در یک رهیافت توصیفی از ریشه ها و عوامل وقوع انقلاب اسلامی ایران، میتوان به مؤلفههای مختلفی اشاره کرد. در این میان، یک عامل فکری و ایدئولوژیکی- که از دید تیزبین نظریهپردازان و نویسندگان داخلی و خارجی پنهان نمانده - مسأله «غیبت امام زمان (عج)» و «انتظار ظهور منجی عالم بشری» است. به نظر آنان، این باور و اعتقاد، زمینهساز تغییر نگرش و رفتارهای مردم ایران، تقویت بنیان های فکری و فرهنگی جامعه، گسترش روزافزون اندیشههای اصلاح طلبانه، تلاش و کوشش برای تغییر و تحول، عدم پذیرش حاکمیت های سیاسی، داشتن امید و آرزو برای پیروزی در نهایت قیام و انقلاب علیه بیعدالتیها و زمینهسازی برای انقلاب جهانی مهدی موعود، بوده است.
فرهنگ الهامبخش
شاخصه و ویژگی عمده «اعتقاد به مهدویت» انتظار و آمادگی مداوم و آگاهانه برای ظهور امامی است که از دیدگان همه غایب است و در صدد نابودی ظلم، ستم، فساد، تباهی، بیدینی و انحراف از جهان است. این انتظار، دارای مفاهیم و مؤلفه های زیادی است که در صحیفه علمی و عملی جهان تشیع، به روشنی مکتوب و مضبوط می باشد؛ از جمله:
نفی وضع موجود (فساد، ظلم، بیعدالتی و تباهی)
طرد و عدم پذیرش حکومت های سیاسی (نامشروع دانستن آنها)
اصلاحطلبی و امید به زندگی بهتر (فرج و گشایش)
تلاش و کوشش برای پیشرفت و ترقی
قیام، انقلاب و نهضت مداوم و فعال
تشکیل حکومت های مشروع و دینی
عدم انقیاد و سازش در برابر ظالم و مفسدان و ... .
با توجه به این امور، به صراحت میتوان گفت که «از بهترین رازهای نهفته بقای تشیع، همین روح انتظاری است که کالبد شیعه را آکنده ساخته و پیوسته او را به تلاش، کوشش، جنبش و جوشش وا می دارد... به تعبیر دکتر علی وردی استاد جامعهشناس دانشگاه بغداد، «تشیع آتشفشان خاموش کوهسار اسلام است که گاه و بی گاه، دود، بخار، لرزه و تکان اندکی پدید می آورد و همین تاثیر اندک، ریشه تمام انقلابهای دنیای اسلام است».
«انتظار»، نه تنها جوهره اصلی حیات فکری شیعه است بلکه باور به آن، امری بایسته و واجب است و از بهترین و با ارزشترین اعمال به شمار می رود. امام زینالعابدین علیه السلام فرموده است: «انتظار الفرج من اعظم العمل؛ انتظار فرج، از برترین اعمال است».
نگرش های دو سویه
به رغم روشنی و قطعیت نظریه اصیل «انتظار»، تفاسیر و برداشت های مختلفی از آن ارائه شده است. قسمت عمده این برداشتها، مربوط به فهم علما و دانشمندان و بخش دیگر، مربوط به برداشت عموم شیعیان از مسأله «انتظار» است. دو برداشت اصلی و عمده، در این زمینه، عبارت است از:
1. انتظار، به معنای قیام و انقلاب علیه دولت های ظالم و غاصب، مبارزه با فساد و تباهی برای زمینهسازی ظهور امام زمان (عج) و شکلدهی به حرکت های اصلاح طلبانه و سازنده است.
2. انتظار، به مفهوم انزوا، بیتفاوتی و بیاعتنایی نسبت به حکومت های نامشروع و یا عدم توجه به فساد و انحرافات موجود در جامعه و انتظار رکود آفرین برای ظهور امام غایب است. گفتنی است که این اختلاف نظرها، محدود به عرصه های علمی و اندیشه ای نبود; بلکه در رفتار و فعالیت های عموم شیعیان مشهود بوده است.
