نشریات و مجلات چاپی

مدرسه و پایگاه های علمی
مدرسه مجازی مهدویت
نشریه امان فعالیت خود را از سال ... آغاز کرده است. هم‌اکنون 348 نفر با این مجموعه مرتبط هستند.

انتظار و اقتصاد(5)

اما برخی نیازها، نیاز واقعی و انسانی ما نیستند؛ بلکه شیطان و سربازانش، آنها را در نظر ما مهم کرده‌اند. چیزهایی که نبودنشان لطمه‌ای به آسایش و حیات معقول ما نمی‌زند؛ بلکه برعکس، وجودشان باعث تنوع‌طلبی و فاصله گرفتن از زندگی انسانی خواهد شد. اما شیطان و تبلیغات شیطانی، آنها را آن‌چنان در نظر ما ضروری جلوه می‌دهد که احساس می‌کنیم زندگی بدون آنها امکان ندارد! مثل هزاران نیازی که کار و تلاش اضافه ما برای تأمین آنهاست؛ غافل از آن که با این کار، اعتدال خانواده را در معرض تخریب قرار داده‌ایم.
کند...، تند...
اشاره:
انتظار و اقتصاد، ترسیم‌گر گوشه‌ای از آداب و رسومی است که انسان‌های برگزیده هستی، یعنی معصومین، در کسب روزی به آن پایبند بوده‌اند و یک منتظر نیز باید چنین باشد. در این شماره، عنصر «اعتدال» ـ که یکی دیگر از لوازم فعالیت اقتصادی است ـ توضیح داده می‌شود.

