الحمدلله ربّ العالمین و الصّلوه و السّلام علی خیرِ خلقهِ و اَشرفِ بریته ابی القاسم محمّد صلّی الله علیه و آله الطّیبین اَلطَّاهرین و علی جمیع الانبیاء و المرسلین سیما بقیه اللهِ فی الأرضین و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین.
بحثی را كه به خواست پروردگار عالم و لطف حضرت ولی عصر (عج) با شما دارم بحث خودسازی است. اینكه ما باید صفات رذیله نداشته باشیم و فضایل را كسب كنیم. بحث تهذیب نفس مهمترین بحثها در اسلام است و اگر كسی مهذَّب باشد، قطعاً خیر دنیا و خیر آخرت دارد و امیدوارم این بحث برای من و شما مفید باشد. در این مورد باید به سه مطلب توجه کنیم:
اول. خودسازی از اوجب واجبات است
باید بدانیم كه تهذیب نفس از اوجب واجبات است. از نماز و روزه و خمس و زكات و حج و جهاد در راه خدا و امر به معروف و نهی از منكر و تولی و تبری واجبتر است كه اتفاقاً در این واجب تسامح میشود و آنطور كه شایسته است مسلمانها به آن اهمیت نمیدهند. برای اهمیت بحث باید به شما بگویم كه قرآن، كتاب اخلاق است. قرآن آمده است تا انسان بسازد. پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله هم معلم اخلاق است در حالیكه علمی نیست كه بهترش را به طور تمام پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله نداشته باشد اما قرآن میگوید: این پیامبر معلم اخلاق است. تأكید روی این مطلب هم دارد. حتی قرآن میفرماید: پروردگار عالم منت بر سر شما گذاشته است؛ قرآن و پیامبر فرستاده است و این قرآن یك كتاب تربیتی است. یك كتاب اخلاق است. پیامبر اكرم هم یك معلم تربیتی و یك معلم آموزشی است. «لَقَد مَنَّ اللهُ عَلَی المُومِنینَ اِذ بَعَثَ فیهم رَسولاً من انفسهم یتلوا عَلَیهِم آیاتِهِ وَ یزَكیهم وَ یعَلّمُهُم الكتابَ وَالِحكمَه». قرآن برای این نازل شده است که آدم عالِم بسازد. صفات رذیله را از انسانها بگیرد. فضایل رسوخ در آن انسانها بكند و بعد از آن هم این آدم را عالم كند. یك كسی بسازد كه دو بال داشته باشد: بال تعهد و بال تخصص. پرواز كند و برسد به جایی كه به جز خدا نبیند.
ما اگر برای اهمیت اخلاق چیزی جز این نداشتیم كافی بود كه همه بدانیم: از واجب واجبات، تهذیب نفس است. لازم و واجب است كه ما صفات رذیله را از دل بكنیم و صفات رذیله را ریشهكن كنیم و به جای آن صفات خوب جایگزین كنیم؛ غرس كنیم و آبیاری كنیم و مواظبت نماییم. به قول قرآن، آن كلمه طیبه و شجره طیبه را ـ آن درخت طیب راـ در دل رسوخ بدهیم و بارور كنیم و از میوه آن همیشه استفاده بكنیم: «اَلَم تَرَ كَیفَ ضربَ اللهُ مثلاً كلمهً طیبه كشجرهٍ طَیبه اَصلها ثابتٌ و فرعٌها فی السماء تؤتی اُكُلَها كُلَّ حینٍ بِاِذنَ رَبِّها». درخت فضیلت یك درختی است كه همیشه میوهدار است. درخت فضیلت یك درختی است كه ریشههای آن در عمق جان انسان است و شاخههای او در آسمانها است. نافع برای همه است و از جمله برای خود انسان.
