بشر، موجودی اجتماعی است. زندگی مطلوب در جامعه، به قانون و مقرراتی كامل و مجری آگاه و توانمند در اداره جامعه نیاز دارد تا در سایه مدیریت او مقررات اجرا شود و حقوق كسی پایمال نگردد. دین مقدس اسلام نیز از این مهم غافل نیست و علاوه بر دستورهایی كه به زندگی شخصی انسان مربوط است؛ مانند نماز و روزه، حاوی مقررات و قوانین اجتماعی است و برای اداره كننده جامعه، صفاتی مانند عقل، درایت، ایمان، آشنایی با دستورهای دین، قناعت و مناعت را برمی شمرد. روشن است زندگی فردی انسان، از زندگی اجتماعی او قابل انفكاك نیست؛ لذا برای نیل به كمالات، باید هر دو بُعد زندگی مورد توجه و اهتمام قرار گیرد؛ بنابراین هم دستورهای فردی باید عمل شود و هم مقررات اجتماعی لازمالاجراء است.
نكته دیگر آنكه برنامهها و آموزههای دین، مربوط به دوره، عصر و زمانی خاص نیست؛ بلكه برای عموم مردم در هر عصر و زمان است؛ بنابراین، مردم در هر زمان، مكلّف به اجرای فرمانهایی؛ مانند «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّه» یا »وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّه یدْعُونَ إِلَى الْخَیرِ وَ یأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ ینْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَر« یا «وَ السّارِقُ وَ السّارِقَه فَاقْطَعُوا أَیدِیهُما» هستند. اجرای اینها نیازمند برقراری حكومت و ایجاد تشكیلات نظاممند است. در نتیجه، از دید اسلام باید حكومت اسلامی تشكیل شود و حاكم اسلامی، اداره جامعه را بر عهده بگیرد.
با توجّه به این مقدمه، به بررسی روایت نفی حكومت در زمان غیبت می پردازیم. روایتی از امام صادق علیه السلام نقل شده است كه: «كلّ رایه ترفع قبل قیام القائم فصاحبها طاغوت یعبد من دون الله؛ هر پرچمی كه پیش از قیام قائم برافراشته شود، صاحب آن، طاغوت است كه به جای خدا، پرستش میشود».
برای فهم روایت، باید به دو نكته توجّه كرد: 1. الفاظ روایت، چه محتوایی را بیان میكند؟ 2. آیا روایات دیگری نیز در اینباره صادر شده است، تا با توجه به آنها معنای صحیح آن روشن شود؟
رایه به معنای پرچم است و رفع رایه كنایه از اعلان جنگ با نظام موجودِ حاكم است. «صاحب پرچم» همان رهبر قیام است كه مردم را به یاری میطلبد. طاغوت، یعنی فرد ستمگر و متجاوزی كه به حریم خدا تجاوز می كند و مردم را به سوی خود میخواند كه حاكمیت او را بپذیرند. منظور از قبل قیام القائم دوران عصر غیبت است.
با توجّه به الفاظ روایت، می توان دریافت، پیش از قیام حضرت مهدی(عج) عدّهای با شعار نجات انسان، مردم را به سوی خود فرا میخوانند. اینان، بدون آنكه اعتقاد كامل و صحیح به دین داشته باشند و حاكمیت را فقط برای خدا و خلیفه خدا بپذیرند و تنها راه نجات و سعادت مردم را حركت در مسیر دین تحت رهبری حجّت خدا بدانند، با پیریزی مكتبهای مختلف، خود و اندیشه خود را تنها راه نجات بشریت می دانند. اینان، طاغوتند كه مردم را از راه الهی به سوی خود منحرف میكنند؛ از این رو، اگر فرد عادل و پرهیزكاری كه نور ایمان و تقوا در تمام زندگانی اش نورافشانی كرده، به پاخیزد و مردم را به سوی دین خدا و زمینهسازی برای ظهور حضرت فرا خواند، اصلاً از موضوع روایت خارج است.
