جوانی، دلپذیرترین لحظات زندگی و شورانگیزترین فرصتهای حیات انسانی است كه خاطرات و مخاطرات شیرین آن همچون رنگین كمانی زیبا و شگفتیآفرین از جلوههای عشق و معرفت، شور و شیدایی و رشد و شكوفایی در آسمان خاطرات همگان نقش میزند. فصلی است برای شكفتن غنچههای كمال و معرفت و موسمی است برای جوشش زلال ایمان و معنویت.
قلب جوان چون زمین آماده كشت است. و قرآن باران معارف بلند آسمانی. چون این باران بر این زمین بارید بخشی از ثمرات آن گلهای خوشبویی است كه عطر آن همه زندگی را عطراگین خواهد کرد.
جوان آنگاه كه جان خویش را با زلال آبشار جاری قرآن میشوید با رشتههای نادیدنی به پروردگار هستی پیوند میخورد و زندگی خویش را از هر زشتی و پلیدی پاكیزه میكند.
بهترین فرصت برای فراگیری قرآن، دوره نوجوانی و جوانی است و آنچه در این دوره فراگرفته شود، ماندگار و جاودان خواهد بود. بزرگان همواره بر این نكته سفارش كردهاند كه اگر جوانان با قرآن مأنوس شوند، آیات روحبخش آن با دل و جان آنان میآمیزد و قلبشان نورانی میشود.
امام صادق علیه السلام فرمود: «هر جوان پارسا و با ایمانی که به قرائت قرآن بپردازد، قرآن با گوشت و خون او در میآمیزد».
به این معنا كه همه اعضا و جوارح او قرآنی میشود و بنابراین همه كارهای او بر اساس آموزههای قرآن خواهد بود.
انس با آیات قرآن در آینه تاریخ
مُصعببن عمیر یکی از جوانان برومند و چهرههای درخشان تاریخ اسلام است. او جوانی بسیار زیبا، عفیف، بلندهمت و جوانمرد بود. پدر و مادرش او را بسیار دوست میداشتند. وی در مکّه مورد احترام همگان بود و زیباترین لباسها را میپوشید و در بهترین شرایط و امکانات مادی زندگی میکرد.
او که شیفته سخنان رسول خدا صلی الله علیه و آله شده بود، بر اثر رفت و آمد با رسول خدا صلی الله علیه و آله و شنیدن آیات قرآن، اسلام را صمیمانه پذیرفت. در محیط مکّه پذیرفتن اسلام بزرگترین جرم به شمار میرفت. از اینرو، اظهار آن بسیار مشکل بود و بسیاری از انسانها اسلام خود را پنهان میکردند. از جمله آن افراد، مصعب بن عمیر بود. تا این که پدر و مادرش متوجه شدند و او را زندانی کردند. اما وی گریخت و همراه دیگر مهاجران به حبشه رفت و پس از زمانی با همراهان خود بازگشت.
در عقبه اُولی در یک شب مهتابی، تعداد دوازده تن از شخصیتهای مهمّ مدینه با رسول خدا صلی الله علیه و آله دیدار کردند و مسلمان شدند. هنگامی که این گروه خواستند به مدینه بازگردند، دو نفر به نامهای اسعدبن زراره و زکوانبن عبدقیس از رسول خدا صلی الله علیه و آله خواستند، کسی را با آنان به مدینه بفرستد که قرآن را به مردم بیاموزد و آنان را به اسلام دعوت کند.
پیامبر صلی الله علیه و آله از میان همه مسلمانان، مصعب بن عمیر جوان را برای انجام این مأموریت مهم به مدینه فرستاد و به او فرمود: همراه اسعدبن زراره به سوی مدینه حرکت کند.
مصعب که قرآن را خوب یاد گرفته بود، با شور و هیجان جوانی وارد مدینه شد و با خلوص نیت و تلاش، کار تبلیغ خود را آغاز کرد. وی در مدینه در خانه اسعد که از بزرگان قبیله خزرج بود ساکن شد و همراه میزبان خود به خانه سعدبن معاذ رهبر و رئیس قبیله اوس رفت و آنان را به اسلام دعوت کرد که مسلمان شدند. همچنین اسیدبن حُضیر به دست مصعب مسلمان گردید. مصعب این نیروی جوان و برومند در سفر خود به مدینه مأموریت خویش را به بهترین وجه انجام داد. او نخستین کسی بود که در مدینه نماز جمعه و جماعت را برگزار کرد و افتخارات درخشانی را نصیب خود ساخت.
تبلیغات مؤثّر مصعب جوان، زمینه را برای ورود رسول خدا صلی الله علیه و آله به شهر مدینه آماده ساخته بود و مردم با آغوش باز آماده پذیرایی پیشوای اسلام و پیروان آن حضرت بودند.
مصعب پس از ورود رسول خدا صلی الله علیه و آله به مدینه، در جنگهای بدر و احد شرکت کرد. در جنگ اُحد بود که به عنوان پرچمدار پیامبر انجام وظیفه کرد و سرانجام به شهادت رسید و در کنار حمزه عموی رسول خدا سردار نامی و گرانقدر اسلام به خاک سپرده شد.
حاصل تلاشهای خستگی ناپذیر پیامبر و یاران فداكار او در قرآن آموزی آن شد كه انسانهای فراوانی با آیان الهی انس گرفته و زندگی خود را سرشار از نور هدایتگر آن سازند.
و امروزه جوانانی كه نگران بیهودگی و زیان در زندگی هستند شایسته است تا هرچه بیشتر با كلام الهی انس یابند و از این زلال بیپایان سرشار شوند. بسی جای تأسّف است كه ابزار و عواملی چند دست به هم داده روز به روز بر فاصله و شكاف بین جوان و سخنان خدای مهربان میافزاید.
بیاییم دریچههای دل را به سمت بوستان کلام الهی بیشتر باز کنیم تا نسیم جانپرور آن مشام جانمان را نوازش دهد.
. عضو هيئت علمي پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي
. محمدبن يعقوب كليني، الكافي، ج2، ص603، ح4.
. زركلي، الاعلام ، ج7، ص248.
. ن.ك: ابن هشام، السيره النبويه، ج1، ص 434ـ 431.
. ابن سعد، الطبقات الكبري، ج3، ص87 و 88.
. ابن هشام، السيره النبويه، ج2، ص 73.
خدامراد سلیمیان ـ دوماهنامه امان شماره 21