کانون مهر و عاطفه
دختر، این مخلوق سرشار از موهبت الهی، کانون مهر و عاطفه است و خداوند، همانند نقاشی چیره دست و ماهر خطوط ظریف و حساس این مهر و عاطفه را در رنگهای زیبا و درخشان به تصویر کشیده است. این تصاویر دختری را ترسیم میکند که خالق خانواده و اولین و کوچکترین جامعه بشری است. تصاویر مهر و عاطفه والدین و دختر، زن و شوهر، مادر و فرزند، مادر بزرگ و نوه و... همان سیر نقشهای یک دختر است که بسیار چشم نواز و خیره کننده است. گرچه این تصویرها گاهی دچار آسیب شده و بر پیکره آن لطمه وارد کرده؛ اما از ارزش آن نکاسته است.
جایگاه دختر قبل از اسلام
مقام دختر پایینتر از حیوان بود؛ هیچکسی کنار دختران نفس هم نمیکشید. دختر اسیر و برده بود و به کمترین قیمت خرید و فروش میشد. در مصر، هر سال رسم بود تا برای ازدیاد آب رود نیل، دختری را در آن غرق کنند. قربانی کردن دختر برای نذر خدایگان افتخار بود. در هند، پیش از سن بلوغ و دوران کودکی ازدواج صورت میگرفت و دختر در این مورد، هیچ حق انتخابی نداشت. در چین، نوزاد دختر را میکشتند یا به صحرا میافکندند و خویشاوندان برای تولد دختران تسلیت میگفتند. در عربستان نیز داستان زنده بهگور کردن دختران در دوران جاهلیت پیش از ظهور دین مبین اسلام، مرسوم بود. دختر ننگ و عار بود و اگر پدری دخترش را زنده نگه میداشت، مرگ زودرس او را آرزو میکرد و به وی میگفتند که خدا شما را از ننگ او ایمن بدارد؛ هزینه او را فراهم کند و قبر را خانه داماد قرار دهد. شاعری عرب در این زمینه چنین سروده است: برای هر پدری که دختری دارد و ماندن او را دوست میدارد، سه گونه داماد است؛ خانهای که زیر سایه آن قرار گیرد؛ شوهری که او را حفظ کند و قبری که او را فرو پوشاند؛ ولی بهترین آنها قبر است.
منزلت دختر، مدیون اسلام
دختر در طول تاریخ حمایت بشر، همواره از معصومیت و مظلومیت برخوردار بود و در فرهنگهایی که باورهای اشتباه و افکار ناصحیح داشتند، بیشترین ظلم و ستم را دیده است و تا مدتها موجودی بیارزش محسوب میشد تا اینکه خورشید اسلام طلوع کرد و آن جایگاه والای انسانی و عترت دختر نمایان شد. چون اسلام در سرزمین عرب به سایر نقاط جهان رسید، آن ارزشمندی دختر و منزلت زن در جهان نیز شناخته شد. تعصب و نژاد پرستی منبعث از فرهنگ بیریشه عرب جاهلی، جای خود را به ارزشها و تقدسهایی داد که از دینی متعادل بر میخاست. آخرین پیامبر الهی حضرت محمد صلی الله علیه و آله همراه با معجزهاش، کتاب آسمانی قرآن آن روح مرده انسانیت را زنده کرد و به انسان ارزش داد و او را خلیفه خداوند روی زمین نامید و در کلام خدا، کشتن دختران را به شدت نکوهش کرد:
«و چون بپرسند از دخترک زنده به گور شده که به کدامین گناه کشته شده است؟»
پیامبر صلی الله علیه و آله نیز پس از بعثت در نخستین پیمان عقبه با یثربیان (سال دوازدهم بعثت) یکی از مواد پیمان را خودداری از زنده به گور کردن دختران قرار داد و نقل شده است که قیس بن عاصم پس از پذیرش اسلام نزد پیامبر آمد و پرسید: در زمان جاهلیت، هشت دختر خود را زنده به گور کردهام. اکنون پشیمانم؛ چگونه جبران کنم؟ پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: به جای هر یک از آنها بردهای آزاد کن گفت: من شتران زیادی دارم. و پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: میتوانی به جای هر یک از آنها شتری قربانی کن.