برداشت بایسته
در طول تاریخ شیعه، هر چند این دو برداشت - به خصوص قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران- نشانهها و آثاری از خود بروز داده است؛اما با توجه به سیر تحولات سیاسی- اجتماعی ایران و جهان و ضرورت اقدامهای اصلاحطلبانه و انقلابی، برداشت صحیح از انتظار (قیام و تلاش و کوشش) نظریه غالب در میان شیعه گشت و آثار و نتایج شگفتی نیز به بار آورد. روحیه اصلاحطلبی و پیشرفت، قیام و انقلاب علیه بیعدالتیها، تلاش و کوشش برای پیشرفت و تکامل، مبارزه جویی با ظالمان و مفسدان، عدم همراهی با حاکمان نامشروع، تشکیل حکومت صالح و... برداشت های صحیح و مجاهدانه از «انتظار» است. این تغییر نگرش، نقش مهم و محوری در پیروزی انقلاب اسلامی ایران، به رهبری امام راحل (ره) داشت.
انتظار، ریشه انقلاب
با توجه به مطالب گذشته، روشن می شود که پیروزی انقلاب اسلامی ایران، ثمره نگرش و فهم انقلابی و مجاهدانه و اصلاح طلبانه از انتظار است. از این نظر، اعتقاد به مهدویت و غیبت امام زمان (عج)، یکی از منابع بالقوه انقلاب و مبارزه در شیعه است. این اصل از چند طریق به انقلاب و مبارزه متصل میشود:
الف) مفهوم انتظار؛ انتظار، یک مفهوم فعال و مثبت دارد و آن، آمادگی روحی و جسمی منتظر، برای همراهی با آن حضرت در هنگام ظهور است؛
ب) حکومت در عصر غیبت؛ ملت مسلمان ایران، بر اساس اعتقاد به امامت و غیبت امام معصوم علیه السلام، به ولایت فقیه نیز همانند امامت مینگرند و اسباب و شرایط حاکمیت وی را فراهم میکنند. به همین سبب، دعوت فقیه (امام خمینی) را برای اقامه حدود الهی و تشکیل حکومت اسلامی پذیرفتند و قیام کردند و این نیز همان مایه انقلابی است که در امامت وجود داشت.
ج) مشروعیت حکومت؛ نفی نظری مشروعیت همه قدرتهای حاکم در عصر غیبت، همواره اندیشهای مهم و مؤثر بوده که شیعه از آن به عنوان کاریترین سلاح علیه حاکمان مستبد و ظالم استفاده کرده است» .
امام خمینی (ره)، انقلاب و انتظار
درست، چهارده قرن پس از بعثت آخرین پیامبر الهی، مردی مبارز، آگاه، توانمند و اصلاحگر، رهبری تودههای مظلوم و رنج کشیده و بیپناه ایران را بر عهده گرفت و با الهام از سالار شهیدان و برداشت صحیح از انتظار، به مبارزه با حاکمان جور و فساد پرداخت. قیام اصلاح طلبانه امام خمینی، تبلور و نماد انتظار مردم برای ظهور نجات دهنده مستضعفان و ستم پیشگان از دست دنیامداران فاسد و ستمگر بود.
امام با تلفیق چندین مؤلفه مهم - به خصوص با تاکید بر وظیفه انقلابی شیعیان در عصر غیبت - پیام آور تازهای از انتظار ظهور امام عصر (عج) بود. او در رأس هرم تفکرات سیاسی شیعه و در کانون مرکزی مبارزه قرار گرفت و هدف اساسی خود را تشکیل حکومت اسلامی قرار داد و با توجه به چند مؤلفه اساسی زیر، رهبری قیام اصلاح طلبانه را بر عهده گرفت:
1- ارائه نظریه «ولایت فقیه» و بایستگی حکومت برای فقیهان در زمان غیبت امام عصر (عج): «همین ولایتی که برای رسول اکرم (ص) و امام در تشکیل حکومت و اجرا و تصدی هست، برای فقیه هم هست».
