حالا با اجازه شما این جملات را ویرایش کنیم: «این یک ساعت چقدر کار دیگران را راه انداختم؟ کجا بیشتر گره از کار مردم باز میشود؟ چیزی برای آخرت ما میماند؟ اگر همین کار را با خلوص و جدّیت انجام دهم، هنر کردهام.»
برای رفع اشکالات احتمالی که ممکن است به ذهن شما خوانندگان گرامی برسد، عرض میکنم که اگر از مبدل دیجیتال برای دیدن امواج پنهان مقاله استفاده کنید، حتماً تصدیق میکنید که مقصود آن نیست که بیایید حساب و کتاب و آینده نگری را به موزه خوشخیالی بسپاریم، یا حرفمان را با آجرهای کلیشه، نماکاری کنیم. حرفم این است که وقتی ادبیات غالب و فراگیر به سمت و سوی دو دوتا چهار تای مادی برود، دیگر توقع رزق بیحساب و برکت بسیار، پرتوقعی است. منظورم شغل و مسئولیت یا طبقه اجتماعی خاصی نیست؛ زیرا همه ما، دستمان در حنا است. پس مثالها و مواردی که از این پس میآورم، شاید غلط انداز باشد ولی کار راهانداز هم هست!
در مورد اوضاع قبل از ظهور و کاهش برکات و روزیها، روایات متعددی وجود دارد، از جمله اینکه امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: «تجارت و معاملات زیاد میشود، ولی بهرهای اندک نصیب مردم میگردد.» حتماً روایاتی از این دست را شنیدهاید که باران در فصل و موسمش، نمیبارد و یا گاهی بارانهای بسیاری میبارد، ولی محصولات از بین میرود و فاسد میشود و زراعتی نمیروید و رودهای مهم دنیا به خشکی میگرایند.
حالا اگر بعد از ظهور را بنگریم میبینیم که به قول معروف، زندگی شیرین میشود، رودخانهها پر از آب میشوند، چشمهسارها به جوشش میآیند، آسمان بارانش را پی در پی میفرستد، درختان بار میگیرند و برکتها فراوان میگردد، بازرگانی رونق میگیرد و بازارها فعال و شکوفا میشود و... .
اما یکی از برکات آن زمان، حضور انسانهایی است که در زمان خود به تعداد انگشتان دست هم نبودند و درصد بسیاری کمی از جامعه را تشکیل میدادند، ولی هر کدام در جای خود تأثیر گذار بودند. همانطور که در روایات آمده است هفت نفر از اصحاب کهف، یوشع و حتی موسی، مؤمن آلفرعون، سلمان فارسی، مالک اشتر و... رجعت کرده و در کنار کعبه به امام زمان(عج) ملحق میشوند.
زیبایی این برکات و موارد مشابه، آن است که در تمام ابعاد اقتصادی، نیروی انسانی، امکانات، سطح فکر و اندیشه، عدالت و... واقع میشود و از همه زیباتر اینکه تمام اینها فقط و فقط به برکت حکومت حجت خدا و ظهور انسان کامل و یگانه عصر است.
دانستن اینکه در عصر ظهور چه خواهد شد و یا تا کنون چه شده، اگر چه مفید و مایه عبرت و درسآموز است، کاری از پیش نمیبرد؛ الان وقت عمل است. آن زمان که امام راحل با نفس قدسی و ایمان و اتکای الاهی با تعداد بسیار اندک یارانش در برابر ظلم و طاغوت ایستاد و فرهنگ فاسد و مفسد غالب را در هم شکست، نه عدد برای او ملاک بود و نه آمار و ارقام موجود؛ اما خداوند چنان برکتی به کارش داد که از آن تعداد کم ـ که صدای نالههای مظلومیت و غربت آنها در زیر شکنجههای ساواک در حال خاموش شدن بود ـ جمعیت بیش از 98 درصدی را در دوازده فروردین با خود همراه کرد و درخت تنومندی به بار آورد که جنبش 99 درصدی مستضعفان جهان ثمره آن است.