شاهد بر این بیان، روایت دیگری، با سند صحیح، از وجود مقدّس امام صادق علیه السلام نقل شده است كه فرمود:
«اگر یك نفر از ما[= خاندان پیامبر]آمد و شما را به قیام و خروج دعوت كرد، خوب بیندیشید كه به چه منظور قیام كرده است. [و برای توجیه قیام او] نگویید: «زید بن علی فرزند امام سجاد علیه السلام هم پیشتر قیام كرد»؛ زیرا زید، مردی دانشمند و راستگو بود و شما را به امامت خودش دعوت نمیكرد؛ بلكه به شخصی دعوت میكرد كه مورد توافق و رضایت اهلبیت قرار گیرد [امام معصوم]. او اگر پیروز میشد، حتماً به وعدهاش عمل میكرد و حكومت را به اهلش میداد. زید، در مقابل دستگاه سلطنت قیام كرد، تا آن را سرنگون سازد؛ اما آن كس كه امروز قیام كرده است، شما را به چه امری دعوت میكند؟ آیا شما را به سوی شخصی دعوت میكند كه مورد توافق و رضایت آل محمد قرار گیرد؟ نه؛ چنین نیست. شما را گواه میگیریم كه ما به قیام این شخص راضی نیستیم. او، اكنون كه به قدرت نرسیده است، با ما مخالفت میكند؛ پس در صورتی كه قدرت یافت و پرچمی برافراشت، به طریق اَولی، از ما اطاعت نمیكند».
با توجه به این روایت، به خوبی میتوان دریافت كه اگر قیامكننده، دعوتكننده به خود باشد، طاغوت است؛ ولی اگر هدف او، دعوت مردم به خدا و زمینهسازی برای حاكمیت حجّت حق باشد، قیام او نه تنها اشكال ندارد؛ بلكه در راستای اراده خداوند است كه میخواهد با حاكمیت حاكم اسلامی، به مقررات عمل شود؛ لذا امامان، مردم را به سوی عالمان فرا خواندند و آنان را مرجع امور قرار دادند. امام صادق علیه السلام درباره رجوع به فقیه فرمود: «فاِنّی قد جعلتُه علیكم حاكماً؛ من، او [فقیه] را بر شما حاكم قرار دادم».
به راستی آیا زندگی تحت سیطره حكومت ظلم، مطلوب خدا و عقل است یا زیر چتر عالم عادل مسلمان و كدام یك به زمینهسازی برای ظهور كمك میكند؟
خلاصه آنكه قوانین سیاسی و اجتماعی اسلام كه بخش وسیعی از دین را شامل میشود، برای پیاده شدن و عمل كردن، در هر عصر و زمان است و اجرای این قوانین، به حكومت اسلامی نیاز دارد؛ چه در زمان وجود معصوم که میان مردم ظاهر است و چه در زمان غیبت. امام حسین علیه السلام فرمود: «مجاری امور و احكام، به دست عالمان است» و وظیفه هر مسلمان بویژه عالم دین مخالفت با حاكم جور است. امام حسین علیه السلام به نقل از پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «هر كس حاكم ستمگری را ببیند كه حرام خدا را حلال كرده و عهد خدا را شكسته و با سنّت پیامبر مخالفت کرده و میان بندگان خدا به ظلم رفتار کرده است و او، در مقابل چنین حاكمی با عمل و گفتار مخالفت نكند، بر خدا است كه او را در جایگاه همان ستمگر [جهنم] وارد كند»؛ لذا قیام برای حق، طاغوت نیست.
. انفال /60؛ (هر نيرويي در قدرت داريد براي مقابله با آنها [دشمنان] آماده سازيد).
. آل عمران /104؛ (بايد از ميان شما، جمعي دعوت به نيكي، و امر به معروف و نهي از منكر كنند).
. مائده/38؛ (دست مرد دزد و زن دزد را، به كيفر عملي كه انجام دادهاند، قطع كنيد).
. بحارالانوار، ج52، ص143.
. بحارالانوار، ج52، ص 302.
. اصول كافي، ج1، ص67.
. ر.ک: ابراهيم اميني، دادگستر جهان.
دوماهنامه امان شماره 21