با ظهور اسلام کمکم این طرز تفکر درباره دختر کمرنگ شد و دختران و زنان از مقام والایی برخوردار میشدند و کرامت دختر حفظ شد؛ اما آثار این پندار غلط هنوز هم وجود داشت و یکی از آن موقعیتها، میلاد نور چشم پیامبر حضرت زهرا سلام الله علیها بود. پیامبر و حضرت خدیجه سلام الله علیها یکی از بانوان برتر عالم، پس از ازدواج صاحب دو پسر به نامهای قاسم و طاهر شدند. در همان طفولیت در مکه مردند و چهار دختر به نامهای رقیه، زینب، امکلثوم و فاطمه سلام الله علیها خداوند به آن دو بزرگوار مرحمت فرمود که برجستهترین آنها حضرت فاطمه سلام الله علیها است. درگذشت اولاد ذکور و وجود دختران متعدد مستمسکی برای مردمی شد که در عقاید جاهلیت غوطهور بودند. پیامبر آخرین فرستاده خدا بود؛ اما فرزند پسری ندارد تا ادامه دهنده نسل او باشد و وارث انبیا شود.
فاطمه، کوثر آسمانی
در جریان میلاد این بانوی گرانقدر سوره کوثر نازل شد و صفت ابتر و مقطوع النسل به همان دسته از مردم نادان، برگردانده شد و خداوند به پیامبر فرمود: «ما تو را عطای بیشتر (کوثر) بخشیدیم.» این کوثر آسمانی بستر آرامش پدر بود. محبت و عشق این دختر و پدر به هم در آن دوران، زبانزد همه بود. پیامبر دختران دیگری نیز داشت؛ اما محبت ایشان به فاطمه سلام الله علیها مشخص و متمایز بود؛ آنچنانکه آخرین نفر برای وداع در عریمت به هر سفری فاطمه سلام الله علیها بود و پس از سفر، اولین نفری که به دیدارشان میشتافت، فاطمه سلام الله علیها بود. پیش از خواب، گونه فاطمه را میبوسید و صورتش را روی سینهاش قرار میداد و برایش دعا میکرد. هم دخترش بود و هم سنگ صبور و مرهم غمهای پدر بود. دست فاطمه را میگرفت و به دیگران میفرمود: فاطمه پاره تن من است، کسی که او را خوشحال کند، مرا خوشحال کرده است و کسی او را ناراحت کند، مرا ناراحت کرده است. فاطمه گرامیترین مردم نزد من است.
شیوه ارتباطی پیامبر صلی الله علیه و آله با دخترش فاطمه سلام الله علیها یک الگوی مناسب در تربیت اسلامی شناخته شده و مؤید بر تکریم فرزند دختر در خانواده از نظر اسلام است. آنچه اسلام برای شأن و منزلت دختر نویده داده، مورد توجه است و در قرآن، احادیث احکام و روایات، این برداشت وجود دارد. شاید جنسیت دختر اولین موضوعی باشد که مهم جلوه میکند. با گذشت بیش از 1400 سال از پیدایش اسلام، هنوز هم افرادی هستند که از داشتن فرزند دختر اکراه دارند و تا مرز کفرگویی علیه خدا هم پیش میروند. در زمان امامت حضرت صادق علیه السلام شخصی دختر دار شد. نزد امام رفت و چون به این دلیل ناراحت بود، امام صادق علیه السلام فرمودند: بگو ببینم، اگر خداوند به تو وحی کند و از تو بپرسد که من برایت انتخاب کنم یا خودت انتخاب میکنی، چه میگویی؟ آن مرد گفت: خدایا! برایم انتخاب کن. آن حضرت فرمود: خدا برای تو دختر انتخاب کرده است و نیز هنگامی که مژده تولد فرزندی را به امام سجاد علیه السلام میدادند، هیچ گاه سئوال نمیکردند که دختر است یا پسر. ابتدا میپرسیدند که سالم است و اگر سالم بود میفرمودند: شکر خدای را که از من فرزند ناسالم نیافرید!
ارزش دختر در اندیشه پیامبر
فرزند دختر آن چنان ارزش و قرب دارد که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: دختران چه خوب فرزندانی هستند! هر کس یک دختر داشته باشد، خداوند آن دختر را حجاب و مانعی از آتش جهنم برای او قرار میدهد. به نوعی فرزند دختر ضامن ورود والدینش به بهشت است. امام صادق علیه السلام درباره فرزند دختر فرمودند: دختران نیکی هستند و پسران نعمتها؛ نیکیها پاداش دارند و از نعمتها سئوال میشوند. میتوان اینگونه تعبیر کرد که دختران از لحاظ دینی و معنوی برای والدین بهره زیادی دارند و چون آنها نیکی هستند، خداوند به سبب وجود دختران به پدر و مادر پاداش میدهد.
