امداد غیبی یکی از سنتهایی الهی است؛ به این معنا که یکی از قوانین ثابت و تغییر ناپذیر الهی است که اگر زمینههای آن فراهم شود. قطعاً جریان پیدا میکند؛ یعنی این قاعده «إِن تَنصُرُوا اللهَ ینصُرْكُمْ»؛ «اگر خدا را یاری کنید، خدا شما را یاری میکند.» یا در آیات متعدد دیگری با الفاظ بسیار مؤکد این سنت را بیان میکند، مثل «وَلَینصُرَنَّ اللهُ مَن ینصُرُهُ»؛ در صورت فراهم شدن شرایط این امداد در هر زمانی تحقق پیدا خواهد کرد، خواه در زمان طالوت و جالوت و حضرت داوود باشد؛ چه در صدر اسلام و در بدر و سایر مواقف باشد؛ چه در انقلاب اسلامی و در زمان ظهور باشد؛ اما چون در زمان ظهور مردم دارای آمادگی و نصرت خاصی هستند. طبیعتاً نصرت الهی هم به صورت خاص عرضه خواهد شد؛ البته امداد غیبی مخصوص به زمان ظهور نیست؛ اما در زمان ظهور به دلیل فراهم بودن زمینهها، این امداد بسیار گسترده تر از زمانهای دیگر خواهد بود.
سؤال دوم: جایگاه حکمت و عدالت خداوند در مورد امداد غیبی چطور تبیین میشود؟
طبیعتاً اصل این امداد بر مبنای حکمت است؛ زیرا خداوند به کسانی امداد میدهد که به او اعتماد و در مسیر خداوند حرکت و ضوابط و قوانین رسیدن امداد غیبی را رعایت میکنند. این؛ عین عدالت است و هم مطابق حکمت؛ چون اگر این نصرت و امداد نباشد، نیروهای شیطانی و دنیا پرستان، اجازه نمیدهند، مؤمنین رشد کنند. شما در حوادث مختلف تاریخی این را میبینید برای مثال اگر امداد الهی بر مسلمانان صدر اسلام نبود، دشمن آنها را نابود میکرد. شاید هر روز دهها و صدها مورد امداد الهی را در چهرهها دید و این عین عدالت است؛ طبق آیه شریفه «وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ»؛ یعنی همان هایی که دیگران میخواهند آنها را خوار کنند، ضعیف کنند، اراده خداوند بر یاری اینها قرار گرفته است: «وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّه وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ»؛ پس این هم به مقتضای حکمت است؛ زیرا اینها نوعاً کسانی هستند که در زمین به ضعف و استضعاف کشیده شدهاند، محرومیت کشیده و زجر کشیدهاند. حرکت تاریخ هم همین را نشان میدهد که در یک زمانی خداوند کسانی را یاری میکند که مستمر و مستقر و ثابت باشند؛ بنابراین، هم مطابق عدالت است هم مطابق حکمت.
سؤال سوم: میگویند: امر ظهور حضرت بقیهالله(عج) در یک شب اصلاح میشود. این را چگونه باید تفسیر کنیم؟
در روایت داریم که «یصلح الله امره فی لیله...» این به معنی ناگهانی بودن ظهور است. خداوند در همان روایت مثال میزند که خدا کار حضرت یوسف را در یک شب اصلاح کرد و از زندان نجات پیدا کرد؛ اما این بدین نیست که یک مرتبه تغییراتی ناگهانی در حوادث جهان رخ میدهد؛ بلکه حوادث بسیار طولانی پشت سر این قضیه بوده؛ منتها در یک شب آن تحول اساسی صورت گرفته است؛ یعنی همواره نقاط عطف بر سر راه همه حوادث به وجود میآید. این نیز نقطه عطفی در تاریخ است. «یصلح الله امره فی لیله» بدین معنا نیست که اسباب و معدّات ندارد. اصلاً ربطی به آمادگیها ندارد باید این سخن را این گونه معنا کنیم که بالاخره در یک مقطعی این تحول ناگهانی صورت خواهد گرفت و البته مبتنی بر آن زمینهها و اسباب و علل است؛ چنان که در همان حدیث هم مثال میزند.
*. مدیر مرکز تخصصی مهدویت.
. سوره محمد/ 7.
. سوره الحج/ 40.
. سوره قصص/ 5.
. سوره قصص/ 5.
. اعلام الوری با اعلام الهدی، فصل سوم، ص 452.
. همان.
حجتالاسلام والمسلمین کلباسی ـ دوماهنامه امان شماره 43