیدش را بگیرد، مظلوم واقع شده است. «داوود بنکثیر رقی، از یاران برجسته امام موسی بن جعفر علیه السلام میگوید: از امام ابوالحسن درباره صاحب این امر پرسیدم، فرمود: «هو الطرید الوحید الغریب، الغائب عن اهله، الموتور بابیه؛ او طرد شده تنها، پنهان از نزدیکانش و به خاطر کشته شدن پدرش مظلوم است.
از سویی دیگر، یکی از القاب حضرت صاحب الزمان(عج) «ثائر دم الحسین» است. ثائر، کسی است که تا وقتی خون خواهی نکرده، قرار و آرام ندارد. بیش از 1170 سال است که وجود مقدس حجت بن الحسن(عج) آرام و قرار ندارد. او باید خونی را قصاص کند که بی رحمانه در کربلا ریخته شد و به دلیل این شهادت، عالم و آدم در مصیبت و ماتم ابدی فرو رفت.
در زیارت عاشورا، خدای متعال، بارها یا به صورت آشکار و یا به صورت غیر صریح، از حضرت مهدی(عج) سخن به میان آورده و کربلا را با انتظار و ظهور ایشان پیوند زده است. آنجا که آمده: «ان یرزقنی طلب ثارک مع امام منصور من اهل بیت محمد صل الله علیه و آله؛ از خدا میخواهم روزیم کند که انتقام تو را همراه امام منصور (حضرت مهدی) از اهل بیت محمد صلی الله علیه و آله بگیرم». در دعای ندبه هم ارتباط عاشورا و ظهور به خوبی آشکار گردیده است. «این الطالب بذحول الانبیاء این الطالب بدم المقتول بکربلا؛ کجاست طالب خون پیامبران و فرزندان پیامبران کجاست طالب خون کشته در کربلا».
عاشورا، رود عظیم جاری و ابدی
تمام مطلبی که نوشته آمد، بیانگر آن است که حادثه عاشورا، یک اتفاق شخصی و یک امر شخصی نیست. حتی میتوان به صراحت و قاطعیت بیان کرد که عاشورا، یک حادثه تاریخی همانند دیگر حوادث، نیست، بلکه عاشورا یک فرهنگ فرا تاریخی میباشد و تا ابد این رود عظیم در متن زندگی مردم تا وقوع قیامت جریان دارد.
مصیبت اعظم و وظیفه حسینیهای زمان
در نوشته های پیشین، یادآور شدیم که با شهادت امام حسین علیه السلام دو نوع مصیبت بر اهل زمین و آسمان فرود آمد: یکی مصیبت عظیم و دیگری مصیبت اعظم. وظیفه ما در برابر مصیبت عظیم، اقامه عزا و بر پایی مراسم سوگواری برای حضرت حسین بن علی علیه السلام است. اما وظیفه ما در مقابل مصیبت اعظم، یاری کردن حضرت مهدی(عج) برای بیرون آمدن از زندان غیبت و گرفتن انتقام از قاتلان امام حسین علیه السلام و شهدای کربلا و اسلام و حقیقت است و جز با ظهور امام زمان(عج) و گسترش توحید، عدالت و محبت در سرتاسر گیتی، مصیبت اعظم، جبران نمیشود. گام بعدی برای مصیبت اعظم، گرفتن انتقام از قاتلان شهدای کربلا، توسط حضرت مهدی و یاران با صلابتش می باشد.
ما فرزندان امام حسین علیه السلام هستیم
بیان شد که مطابق قانون الهی، فرزند میتواند، خون به ناحق ریخته پدرش را قصاص کند. هم چنین طبق روایاتی که از حضرات معصومین علیهم السلام به ما رسیده است، امام زمان، مهدی موعود، فرزند به حق امام حسین می باشد. تنها اوست که میتواند، انتقام خون پدر مظلوم و شهیدش را بگیرد. امام زمان(عج) امام معصوم است و فقط امام معصوم میتواند انتقام خون امام معصوم را بگیرد. امام زمان همچون امام حسین، رهبر و هادی سالکان الی الله است و شیوه هر دو امام معصوم و مظلوم برای هدایت سالکان الی الله، جذبه است.
اما در این جا سؤال این است که آیا ما نیز در گرفتن انتقام خون امام حسین، نقشی داریم یا خیر؟ ما (شیعیان) چه وظیفه و نقشی در این عملیات بزرگ الهی داریم. ما که محب و پیرو آن حضرت هستیم، آیا میتوانیم نقشی در گرفتن انتقام خون امام حسین علیه السلام داشته باشیم؟
مطابق روایات متعددی که از پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و ائمه معصومین علیهم السلام به ما رسیده است، شیعیان ائمه معصومین جزء فرزندان آن خاندان محسوب میشوند. رسول اکرم صلی الله علیه و آله خطاب به امیرمؤمنان علیه السلام فرمودند: «ای علی! من و تو دو پدر این امت هستیم و از حقوق پدران و مادران به فرزندان این است که در اوقات مقتضی بر پدر و مادرشان رحمت آورند تا ادای حقوقشان کرده باشند.» روایاتی چنین آشکارا به ما میآموزد که همه ما (شیعیان) جزء فرزندان اهل بیت محسوب میشویم. معنای این سخن آن است که:
اولاً خون پدر مظلوم ما، امام حسین علیه السلام در کربلا به ناحق ریخته شده است.
ثانیاً بر تک تک ما وظیفه است که به فکر گرفتن انتقام خون پدرمان امام حسین علیه السلام باشیم.
ثالثاً بر همه ما واجب است که در این امر مقدس و الهی شرکت کنیم.
بنابراین گریه کردن برای امام حسین علیه السلامو برپایی مجالس سوگواری برای ایشان کافی نیست، بلکه میبایست به فکر انتقام بود. برای انجام این امر مقدس، لازم است، امام زمان را یاری کنیم تا انشاءالله به وظیفه خودمان عمل کنیم.
ما خود شهید کربلاییم
در زیارت عاشورا و در برخی از روایات، خدای متعال و ائمه معصومین علیهم السلام اسراری را به صاحبان بصر و نظر در میان نهاده اند که بسی شگفت و شگرف است. یکی از آن اسرار این است که تعداد شهدای کربلا به اسم،72 نفر هستند، ولی تعداد این شهدا در عالم معنا و در نزد پروردگار به تعداد شیعیان امام حسین علیه السلام می باشد، به این بخش از زیارت عاشورا توجه فرمایید: «و ان یرزقنی طلب ثاری مع امام مهدی ظاهر ناطق بالحق منکم؛ از خداوند می خواهم که خون خواهی خودم را همراه امام مهدی روزی من کند». به راستی چه سرّی در این کلام قدسی وجود دارد؟ ما کجا و شهادت در کربلا کجا؟
در شماره آینده به این پرسش اسرارآمیز، پاسخ خواهیم داد.
* . عضو هيئت علمي دانشگاه علامه طباطبايی.
. کمال الدين، ج2، ص 361.
2. علل الشرايع، ج2، ص389.
3. مکيال المکارم، ج1، ص 63.
4. بحارا لانوار، ج 36، ص 11.
دکتر محمود رفیعی ـ دوماهنامه امان شماره 24