قرآن میفرماید: «لَقَد اَرسَلنا بالبَیناتِ وَ اَنزَلنا مَعَهُمُ الكتابَ وَ المیزانَ لِیقُومَ النّاسَ بالقِسطِ وَ اَنزَلنا الحَدیدَ فیه بأسٌ شدیدٌ وَ منافِعُ لِلناسِ»؛ یعنی در حالی كه این پیامبران با معجزه آمدهاند قوه مقننه مال آنها بود. قوه مجریه و قوه قضائیه كه ابزار آنها به تمام معنا بود را هم داشتند برای چه آمدهاند؟ برای اینكه مردم را بسازند؛ قسط در جان آنها و در عمق جان انسانها حكمفرما بشود و معنای قسط در عمق جان انسان حكمفرما بشود؛ یعنی درخت رذالت از دل كنده بشود و درخت فضیلت بهجای آن غرس بشود.
دوم. همه ما صفات رذیله داریم
همه باید بدانیم كه صفت رذیله داریم. كسی نیست كه بگوید من صفت رذیله ندارم. به این زودیها نمیشود درخت رذالت را از دل كنده شود. به قول استاد بزرگوار ما حضرت امام-رضوانالله تعالی علیه- چهل سال خون جگر میخواهد تا انسان بتواند حسادت را ریشه كن كند. به قول پیامبر اكرم (ص) یك عمر مشقت و زحمت میخواهد تا انسان بتواند ریاستطلبی را ریشهكن كند. چنان که گفته شده: « آخر ما یخرج من رءوس الصدیقین حب الرئاسه». آخرین چیزی كه انسان میتواند آنرا ریشهكن كند جاهطلبی است. اگر انسان «متقی» باشد باز نمیشود. اگر به مقام «ورع» هم برسد باز نمیشود. به مقام «صدیق» برسد آن وقت میتواند ادعا كند كه من ریاستطلبی ندارم. مرحوم بحر العلوم (ره) از افرادی است كه بارها خدمت امام زمان (عج) رسیده است. به او گفتند آقا میشود که خدمت امام زمان(عج) رسید یا نه؟ گفت چه بگویم در حالی كه مرا بغل كرد؛ چرا نشود؟ یك وقتی با طلبهها و نه با مردم بلکه با خواص، روی منبر و در درسش مدعی شد كه من توانستهام ریشه ریا را از دل بكنم و ریشه خلوص در آن جایگزین كنم و آن را درختی كنم و بارور كنم و از بار آن خلوص استفاده كنم. بحرالعلوم (ره) چه موقع اینرا میگوید؛ بعد از چهل، پنجاه سال غوطه ور شدن در علم و عمل. لذا خیال نكنید كه خودسازی كار آسانی است. خیال نكنید شما كه اینجا نشستهاید خیلی خوب هستید و حسود نیستید. متكبر نیستید. پولطلب نیستید. ریاستطلب نیستید. بخل ندارید. تظاهر و ریا ندارید. اگر كسی اینجور ادعا بكند خیلی جاهل است.
همه باید بدانیم كه صفات رذیله داریم. آنها كه یك عمر راجع به خودسازی كار میكنند به جایی نمیرسند. شماها كه این حرفها برایتان تازگی دارد و در مدت عمرتان خودسازی نكردهاید؛ با حسادت مبارزه نكردهاید با ریاستطلبی مبارزه نكردهاید؛ با پولپرستی مبارزه نكردهاید، کجا خودسازی کردهاید. در درون ما جنگ است. به قول پیامبر اكرم جهاد اكبر است. جهاد اكبر یعنی مبارزه با نفس. مبارزه با صفات رذیله. وقتیكه جوانها و بسیجیها از جبهه برمیگشتند پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله به آنها مرحبا میگفتند و آنها را تشویق میكردند و میفرمود: «مرحباً بقوم عَزَوُا الجهادَ الاَصغَرَ فَعَلَیهِم بِالجهادِ الاكبرِ»؛ بسیجیها! باركالله رفتید و پیروز برگشتید، اما یك جهاد اكبر هم هست كه در درون شماست و باید در این جبهه پیروز بشوید. یك بسیجی سؤال كرد كه جهاد اكبر كدام است؟ میفرمود: مبارزه با نفس اماره. مبارزه با هوی و هوس. مبارزه با صفات رذیله این جهاد اكبر است.
