تو آن دلیــل خدایی که حاضری امّا
بـرای آمـدنت نـدبه خوانده ام؛ آقا
خدا کــند که بتـابی به باور مـردم
و گل کنی به بلنــدی عشق در دلها
تو فصل آخر منظومه خدایی عشق
تمام ِ سوره یاسین ، طلیعه طاها
قــیامِ حتمی عشقی، قـعود در قلبم
ســرادقات جمـال ِ تو ، جنت المـأوا
بیاکه بی تو چه سرد است فصل ایمانم
و با تو سبــز و بهاری، تمــام باورها
فاطمه خواجویی راد
با ظهورش میشود تقسیم لبخند ِخدا
و نریدُ ان نمنّ وعده دیـــــــدار ِما
میرود از بام دل این اضطراب ِ بی صدا
می زند بر چشم ِ شعرم سرمه نور خدا
تا کتاب ِچشم ِنرگس شد مرور از عمق ِجان
پرسشی هرگز نــَمانــَد از درون ِمـــاجرا
نام او سر حلقـــه قاب ِزمین و هم زمان
آفتـــــاب ِلم یزل، هم کـــــهکشان ِراه ما
ای حضور ِحاضرت ظــــــهر تمام سایهها
نیــمه جانم شوی ای ماه کامل بیریا
شعبهای از عشق تو سر فصل جانم میشود
انشعــاب ثروت ِدنــیا و عـقبایم شمـا
محسن عرب خالقی
همیشه رهسپرم سوی جاده خورشید
منم مسافر پای پیاده خورشید
چه فرق میکند از پشت ابر هم باشد
به طالبش برسد استفاده خورشید
منم که کاسه به دستم منم که تاریکم
دو جرعه نور دهیدم ز باده خورشید
اگر چه دورم از آقای خود ولی از او
جدا نگشتنیام چون بُراده خورشید
چنین نوشته خدا درشناسنامه دل
منم غلام مه و بنده زاده خورشید
سلام میدهم از عمق این دلِ تاریک
به آخرین پسر خانواده خورشید
مرضیه عاطفی
ساعت رسیده رأس قرارِ دوازده
دردی نشسته گوشه کنار دوازده
خورشید رفته عشق بیارد برایمان
در پشت ابر مانده تبار دوازده
در لابه لای غربت خود غوطه میخورد
در سیل اشک، دار و ندار دوازده
ساعت هنوز عاشق وقت رسیدن است
افتاده باز دورِ مدار دوازده
دست زمان به صورت آن ماه قد نداد
بالا گرفته قامت یار دوازده
ساعت از انتظار سرش درد میکند
حتی زمین شده است دچار دوازده
در ایستگاه عقربهها ایستادهایم
چشم انتظار سوتِ قطار دوازده!
دوماهنامه امان شماره 46