اشاره
حجتالاسلام والمسلمین علی ربانی گلپایگانی، متولد 1334 در شهر گلپایگان و از استادان برجسته حوزه علمیه قم در رشته کلام اسلامی است. از وی بیش از 40 کتاب و 160 مقاله در نشریات مختلف چاپ شده است که درباره امدادهای غیبی در عصر ظهور گفت و شنودی با ایشان انجام شده است که تقدیمتان میکنیم.
سؤال اول: آیا اساساً امدادهای غیبی در تحقق ظهور امام زمان نقشی و دخالتی دارد؟
قطعاً پاسخ این مثبت است؛ همان طور که در طول تاریخ ادیان آسمانی و انبیای الهی همواره اینگونه بوده و خداوند متعال هم وعده فرموده است. اصولاً آیاتی در قرآن تحت عنوان سنتهای الهی داریم. برای نمونه خداوند میفرماید: «فَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللهِ تَبْدِیلًا وَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللهِ تَحْوِیلًا» این آیات، ناظر بر همین مسئله سنتهای تاریخی و اجتماعی است. این قانون تا انتهای تاریخ استمرار دارد. چنانکه الآن هم، چنین است. یعنی سنت الهی باعث نصرت در عصر غیبت میشود. ملاحظه میکنید که با وجود همه مخالفتهای استکبار جهانی، نظام جمهوری اسلامی بر مبنای ولایت فقیه و امامت روز به روز بر عزتش افزوده میشود؛ زیرا عنایت الهی، نصرت میکند. در آیات و روایات آمده است که پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله منصور بالرعب بود؛ یعنی بر اساس «سَنُلْقِی فِی قُلُوبِ الَّذِینَ كَفَرُواْ الرُّعْبَ» عنایت الهی از راه القای رعب در دل دشمنان باعث میشد تا آنان در مقابل سپاه اسلام عقب نشینی کنند. یکی از ویژگیهای حضرت ولی عصر(عج) هم این است. ایشان هم منصور بالرعب است؛ یعنی به وسیله ایجاد ترس در دل دشمنان به ایشان یاری میشود.
سؤال دوم: آیا در مسئله ظهور امام عصر(عج) اصل بر امدادهای غیبی است یا به کارگیری اسباب و فراهم شدن علل و شرایط عادی؟
اگر ما سنتهای الهی را در تمام انبیا درنظر بگیریم، اصل اولیه تبلیغ و تبشیر و ارشاد و بعد هم تدبیر و بسیج کردن مردم است و از آن طرف هم گویا به مرور زمان که شرایط به گونهای خواهد شد که آمادگی برای ظهور حضرت ولی عصر(عج) و حکومت عدل جهانی فراهم میشود. در این زمینه محمد حسین یعقوب کتاب خوبی به نام «حقیقه المهدی المنتظر» نوشته است. ایشان در بخشی از کتاب، از دوران ظهور و نحوه غلبه حضرت ولی عصر(عج) بر ادیان، مکاتب و مذاهب تصویری ارائه داده است. برای مثال، حضرت مسیح میآید و با حضرت ولی عصر(عج) بیعت میکند و از ایشان حمایت میکند؛ بنابراین، حجت بر مسیحیتی که بخش عظیمی از جمعیت دنیا را تشکیل میدهند، تمام میشود. حداقل بخشی از مردم اقبال(عج) با این خصوصیات، آرمانها و ایدهها است، جذب ایشان میشوند؛ چون آنها حساسیت مذهبی ندارند که بخواهند موضع بگیرند. مسلمانان هم وقتی حضرت ظهور میکند، قطعاً با یک سلسله علائم و نشانههایی که وعده داده شده است، حجت بر آنها هم تمام میشود؛ بنابراین اصل این است که عوامل و شرایط بشری و اجتماعی و مردمی، فراهم میشود. نیروهای حضرت هم افرادی زبده و ویژه هستند که در روایت گفته شده است: 313 نفر هستند. اینها اخص الخواص هستند و بیکار نمینشینند. ما جزئیاتش را نمیدانیم؛ اما قطعاً فعالیتهایی خواهند داشت و میتوان تصویری را با این قرائن و شواهد ارائه داد؛ منتهی استکبار هیچ وقت در تاریخ بیکار ننشسته است؛ به عبارت دیگر شیطان ننشسته است و بیکار نمینشیند و قسم خورده است که مخالفت کند؛ لذا بحث خروج سفیانی و دجال پیش میآید، بر این اساس میتوان گفت: حضرت برای قیام خود از اسباب و علل و شرایط عادی و معمولی استفاده میکنند؛ البته در برخی موقعیتها باید آن عنایت الهی (منصور بالرعب بودن) یا هرگونه وسیله ممکن وارد شود که ما نتوانیم آن را تصور کنیم. برای مثال قرآن تصریح میکند که در صدر اسلام گاهی اوقات فرشتگان؛ در جنگها حاضر میشدند البته منظور مداخله مستقیم در جنگ نیست.