من به همه ـ مخصوصاً جوانهاـ میگویم:العیاذ بالله اگر یك صفت رذیلهای آتش بگیرد، هیچ چیزی نمیتواند در مقابلش بایستد ناگهان میسوزاند، چه سوزاندنی! ناگهان خراب میكند، چه خراب كردنی! آبروی انسان را میبرد. دنیای انسان را از بین میبرد. شما خیال نكنید آن كسانی كه بدبخت شدند مثل عمر سعد، اینها حسین علیه السلام را نمیشناختند. عمر سعد، حسابی حسین علیه السلام را میشناخت قطعاً، چون در زمان امام حسین علیه السلام بود امام حسین علیه السلام را خیلی بهتر از من و شما میشناخت اما چرا كار به اینجا رسید. امام حسین به او زنگ خطر میزدند ولی به خرج او نمیرفت و تا اینكه در جلسه آخر عذر آورد به اینكه مال مرا مصادره میكنند. حضرت فرمود: من مال به تو میدهم. گفت مرا میكشند. گفت: من به تو پناه میدهم و ترا به مدینه میبرم. گفت: زن و بچه مرا مصادره میكنند. گفت: هیچطوری نمیشود؛ من قول میدهم. گفت: ریاست نمیگذارد؛ من باید به ری بروم و استاندار بشوم. امام حسین علیه السلام عصبانی شدند و فرمودند: امیدوارم از گندم آنجا نخوری ـ یعنی امیدوارم ریاست به تو نرسد ـ او عصبانی شد و در مقابل امام حسین علیه السلام به او جسارت كرد و گفت جُو آنجا برای من كافی است؛ یعنی به قول خودش یك الاغ شده بود، یك الاغ بهتمام معنا؛ یعنی اگر یك صفت رذیلهای طوفانی بشود، انسان را یك الاغ به تمام معنا میكند. شعور و فكر او را میگیرد. دین او را میگیرد و نمیتواند روی ارزشها فكر كند. غریزه جنسی باشد همین است. غریزه ریاستطلبی باشد همین است غریزه پولپرستی باشد همین است. حسادت و بخل و تكبر باشد همین است و هر صفت رذیلهای اگر طوفانی شد انسان را بدبخت میكند. چه باید كرد؟ باید خودسازی كرد.
سوم. خدا باید كمكمان كند
باید بدانیم كه ما نمیتوانیم خودسازی كنیم؛ خدا باید كمك كند ما فقط به اندازه وسعمان باید كار كنیم اما باید بدانیم كه معلم اخلاق، خدا است. یك آیه در قرآن هست كه این آیه به ما یك زنگ خطر میزند و یك تشویق هم راجع به دعا و رابطه با خدا میكند. میفرماید «وَ لَو لا فَضلُ اللهِ عَلَیكُم وَ رَحمتُهُ ما زَكی مِنكُم مِن اَحَدٍ اَبَداً وَ لكنَّ اللهَ یزَكّی مَن یشاءُ»؛ اگر فضل و رحمت خدا نباشد هیچ كس نمیتواند خودسازی بكند و بعد میفرماید بدان، معلم اخلاق، خدا است:«و لكنَّ اللهَ یزَكّی مَن یشاءُ».
این گفتوگوها و این نماز، این دعا و تضرع و زاریها مقدمه است برای خودسازی، برای اینكه پروردگار عالم ما را بسازد. لذا یكی از دعاهای شما این باشد كه خدایا دست مرا بگیر. خدایا معلم اخلاق من باش. اما دعای فقط نباشد تضرع و زاری فقط نباشد؛ همت هم باید باشد.
. آلعمران/ 164.
. ابراهيم/ 25-24.
. حديد/ 25.
. شرح نهج البلاغة لابن أبی الحديد، ج2، ص181.
. الكافي، ج5، ص 12.
. نور/ 21.
دوماهنامه امان شماره 46