ناشناس!
روزها بود که پیرمرد غر میزد: «آخر زن! چرا یگانه گوسفندمان را برای سه نفر ناشناس، ذبح کردی؟ تو میدانستی آن گوسفند، یگانه دارایی ما بود.» روزها بود که پیر زن پاسخ میداد: «اما آنها مهمان ما بودند و مسافر خانه خدا. من به مردانی از قریش کمک کردم که گرسنه و تشنه و خسته بودند، مردانی که در چهره آنها مهربانی و نور میدیدم»؛ اما پیرمرد به این جواب همسرش راضی نمیشد و باز او را ملامت میکرد. روزها گذشت و آن دو بهشدت فقیر شدند و برای گذراندن زندگیشان به مدینه رفتند. پیر زن در حال عبور از کوچهای بود که امام حسن علیه السلام او را شناخت و نزد خود فراخواند و فرمود: «آیا مرا میشناسی؟»
پیر زن نگاهی کرد؛ اما نشناخت. حضرت آن روز را به یاد پیر زن آورد که به همراه برادرش امام حسین علیه السلام و دامادشان عبدالله مهمان پیرزن بودند.» حضرت از وضع زندگی پیرزن پرسید و صد شتر به او هدیه داد و باز هم از پیر زن تشکر کرد. امام حسین علیه السلام و عبدالله نیز کیسههای پول و گوسفندان بسیاری به او بخشیدند. پیر زن نمیدانست چطور از این سخاوتمندان تشکر کند. خوشحال بود که آن سه میهمان ناشناس را شناخته است.
شبهای قدر
قدر فاطمه سلام الله علیها!
درک فاطمه، سخت است. کارهای خانه، سخت بود و فاطمه خدمتکار داشت؛ اما یک روز خودش کار میکرد و روز بعد فضّه کارها را انجام میداد. در طوفان حوادث، فاطمه سلام الله علیها سنگ صبور پدر و همسر خویش بود. بهترین مادر، نیکوترین همسایه و شایستهترین زن در مقام مادر بود. فاطمه سلام الله علیها را خیلیها دیدند و خیلیها ندیدند. شأن امابیها درک نشد. درباره این زن بزرگ خیلیحرفها شنیدهایم؛ اما سخت است درک او، آن قدر عظیم است که با درک شب قدر برابر است. سخن امام صادق علیه السلام گواه این درک عظیم است: «هر که فاطمه را آن گونه که سزاوار است بشناسد، بیتردید شب قدر را درک کرده است».
8 مرداد: شهادت امام علی علیه السلام
آزار ممنوع!
با همسرش مهربان بود. بهترین همسر برای فاطمه بود و عادلترین رهبر برای همه. گاهی مردی نزدش میآمد و از همسرش شکایت میکرد و گاهی زنی از مردش گله داشت. حضرت به صحبتهای آنها گوش میداد؛ سپس میفرمود: «در تمام حالتها با همسرت سازگاری کن و به نیکی معاشرت کن تا زندگیات با صفا شود... هر مردی همسرش را با زبانش بیازارد، خداوند والا نه سخنی از او میپذیرد و نه عدالت ورزیاش را. نه نیکو کاریاش را تا همسرش را خرسند کند، گرچه روزها روزه گیرد و شبها به نماز ایستد و بردهها آزاد کند... و [چنین مردی] از نخستین افرادی است که وارد دوزخ میشود. هر زنی که شوهرش را با زبانش بیازارد، خداوند بلند مرتبه نه سخنی از او میپذیرد و نه عدالتی، نه نیکوکاری و نه عملی تا همسرش را راضی کند، گرچه [آن زن] روزها روزه گیرد و شبها نماز بر پا دارد و بندهها آزاد کند... [چنین زنی] از نخستین افرادی خواه بود که به دوزخ گام مینهد.»
