در کوچههای فاصله تنها نشستهام
دور از شعاع گرم رخت، سرد و خستهام
چشمم به جاده تا تو بیایی غروب شد
اما هنوز پنجرهها را نبستهام
حس میکنم که بی تو، ترک میخورد دلم
حس میکنم که بی تو، غروری شکستهام
هر شب نگین سبز قنوتم خیال توست
از هر چه غیر قبله چشمت گسستهام
تا در نگاه مضطربت آه نشکفد
آرام بغض حنجرهام را شکستهام
باشد! دوباره حرف، تو اما نگاه کن
اینجا در این کویر، چه تنها نشستهام
محمود شریفی متخلص به «کمیل »، مهر ماه سال 1350 مشهد اردهال کاشان پا به عرصه گیتی نهاد که سهراب سپهری دلباخته آن بود و همانجا هم به خاک سپرده شد. از سال 1366 هـ ش وارد عرصه شعر و شاعری شد و در سال 1379 هـ ش موفق به اخذ مدرک کارشناسی زبان و ادبیات فارسی شد. اشعار ایشان در نشریاتی؛ چون: قدس،رسالت و ... به چاپ رسیده است. از آثار منتشر شده کمیل می توان به از نسل پرستوها (مجموعه شعر دفاع مقدس)، دوباره محرم،شور شیدایی اشاره کرد:
جاریست شور یاد تو در لحظههای من
لبریز میشود ز نوای تو نای من
بغضم شکسته، خسته صدا میزنم تو را
گل کرده یاد سبز تو در هایهای من
مأیوس از نگاه تو هرگز نمیشوم
غرق است در اجابت چشمت دعای من
آویختم به راه تو، فانوس اشک را
پیداست بر کرانه شب، رد پای من
تا میهمان سفره تنهاییام شوی
یک شب بساز با دل درد آشنای من
بر دست انتظار شکیبایی مرا
یا ایها العزیز دعا کن برای من
نامش مجتبی تونهای، متولد کاشان؛ اما خود در این باره گوید: «شناسنامهام متولد کاشان است؛ اما خودم فرزند قمم». دوران کودکی و تحصیلات خود را در قم گذراند و پس از گرفتن دیپلم برای ادامه تحصیل وارد حوزه علمیه قم شد. وی در بیشتر همایشهای سراسری شعر دفاع حضور داشته و شعرهایش در مجموعهها و جنگهای ویژه هشت سال حماسه، انتشار یافته است. آثار منتشر شده تونهای چراغ تکلیف مرا روشن کن؛ شکستنی شدهام؛ پا به پای ابراهیم؛ از عشق تا دمشق؛ موعودنامه و...
بی تو چه سخت میگذرد روزگار من
خود را به من نشان بده آیینهوار من
ای آفتاب خیره به راهت نشستهام
رحمی به حال دیده چشم انتظار من
هر شب برای آمدنت گریه میکنند
سجاده و دو دیده شبزندهدار من
امید بستهام که میآیی و میکشی
دستی بر این دل این دل امیدوار من
دل را برای آمدنت فرش کردهام
بشتاب ای امید دل بیقرار من
دست دعا و اشک و نیاز ظهور تو
کی مستجاب میشود این انتظار من
*
فاضل نظری سال 1358 هـ ش در شهر خمین متولد شد. تحصیلات اولیه اش را در شهر خوانسار گذراند و مدرک كارشناسی ارشد در رشته مدیریت صنعتی گرفت. با این حال که رشتهاش با ادبیات سازگاری ندارد، آثار و اشعار ایشان بسیار ناب و زیباست. از این شاعر جوان کشورمان سه مجموعه شعر «اقلیت»، «گریههای امپراطور» و «آنها» به چاپ رسیده است که هر کدام از این مجموعه ها به دلیل استقبال، چندین بار تجدید چاپ شدهاند.
هنوز گریه بر این جویبار کافی نیست
ببار ابر بهاری ببار کافی نیست
چنین که یخ زده تقویمها هر روز
هزار بار بیاید بهار کافی نیست
به جرم عشق تو بگذار آتشم بزنند
برای کشتن حلاج دار کافی نیست
گل سپیده به دشت سپید می روید
سپید بختی این روزگار کافی نیست
خودت بخواه که این روزگار سر برسد
دعای این همه چشم انتظار کافی نیست
قاسم صرافان، شاعر آئینی توانای کشورمان متولد دی ماه سال 5135 هـ ش شهرآبادان است. خودش میگوید: نامم و طبع شعریم را از مرحوم پدربزرگم به ارث بردم. از دوره راهنمایی متوجه این طبع لطیف شد و تا به حال اشعار و آثار زیادی از خود بهجا گذاشته است. تحصیلاتش را در دانشگاه اصفهان تا کارشناسی ارشد مهندسی کامپیوتر گذرانده و هم اکنون ساکن تهران است. دو مجموعه شعرش در جایزه کتاب فصل سیزدهم و بیستم برگزیده شده است. مجموعه از آهو تا کبوتر او در جشنواره گام اول 700 کتاب شعر برنده شده است.
لطفی کن و نپرس چرا عاشقت شدیم
حتما دلیل داشت که ما عاشقت شدیم
در حیرتم که عشق از آثار دیدن است
ما کورها ندیده چرا عاشقت شدیم
اثبات میکنیم بفرما قسم که هست
باور نمیکنی به خدا! عاشقت شدیم
کی عاشقت شدیم فراموشمان شده
بابا مهم که نیست کجا عاشقت شدیم
گفتند: پشت ابری و ما خوش خیالها
چون کودکان سر به هوا عاشقت شدیم
دیدیم سخت بود کمی لایقت شویم
رفتیم و با دو بند دعا عاشقت شدیم
یک ذره عقل هم که خدا لطف کرده بود
کردیم نذر عشق تو تا عاشقت شدیم
بیاعتنا به میل تو و آبروی تو
گفتیم مثل شاه و گدا عاشقت شدیم
این میوهها رسیده و یاران گرسنهاند
اینجا که کوفه نیست بیا عاشقت شدیم
مهدی دیلمی ـ دوماهنامه امان شماره 43