امام راحل (ره) در موارد زیادی، چه در کتاب های «ولایت فقیه» و «البیع» و چه در سخنرانیها و اعلامیه های خود، برقراری حکومت اسلامی را در زمان غیبت امام معصوم، ضرورت اولیه کشورهای مسلمان و به مصلحت و خیر آنان می دانست: «از غیبت صغری تاکنون - که هزار و چند سال میگذرد - ممکن است صدها هزار سال دیگر [بگذرد و ] مصلحت اقتضا نکند که حضرت تشریف بیاورد و در طول این مدت مدید، [آیا] احکام اسلام باید زمین بماند و اجرا نشود و هر که هر کاری خواست بکند؟[آیا] قوانینی که پیامبر اسلام، در راه بیان و تبلیغ و نشر و اجرای آن، 23 سال زحمت طاقت فرسا کشید، فقط برای مدت محدودی بود؟ آیا خداوند اجرای احکامش را محدود کرد به دویست سال؟و [آیا] پس از غیبت صغری، اسلام دیگر همه چیزش را رها کرده است؟»
2. نامشروع شمردن رژیمها و نظامهای سیاسی موجود- به خصوص رژیم ظالم و مستبد پهلوی- و لزوم اجرای احکام اسلامی به دست مسلمانان. امام راحل (ره) خود میفرمود: «ما چارهای نداریم جز این که دستگاههای حکومتی فاسد و فسادکننده را از بین ببریم و هیئتهای حاکمه خائن و فاسد و ظالم و جانی را سرنگون بکنیم. این وظیفهای است که همه مسلمانان در یکایک کشورهای اسلامی باید انجام بدهند و انقلاب سیاسی اسلامی را به پیروزی برسانند».
3. تبیین معنا و مفهوم صحیح و درست از انتظار (مبنی بر تلاش، امید، قدرت یافتن و...)؛ از نظر امام خمینی (ره)، انتظار زمانی مفهوم واقعی و اساسی خود را پیدا می کند که با امید به قدرت یافتن اسلام معنا شود. ایشان میفرماید: «انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است و باید کوشش کنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پیدا کند و مقدمات ظهور، ان شاء الله، تهیه شود». از نظر ایشان انتظار فرج، زمانی معنای واقعی خود را مییابد که منتظر، در جهت منویات حضرت ولیعصر (عج) تلاش می کند و لو این که موفقیت واقعی در پیاده شدن این نظریات، به زمان ظهور امام معصوم برگردد. ایشان می فرماید: «البته این پر کردن دنیا از عدالت، اگر می توانستیم میکردیم؛ اما چون نمیتوانیم بکنیم، ایشان باید بیایند».
4. آگاهی بخشیدن به مردم، در جهت ایجاد آمادگی و زمینهسازی برای ظهور حضرت مهدی (عج)؛ حضرت امام (ره) فرمودهاند: «ما باید در این طور روزها، در این طور ایام الله، توجه کنیم که خودمان را مهیا کنیم از برای آمدن آن حضرت ... ما باید خودمان را مهیا کنیم از برای این که اگر چنانچه موفق شدیم - ان شاء الله - به زیارت ایشان، طوری باشد که رو سفید باشیم، پیش ایشان».
. مدير گروه آينده پژوهي پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي.
. انتظار، بذر انقلاب، ص 164.
. منتخب الاثر، ص 244، ح 1.
. مدخلی بر ریشه های انقلاب اسلام، ص 90 و 91.
. ولایت فقیه، 57.
. همان، ص 30.
. همان، ص 35.
. صحیفه نور، ج 20، ص 196.
. همان.
. همان، ج 12، ص 209.
دکتر رحیم ـ دوماهنامه امان شماره 46