نشریات و مجلات چاپی

مدرسه و پایگاه های علمی
مدرسه مجازی مهدویت
نشریه امان فعالیت خود را از سال ... آغاز کرده است. هم‌اکنون 348 نفر با این مجموعه مرتبط هستند.

شعرانتظار

خدا كند كه دقایق دوباره برگردد
نگاهِ یاس و شقایق دوباره برگردد

اگرچه پنجره باز است و خانه‌ام تاریك
خدا كند كه بیاید و همسفر گردد
گناه ماست
خدا كند كه دقایق دوباره برگردد
نگاهِ یاس و شقایق دوباره برگردد

اگرچه پنجره باز است و خانه‌ام تاریك
خدا كند كه بیاید و همسفر گردد

شنیده‌ام زجوانان و عاشقان، یكدم
كه انتظار كشد آن جوانه برگردد

دعای ندبه بخوانید و دم به دم نالید
كه ندبه خوانِ سحر، جمعه باز گردد

میان ماست و ما بی‌تفاوتِ اوییم
چه می‌شود كه بیاید، دوباره برگردد

به لحظه‌ای و نگاهی همیشه خرسندیم
چه می‌شود كه اقامت كند، نه برگردد!؟

چه می‌شود كه بیاید كنار هم باشیم
كه با اذانِ جلیلش، جهان خبر گردد

چه می‌شود كه نگویند یاد ما ذهنی است
اگر بیاید و در شهر، مستقر گردد!

شنیده‌ام كه عزادارِ مادرش زهراست
می‌آید او كه ز هر بی‌خبر، خبر گردد

گناه ماست، زلیخا دلیم و یوسف دوست
می آید او اگر از عشق، با خبر گردد

گناه ماست كه یك روز ندبه خواه هستیم
به آن امید كه یار از دیار برگردد

نه عاشقیم و نه از عشق بهره‌ای داریم
خدا كند كه نمودارِ عشق برگردد

عارف پیشه‌ور
بیا برگردیم
یادگاران عَلَم سوخته، را گم كردیم
پ آخرین آتش افروخته را گم كردیم

درِ هفتاد رقم بتكده وا شد از نو
چارده كنگرة طاق، بنا شد از نو

بس كه خمیازه گران گشت، وضو باطل شد
جاده هم از نفس خسته ما منزل شد

باز ماییم و قدم سای به سر گشتن‌ها
مثل پژواك، خجالت كش بر گشتن‌ها

یا محمد! نفسی سوخته در دل داریم
آتشی سرخ و برافروخته در دل داریم

یا محمد! شررآلودة عصیان ماییم
تشنه‌تر، خشك‌تر از ریگ بیابان ماییم

یا محمد! همه جز پوچی تكرار نبود
چارده قرن، عَلَم بود و علمدار نبود

یا محمد! شب طوریم، برآی از پس ابر
چشم راهان ظهوریم، برآی از پس ابر

ما نه مرداب، كه جوییم، بیا برگردیم
و نمك خوردة اوییم، بیا برگردیم

سفر دشت غریبی است، نفس تازه كنیم آخرین جنگ صلیبی است، نفس تازه كنیم

زخم واماندة خصم است و نمكدان شما‌
«ای جوانان عجم! جان من و جان شما»

محمد كاظم كاظمی


سبزترین حادثه
یازده قرن قدم در كف ساقی مانده
روی لبهای زمین جام تو باقی مانده

یازده قرن جهان خواب تو را می‌بیند
خواب اسب تو و اصحاب تو را می‌بیند

وقت آنست كه این قصه به پایان برسد
یوسف گمشده از جانب كنعان برسد

تا زمین عرصه مردان تهمتن بشود
آسمان شاهد پروانگی تن بشود

اعظم قلندری
باز آ
بازآ كه چشم منتظران، باز بر در است
در آرزوی دیدن تو،‌دیده‌ها تر است

هر چند قرن‌ها بگذشت ز غیبتت
باز از شمیم یاد تو دنیا معطر است

گفتند بعد هجر بود نوبت وصال
پس وصل تو برای اهل جهان كی میسّر است

هر چند غیر حق كسی آگه زحشر نیست
حقا كه روز آمدنت روز محشر است

روزی كنار كعبه ندا می‌دهد كه: «من
آنم كه نسبتم، علی و پیغمبر است»

امروز هم به سر رسید و فراقت ادامه یافت
چشم امید ما به شب و روز دیگر است

شیما عسگری
آخرین ویرایش
در 1394/9/23 16:38 توسط فاطمه کاظمی

مطالب پربازدید را ببینید
و یا به فهرست بازگردید.

بازگشت به ابتدای صفحه

تلفن
نشانی
02188998601
تهران، خیابان انقلاب، تقاطع قدس و ایتالیا، پلاک 98
پیامک
30001366