آیات میفرمایند: اینها را برای قوّت قلب میفرستادیم. فرض کنید جاهایی جبرئیل بر مرکبی میآمد و تمثل پیدا میکرد؛ سوار میشد و میدیدند و تشویق میشدند که به جلو بروند.
ـ سؤال سوم: در جامعه امروزی دشمنان اسلام، جامعه را بیشتر به سوی مادّیات و دوری از معنویات سوق میدهند. چطور میشود که عموم مردم، آمادگی عمومی برای پذیرش امر ظهور پیدا میکنند؟
ـ بدون شک، مستکبرین و سردمداران استکبار، تلاش میکنند با استفاده از اسباب و ادوات مختلف، مردم را از معنویت جدا کنند و به سمت مادّیات سوق بدهند. برای مثال با بهرهگیری از ماهواره و اینترنت و شبکههای جهانی، دنیا را به یک دهکده جهانی تشبیه میکنند؛ اما حالا واقعاً با همه این تلاشها چقدر توانستهاند که بشریت را از معنویت دور کنند؟! اگر حقیقتاً به دور از غرض و تبلیغات منفی یک بررسی میدانی و تحقیق دقیق انجام شود، منهای مسلک و آئین خاص توجه مردم به امور اخلاقی و معنوی بیشتر شده است. گاهی اوقات در تبلیغات رسانهای کلیاتی را میبینیم که نشان میدهد تحت تأثیر فطرت و آفرینش همچنان آتش گرایش به معنویت در فطرت انسانها شعلهور است؛ البته یکسری روپوشهایی گذاشتهاند که این امر مکتوم بماند، به خصوص درباره جامعه خودمان خیلی تبلیغات میکنند؛ اما به اعتقاد من نمیتوان گفت که مردم روزبهروز به سمت غرب نزدیک میشوند و معنویت را فراموش میکنند؛ بلکه فکر میکنم که برعکس خواهد شد. همین یأس و سرخوردگی از این لیبرالیسم و کمونیسم و مکتبهای الحادی و مکتبهای غیر دینی، باعث میشود که اینها به معنویت اقبال کنند.
به تازگی آقای رفیع دوست در مصاحبهای به کسانی اشاره کرده است که اصلاً ضدیت داشتند و بعد برگشتند. در این زمینه استادی نقل کرده است که یکی از دانشجویانم قبل از انقلاب پسری بود چهره خود را مانند دختران آرایش میکرد؛ به نحوی که از نگاه کردن به چهره وی شرم میکردم؛ اما بعد از انقلاب و شروع جنگ روزی به من گفتند: یک نفری آمده است و با شما کار دارد. دیدم که همان شخص است؛ اما به کلی دگرگون شده بود. امام چنین جاذبهای داشت. چون اخلاصش را مردم دیده بودند، همه دوستش میداشتند. حالا وقتی امام این گونه است، دیگر همانطور که میدانید، هیچ کس را نمیتوان با عظمت و کمالات حضرت ولی عصر(عج) مقایسه کرد. این نمونهها میتواند نشانه یک قانون و قاعدهای باشد که میتواند بسط پیدا کند. چه بسا! روند به سمتی برود که توجه به معنویت هم زیاد بشود. اگر هم برفرض اینگونه نشد، میتوانیم به عامل خارق العاده و اعجاز هم توجه کنیم.