دختر و حق انتخاب نام نیک
حقوق فرزند بر والدین نکتة مهم دیگری است که درباره دختر نیز صادق است. اولین حق دختر بر پدر و مادرش انتخاب نام نیک است. این انتخاب اولین هدیة والدین به کودک است. امام علی علیه السلام در این باره فرمود: حق فرزند بر پدر این است که نام نیکو برای او برگزیند. ادبش را نیکو کند و قرآن را به او بیاموزد. انتخاب نام مناسب و نیک برای دختران، قسمتی از شخصیت آنهاست و آثار معنوی بر جای میگذارد و پاداش اخروی دارد. گاهی اسامی نامناسب، زشت و لقبهای ناشایست، شخصیت دختر را دگرگون میکند و حس حقارت و خجالت را به دنبال دارد. حتی اگر او نجیب و با وقار باشد، تلفظ اسم زشت و بد معنایش در جمع، او را شرمگین میکند. پیامبر صلی الله علیه و آله عمل تغییر نام زشت انسان را آغاز کرد و نام دختری که عاصیه (گنهکار) بود را به جمیله (زیباروی) تغییر داد و نام دختری که بِرّه بود را به زینب تبدیل کرد. نامهای دخترانهای که پسندیده و زیبا هستند را میتوان به صورت ویژه برگزید. برای، مثال القاب و نامهای حضرت فاطمه سلام الله علیها؛ القاب و نامهای مادران ائمه؛ حمیده مادر امام کاظم علیه السلام؛ نجمه مادر امام رضا علیه السلام؛ سمانه مادر امام هادی علیه السلام؛ حدیثه مادر امام حسن عسگری علیه السلام و... نامهای مادر امام زمان(عج)؛ ملیکا، نرجس، نرگس، ریحانه، سوسن و صقیل، اسامی مادران انبیا؛ مریم مادر حضرت عیسی، هاجر مادر حضرت اسماعیل؛، آمنه مادر پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و... نامهای زنان بزرگ اسلام؛ خدیجه همسر پیامبر حلیمه دایه پیامبر، سمیه نخستین زن شهید اسلام، اسما، خادمه حضرت زهرا سلام الله علیها، هانیه یگانه زن شهید کربلا؛ زینب خواهر امام حسین علیه السلام؛ معصومه خواهر امام رضا علیه السلام؛ امالبنین مادر حضرت عباس علیه السلام و...؛ همچنین اسمهای زنان عابده و عارضه و صالحه؛ مانند آسیه زن فرعون، صفورا و هاجر و سارا همسر حضرت ابراهیم و مادر حضرت یعقوب و...
دختر و حق تربیت
تربیت صحیح از حقوق دیگری است که اسلام به عهده والدین قرار داده است. پیامبر گرامی در تربیت دختر سفارش فرمود: حق دختر بر پدر این است که مادر دختر را (همسرش را) احترام کند و به او حرف زشت نزند. برای دختر نام نیک انتخاب کند و سوره نور را یاد بدهد؛ در این جهت نقش مادر در شاکله شخصیت دختر و سرنوشت او بسیار مؤثر است؛ چرا که مادر و دختر با داشتن روابطی مناسب و حسنه میتوانند مانند دو دوست با هم رفتار کنند و دامان مادر، جایگاه مطمئن و پناهگاهی برای پرورش و تربیت دختر است تا از شر گناه و پلیدی در امان باشد. مادر در قبال وظیفهاش برای تربیت دختر در کنار آموزش واجبات؛ مانند نماز و روزه و خدا پرستی و حجاب و... در نه سالگی و سن تکلیف باید اندک اندک او را با نقشهایش آشنا کند و علاوه بر تربیت فردی، تربیت اجتماعی او را هم ارتقا بخشد تا زنی نمونه و مادری موفق و فرزانه و حتی زنی شاغل و مسئول در دورههای مختلف برای جامعه و جهان باشد. مادر، مسئولیت سنگینتری نسبت به پدر دارد و میتواند کارخانه تربیت کننده دختر و دخترانی شود که به تعبیر امام خمینی زنی خواهد شد که از دامان او مرد به معراج میرود.
. هادی قطبی، چرا زن شدم؟، ص 17-19 و 22.
. محمد نصیری،تاریخ تحلیلی صدر اسلام، ص 54و53.
. سوره تکویر/ 8-9.
. محمد نصیری، تاریخ تحلیلی صدر اسلام، ص 54و53.
. سوره کوثر/ 1.
. سید محسن خرازی، زندگی چهارده معصوم، ص 113-114.
. روح الله گایینی و مهدی شعبانی مهردرانی، تربیت کودک از دیدگاه قرآن و اهلبیت، ص 54، 55، 57، 67.
. هادی قطبی، چرا زن شدم؟، ص 17-19 و 22.
. روح الله گایینی و مهدی شعبانی مهردرانی، تربیت کودک از دیدگاه قرآن و اهلبیت، ص 54، 55، 57، 67.
. همان.
. مرتضی آقا تهرانی و محمد باقر حیدری کاشانی، خانواده و تربیت مهدوی، ص 316-317.
محدثه علی جان زاده روشن ـ دوماهنامه امان شماره 43