سه شرط دارم
کسی حضرت را به میهمانی دعوت کرد. حضرت پذیرفت؛ اما برای آن مرد شروطی گذاشت و فرمود: سه شرط دارم که اگر قبول میکنی، به خانهات خواهم آمد. مرد به امید میزبانی حضرت، شرطها را نشنیده، پذیرفت.
حضرت فرمود: شرط اول: از هرچه در خانه داری، برای ما بیاوری و از بیرون چیزی تهیه نکنی. دوم: چیزی را که در خانهداری دریغ نکنی و سوم: زن و فرزندانت را به سختی نیندازی.
انفاق در نماز
آیه انفاق نازل شده بود: «سرپرست شما فقط خداست؛ رسول خداست و آنان که ایمان آوردهاند؛ همانان که نماز را به پا میدارند و در حال رکوع زکات و صدقه میدهند».
همه کنجکاو بودند و میخواستند بدانند که این موضوع چیست و این آیه در مقام چه کسی نازل شده است.
آن روز، اصحاب به همراه پیامبر سمت مسجد میرفتند که دیدند مرد فقیری از مسجد بیرون میآید.
پرسیدند: پیرمرد! آیا در مسجد، کسی کمکی به تو کرد؟
مرد فقیر رو به مسجد کرد و با دست به حضرت علی علیه السلام اشاره کرد و گفت: آری! آن مرد که در حال نماز است انگشترش را به من داد.
خدا را خدا را درباره قرآن
زهر شمشیر اثر کرده و حالا فقط دستور پزشک، خوردن شیر است. بیرون خانه پر از یتیمان شیر به دست است. اهل بیت و یاران هم در خانه نگران حضرتاند؛ اما علی، نگران دنیا و آخرت مردم است و در این آخرین دقایق هم سفارش آنان را میکند:
به شما دو تن و همه فرزندان و خانوادهام و هر کس که سخنم به او میرسد، «خدا ترسی»و «نظم» و «آشتی دادن بین مردم» را وصیت میکنم... خدا را خدا را درباره ایتام؛ خدا را خدا را درباره همسایگان، خدا را خدا را درباره قرآن؛ خدا را خدا را درباره نماز!
باران رضایی ـ دوماهنامه امان شماره 43