ـ خیلی متشکرم. از اینکه وقت شریفتان را در اختیار ما قرار دادید سپاسگذاریم.
سوتیتر
ـ حضرت مسیح میآید و با حضرت ولی عصر(عج) بیعت میکند و از ایشان حمایت میکند؛ بنابراین، حجت بر مسیحیتی که بخش عظیمی از جمعیت دنیا را تشکیل میدهند تمام میشود، حداقل بخشی از مردم اقبال میکنند. یک عده نوعاً سکولار و لائیک هستند، که اصولاً حساسیت مذهبی ندارند، از این برنامههای بشری خسته میشوند. وقتی میبینند که امام زمان(عج) با این خصوصیات، آرمانها و ایدهها است جذب ایشان میشوند.
ـ یأس و سرخوردگی از این لیبرالیسم و کمونیسم و مکتبهای الحادی و مکتبهای غیر دینی، باعث میشود که اینها به معنویت اقبال کنند.
حاشیه
احتمالاً شما هم در باره امدادهای غیبی حرف و حدیث های فراوانی شنیدهاید. برای نمونه میتوان به موارد زیر اشاره كرد:
نزول فرشتگان؛ مثل فرشتگان یاری دهنده حضرت لوط؛ یاری فرشتگان به مسلمانان در جنگ احزاب و جنگ بدر یا الهاماتی كه به دل میشود یا امدادهایی كه از طریق جمادات حاصل می شود، مثل شنهای صحرای طبس برای سرنگونی بالگرد دشمن و گاهی توسط حیوانات؛ خداوند پرندگانی را به طور دسته جمعی مثل ابابیل آماده می كند و گاهی به طور فردی مثل كلاغی كه چیزی را زیر خاك كرد تا دفن مرده را به قابیل بیاموزد یا عنكبوتی كه ورودی غار را پوشاند تا مشركان بر پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله دست نیابند و گاهی امداد از طریق افراد است؛ حتی از طریق كودكی همچون حضرت عیسی است كه در گهواره، نبوت خود و پاكدامنی مادرش را ثابت كرد یا مثل كودكی كه به پاكدامنی حضرت یوسف شهادت داد و گاهی امداد از طریق گیاهان است، مثل درخت خشكی كه برای حضرت مریم خرمای تازه آورد.
گاهی امداد غیبی به وسیله تصرفی است که در نگاه انسان میشود. برای مثال در جنگ بدر، خداوند دو تصرف در چشمان كفار كرد. در مرحله اول، كفار مكه مسلمانان را كم دیدند؛ تا آنجا كه گفتند: بردگان ما این چند نفر را از پای درمیآورند و نیازی به خود ما نیست؛ ولی در وسط جنگ، تصرف دوم صورت گرفت و آنها مسلمانان را دو برابر خود دیدند؛ وحشت کردند و جنگ را باختند. در این ماجرا کفار در یك جنگ دو دید متضاد پیدا کردند. نگاهی كه مسلمانان را كم دید و به آنها حمله کرد و نگاهی كه مسلمانان را زیاد دید و خود را باخت.
نمونه دیگر، عصای حضرت موسی است. در یك جا دریا را خشك میكند و در جای دیگر از سنگ سفت و خشك دوازده چشمه آب بیرون میآورد.
. سوره فاطر/ 43.
. سوره آلعمران/ 151.
دوماهنامه امان شماره 43