11 مرداد: روز جهانی قدس
شمریم اگر روز ستم خاموشیم
خون است اگر آب خنک مینویسم
آن سوی جهان کرب و بلایی بر پاست
ما هم دلمان خوش است مشکی پوشیم
میلاد عرفان پور
11 مرداد: عید سعید فطر
«آنهایی که شوقاً إلی الله، حبّاً لله، شکراً لله عبادت کردند، جایزه را از دست بیدستی خدای سبحان دریافت میکنند و آن هم محبوبیت است و کرامت را به آنها عطا میکند؛ وقتی محبوب الهی شدند، هم از گزند دوزخ مصوناند، هم از فیض و فوز بهشت [بهره مند خواهند شد]... مطلب مهمی که وظیفه همه ما، در همه مراحل، مخصوصاً در این عیدهاست، این است که دعا برای وجود مبارک ولی عصر و استقرار حکومت مهدوی باکرامت و عزت از خدا بخواهیم. وجود مبارک امام باقر علیه السلام وقتی برای نماز عید فطر بیرون میآمدند؛ از منزل خارج میشدند، دعاهایی که مربوط به امام زمان است، داشتند که خدایا! «اللهم إنا نرغب الیک فی دوله کریمه تعز بها الاسلام و اهله!» چنین که خود وجود مبارک ولی عصر هم این دعاها را دارد. دعای نورانی امام مهدی موجود موعود «علیه افضل و صلوات المصلین» بعد از نماز صبح روز عید فطر این است؛ عرض میکند: خدایا! من میخواهم به حضور شما باریابم، اما با جلال و شکوه میآیم که محفوظ بمانم. «اللهم انی اتوجه و الیک بمحمد امامی و بعلی (علیه الصلاه و السلام) عن یمینی و خلفی و بأئملّی عن یساری استقروا بهم من عذابک». (آیتالله جوادی آملی)
26-16 مرداد: دهه کرامت
دارد دل ما راه نجاتی دیگر
در مشهد و در قم عتباتی دیگر
بر بانوی باکرامت قم صلوات
بر شاه خراسان صلواتی دیگر
«سید محمد جواد شرافت»
11 شهریور: شهادت امام جعفر صادق علیه السلام
حتی پنج یاور!
سهل خراسانی نمیدانست چه کند. به حضرت اعتراض کرده بود: «چرا قیام نمیکنید؟» و امام در پاسخ از او خواسته بود که داخل تنور برود. سهل در فکر بود که هارون مکی از راه رسید و بر حضرت سلام کرد. حضرت پس از جواب سلام فرمود: «ای هارون! کفشهایت را زمین بگذار. حرکت کن برو درون آتش و بنشین». هارون بیمعطلی خواسته امام را انجام داد. حضرت درباره اوضاع شهر خراسان با سهل گفتوگو کرد؛ سپس فرمود: «ای سهل! بلند شو برو ببین، در تنور چه خبر است.» سهل، کنار تنور ایستاد و هارون را دید که در میان شعلههای آتش را آرامش تمام نشسته است. به دستور حضرت، هارون از تنور بیرون آمد؛ اما نگاهی به سهل کرد و پرسید: «در خراسان شما چند نفر مخلص مانند این شخص ـ هارون که مطیع ماست ـ پیدا میشود؟» سهل سر به زیر انداخت و پاسخ داد: «هیچ! به خدا سوگند حتی یک نفر هم این چنین وجود ندارد.»
حضرت به نقطهای خیره شد و فرمود: «ای سهل! ما خود میدانیم که در چه زمانی خروج و قیام کنیم و آن زمان موقعی خواهد بود که حداقل پنج نفر هم دست، مطیع و مخلص ما یافت شوند؛ در ضمن بدان که ما خود آگاه به تمام آن مسائل بوده و هستیم.»
منابع:
1. بحارالانوار، ج 47 و 58.
2. مسند امام علی علیه السلام.
3. امیر گلها، حسین سیدی، نشر نسیم اندیشه.
4. آینه یادها، هادی ربانی و سید محسن موسوی، مرکز تحقیقات دارالحدیث.
5. منتهی الامال، ج 2.
معصومه سادات میرغنی ـ دوماهنامه امان شماره 43