به موجب این حدیث شریف اگر کسی بدون شناخت امام زمان خود از دنیا برود، چنان است که در عهد جاهلیت مرده است و هیچ رابطه و نسبتی با اسلام و آیین مسلمانی ندارد.
شخصی خدمت امام صادق علیه السلام آمد و عرض کرد: یابن رسولالله! آیا درست است که پیامبرصلی الله علیه و آله این روایت را نقل فرمودهاند؟ حضرت فرمودند: بلی؛ چنین است. سؤال کننده یک سؤال دقیق و لطیف دیگری نیز پرسید. عرض کرد: یابن رسولالله! این نوع مرگ جاهلی آیا صرف جهل به امام یا کفر جاهلی است؟ امام فرمودند: مراد کفر جاهلی است؛ یعنی: اگر کسی بدون شناخت و معرفت امام زمان خویش از دنیا برود، چنان است که در عهد جاهلیت قبل از اسلام از دنیا رفته است.
درباره این مطلب، روایت دیگری نیز از پیامبرصلی الله علیه و آله نقل شده است: «من مات ولم یعرف امام زمانه، فلیمت ان شاء یهودیاً و ان شاء نصرانیا؛ هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد، اگر بخواهد یهودی از دنیا میرود و اگر بخواهد نصرانی از دنیا رود.»
پس براساس قول پیامبر عدم معرفت به امام زمان(عج) در ردیف شرک و الحاد و کفر است؛ زیرا که انسان وقتی امام حقیقی و واقعیاش را نشناخته، راه را گم میکند و از صراط مستقیم به دور میافتد؛ درنتیجه هرچه بیشتر پیش برود بیشتر از هدف دور میافتد؛ پس برای احتراز از این بیراهه در درجه نخست باید بکوشیم، امام زمان خود را بشناسیم و او کسی جز امام مهدی علیه السلام نیست.
البته مراد از شناخت امام دو گونه است: 1. شناخت ظاهری و اوصاف فردی و شناسنامهای امام: این حداقل شناخت از امام است. 2. شناخت به جایگاه حقیقی و معنوی امام: این نوع شناخت از اهمیت فراوانی برخوردار است؛ پس باید بکوشیم معرفت خودمان را به علم امام افزایش دهیم؛ همچنین از عصمت امام آگاهی و شناخت پیدا کنیم و باید بدانیم انتصاب امام از سوی خدای متعال و جایگاه اصل وجود امام در عالم هستی فلسفه و هدف از آفرینش است.
گر معرفت دهندت بفروش کیمیا را/ گر کیمیا دهندت، بیمعرفت گدایی
در حدیث معرفت به این نکته مهم میتوان پرداخت که در این حدیث، بحث شناخت و معرفت مطرح شده و علم بحث نشده است. این دو با یکدیگر تفاوت دارند؛ اما تفاوت این دو آنالیز و تجزیه و تحلیل و کالبد شکافی نمیشود. علم به حوزه شناختی مربوط است؛ همان طور که در منطق تعریف میکند به آنچه درک میشود: «انطباق الشئ فی الذهن». اما معرفت با تمام وجود سر و کار دارد؛ آنچه انسان درک میکند، در قلبش تبدیل به باور و در عملش آشکار میشود. اگر کسی به این نوع معرفت و شناخت و شعور دست پیدا نکند، جهالت زدایی امکان پذیر نیست؛
پس برای جاهلت زدایی، باید به چشمه زلال معرفت متصل شویم؛ بنابراین، راههای رسیدن به معرفت از اهمیت ویژهای برخوردار است که به اهم آنها میپردازیم:
1. تفکر: آنقدر مهم است که در قرآن کریم و روایات از جایگاه والایی برخوردار است. در قرآن کریم میفرماید: یکی از نداهای جهانیان این است که ای کاش! در دنیا اهل تفکر بودیم یا در روایتی از امام صادق علیه السلام میفرماید: «فکره ساعه خیر من عباده الف سنه؛ یک ساعت اندیشیدن در خیر و صلاح از هزار سال عبادت بهتر است».
2. شاگردی: در این جهت کتابخوانی یا تحصیل نزد افراد متخصص و متعدد برای شناخت و معرفت تأثیر فراوانی خواهد داشت؛ البته باید مواظبت کرد که در کید افراد گمراه و منحرف قرار نگیریم.
3. تعبّد: انجام دادن واجبات و متسحبات برای شناخت و بصیرت افترایی انسان شرط مهم اساسی و معرفت است.
4. تحفّظ: اجتناب از محرمات و پرهیز از گناهان یکی دیگر از موارد مهم و اساسی رسیدن به معرفت است.
5. تحریک به فرهنگ: هنر و رسانه و مواردی از این قبیل میتواند این موضوع مهم را در جوامع بشری و اسلای نهادینه کند.
*. کارشناس ارشد مهدویت.
. بحارالانوار، ج23، ص 7؛ صحیح بخاری، ج5، ص13؛ صحیح مسلم، ج6، ص 21 و 22.
. اصول کافی، ترجمه مصطفوی، ج1، ص131.
. لطفالله صافی، معرفت امام، ص 8.
. کتاب شمیم رحمت، ص9.
. مصباح الشریعه، ص114.
علی حیدری ـ دوماهنامه امان شماره 43