قلمهای معطر به بوی خوش اخلاص و مجاهدت، فقط در دستان افراد اندکی چون شهید اول و ثانی، مدرسها و مطهریها بود که حتی یکبار به تیراژ و چاپهای چندم آن فکر نمیکردند؛ ولی آثار فرهنگی آنها بدون حمایت سرمایههای کمپانیهای جهانی و شرکتهای چند ملیتی، دنیا را در نوردید و گفتمان رایج محافل فرهنگی و عملی شد.
شکر و برکت، همسایه دیوار به دیوار هستند؛ همانطور که شکر و استغفار، ملازم همدیگر هستند، تا آنجا که در زیارت آلیاسین به حمد و سپاس امام زمان(عج) هم سلام میفرستیم: «السلام علیک حین تحمد و تستغفر.»
اگر فقط فراوانی نعمت و امکانات، مشکلات را حل میکرد، چرا فرعونها، طاغوتها و والاستریتها در کاخهای شیشهای و بیریشه خود آرامش و آسایش نداشته و ندارند؟ پس آنچه در عصر ظهور، بشریت را به صفا و رضا میرساند گفتمان شکر و استغفار است؛ چنانکه همه پیامبران و ادیان میگفتند که در برابر خدا شاکر و قدرشناس باشید و از کوتاهی خود و لغزشهایتان، استغفار کنید و به صنعت و عِدّه و عُدّه خود غره نشوید. این دستور العملی است برای همه اقوام و ادوار تاریخ، تا چه رسد به مقاطع تاریخی یک انقلاب که دفاع مقدس و سازندگی و عدالت و پیشرفت و... باشد.
اینکه امام زمان(عج) موقع ظهور، نشانهها و یادگارهای انبیا را ظاهر میکند و خود را وارث آنها میداند، شاید از همین نگاه باشد.
خوب است برای مرور ادبیات شکر، ما هم به کلاس اول ابتدایی برگردیم، و بگوییم: این نانها را چه کسی برای ما پخته است؟ نانوا، همان نانوایی که ما را دوست دارد، همان نانوایی که همه برکت و قدرت خود و نانش را از خدا گرفته است، خدایی که ما را از خودمان هم بیشتر دوست دارد. این خانه را چه کسی برای ما ساخته است؟ بنا، همان بنایی که ... .
*. کارشناس ارشد مهدویت.
. «و تجارات کثیره و ربح قلیل»، ملاحم ابن طاووس، ص125.
. «یأتی علی الناس زمان... فعند ذالک یحرمهم الله قطر السماء فی اوانه و ینزله فی غیر اوانه». مستدرک الوسائل، ج11، ص375. امام صادق علیه السلام: «کثیره المطر تفسد فیها الثمار»، الارشاد، ص361. رسول اکرم صلی الله علیه و آله: «و خراب مصر من جفاف النیل»، بشاره الاسلام، ص28.
. امیرالمؤمنین علیه السلام: «و تحمل الاشجار و تتضاعف البرکات»، ملاحم ابن طاووس، ص125. «لأنزلت السماء قطرها و لاخرجت الارض نباتها»، تحف العقول، ص115. رسول اکرم صلی الله علیه و آله: «و یظهر العلم و یفشو التجار»، عیدالاخبار، ج1، ص12.
. امام الصادق علیه السلام: «اذا قام قائم آلمحمد استخرج من ظهر الکعبه سبعه عشر رجلا... و سبعه من اصحاب الکهف و یوشع وصی موسی و مؤمن آلفرعون...»، تفسیر عیاشی، ج2، ص32؛ دلائل الامامه، ص274.
. برخی از قرآن بر این مطلب تأکید دارد، مانند لئن شرکتم لأزیدنکم؛ اگر شکر کنید، [نعمت] شما را اضافه میکنم. آنچنان در متون دینی بر این مسأله توجه داده شده است که به عنوان امر مشهوری در ادبیات هم وارد شده است: «شکر نعمت، نعمتت افزون کند / کفر نعمت از کفت بیرون کند.»
جواد اسحاقیان* ـ دوماهنامه امان شماره 35