ما در همه چیز اعتدال را دوست داریم. دوست داریم غذایمان نه شور باشد و نه بی‌نمک. دوست داریم نوشیدنی‌هایمان نه آنقدر گرم باشد که عطش، را رفع نکند و نه آنقدر سرد و یخ، که دندان‌هایمان درد بگیرد. دوست داریم لباس‌هایمان نه آنقدر گشاد باشد که چند نفر دیگر هم در آن‌جا بشوند و نه آنقدر تنگ و چسبان، که اعصاب پوست و استخوان‌هایمان خرد شود! دوست داریم در سخن گفتن، نه آنقدر بلند حرف بزنیم که مخاطبمان، گوشش را بگیرد و نه آنقدر آهسته که چند گوش دیگر هم برای شنیدن قرض کند! نمی‌خواهم بیش از این مثال بزنم؛ زیرا از هر پنجره‌ای که به زندگی نگاه کنیم، می‌بینیم اعتدال زیباترین است. البته شعار دادن و دوست داشتن، ملاک نیست؛ بلکه آن‌چه اهمیت زیادی دارد عمل کردن‌هاست.
اعتدال یعنی دوری از کندی و تندی؛ یعنی با ملاک‌های انسانی زیستن، نه آنقدر آهسته بروی که انرژی و سوختت تمام شود و نه آنقدر تند و با عجله، که پایت بشکند. اعتدال یعنی نرفتن به مسیر خاکی، نگذشتن از خط قرمزها و حرکت در وسط جاده زندگی.
در این نوشتار، قصد داریم که اعتدال را در امور اقتصادی و کسب روزی بررسی کنیم.
بی‌کاری و بی‌گاری
من به عنوان نان‌آور خانه چه وظیفه‌ای دارم؟غذایی که به فرزندم می‌دهم، از چه راهی باید تأمین بشود؟ تا چه اندازه لازم است به دنبال روزی بروم؟
برخی آن‌قدر سست و بی‌کار و بی‌حالند که تفاوتی با مرده‌های آرمیده در قبرستان‌ها ندارند، جز این که تکانی به خود می‌دهند تا بدنشان نگندد. حتی پیامبر ما، حضرت محمد صلی الله علیه و آله، هم نمی‌تواند به آنها حرفی بفهماند و پیامی برساند، که «مَا أَنتَ بِمُسْمِعٍ مَّن فِی الْقُبُورِ». آنها بر تخت بی‌غیرتی نشسته‌اند و بر طبل بی‌کاری می‌کوبند و می‌گویند که این هم عالمی دارد! آنها با این قدّ و قواره‌هایشان خیال می‌کنند که هنوز کودکند و نیاز به خواب دارند، منتظرند تا همانند دوران بچگی کسی پیدا شود و پستانکی به دهانشان بگذارد و برایشان لالایی بخواند!
برخی هم از آن طرف افتاده‌اند. خواب و بیداری‌شان، حرف زدن و سکوتشان، نشست و برخاستشان، همه، بوی کار می‌دهد. بیچاره‌ها آن‌قدر از خود بی‌گاری می‌کشند که شب و روز، خانه و محل‌کار و... برایشان فرقی ندارد.
وقتی پا به خانه می‌گذارند از نیمه‌های شب گذشته است. بیچاره دخترکانی که به جای پدر و آغوش گرمش، عکس او را در بغل می‌گیرند و می‌خوابند و همسرانی که در کنار سفره‌ای که چند ساعت از پهن شدنش می‌گذرد، انتظار آمدن شوهرشان را می‌کشند!
و بالاخره شوهر از راه می‌رسد. بر سر سفره، لقمه‌ای نان می‌خورد و بعد، سرش را زیر لحاف می‌برد تا فردا دوباره قبل از این‌که چشم بچه‌ها از خواب شبانه باز شود و حتی قبل از این‌که آفتاب، مهمان خانه‌شان شود از خانه بیرون بزند و باز به دنبال کار برود...
البته برخی نان‌آورها زودتر به خانه می‌آیند و جیبشان پرتر از بقیه است؛ اما دریغ از چند دقیقه نشستن کنار بچه‌ها و خانواده!
چرا که مکالمه‌های طولانی با تلفن و خیره شدن به تلویزیون و تورق روزنامه‌ها، عملاً وقتی برای جویا شدن احوال زن و فرزندان و پرداختن به مسائل تربیتی خانواده باقی نمی‌گذارد.
چرا برخی زندگی‌ها به این سمت و سو کشیده می‌شود؟! چرا برخی خانه‌ها همانند اردوگاهی می‌شود که چند نفری را به زور و اجبار، زیر سقف آن‌جا داده‌اند؟! چرا برخی، حق روح خود و بچه‌ها‌یشان را فراموش می‌کنند؟!
آنچه من می‌خواهم
حقیقت این است که نیازها چند نوع‌اند: برخی واقعی‌اند و خداوند به ما امر کرده است که آنها را از راه صحیح و عاقلانه تأمین کنیم. مثل نیاز به خورد و خوراک، پوشاک، مسکن، ازدواج، آسایش و آرامش و...
و البته آن بخشی از کار و تلاش ما مُهر عبادت می‌خورد و اجر و ثواب به همراه دارد، که خرج پاسخگویی به نیازهای حقیقی و واقعی شود.
اما برخی نیازها، نیاز واقعی و انسانی ما نیستند؛ بلکه شیطان و سربازانش، آنها را در نظر ما مهم کرده‌اند. چیزهایی که نبودنشان لطمه‌ای به آسایش و حیات معقول ما نمی‌زند؛ بلکه برعکس، وجودشان باعث تنوع‌طلبی و فاصله گرفتن از زندگی انسانی خواهد شد. اما شیطان و تبلیغات شیطانی، آنها را آن‌چنان در نظر ما ضروری جلوه می‌دهد که احساس می‌کنیم زندگی بدون آنها امکان ندارد! مثل هزاران نیازی که کار و تلاش اضافه ما برای تأمین آنهاست؛ غافل از آن که با این کار، اعتدال خانواده را در معرض تخریب قرار داده‌ایم.
ظروف مختلفی که در آشپزخانه افتاده‌اند و بعضی، سالی یک بار هم استفاده نمی‌شوند، دکوراسیون منزل، تابلوها و گلدان‌های بی‌روحی که عکس چند حیوان یا انسان بزک کرده روی آنها نقش بسته است، کمد لباس و البسه متنوعی که گاهی با یک بار پوشیدن، تاریخ مصرفشان پایان می‌پذیرد، و همه تجملاتی که خواسته یا ناخواسته جزء زندگی ما شده‌اند، شاهدی گویا بر تأیید این مسئله هستند.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله این لغزش‌ها را در میان امتش می‌دید که می‌فرمود: «اتقوا الله و اجملوا فی الطلب»؛ حواستان باشد و به هوش باشید. مواظب باشید مستی ریال و دلار، شما را نرباید. در کسب و کار و پاسخگویی به نیازهایتان معتدل باشید. در همه امور اعتدال را رعایت کنید؛ زیرا بخشی از انسان‌هایی که در دام شیطان افتاده‌اند، به جهت اسراف و تبذیر و افراط و تفریطشان بوده است.
دلسوزی پیامبر رحمت ما، او را واداشته تا به هر روشی، پیروانش را به سوی اعتدال رهنمون کند و این کلام دلنشین اوست که می‌فرماید: «چه نیک و زیباست این که زندگی کسی سرشار از اعتدال باشد؛ هنگامی که زیر منگنه فقر گرفتار شده، از اعتدال خارج نشود، و هنگامی که اموالش رو به افزایش است از جاده میانه‌روی خارج نشود و هنگام عبادت نیز اعتدال را رعایت کند.»
آری؛ شیطان، بی‌کار ننشسته و با تمام ادوات و تجهیزاتش برای اسیر کردن ما انسان‌ها، دام‌های بسیار و متنوعی گسترده است. اما پیامبر رحمت در مقام مبارزه با مکرهای شیطان می‌فرماید: «یکی از راه‌هایی که شما را از خطر انحراف نجات می‌دهد، میانه‌روی و پرهیز از افراط و تفریط در همه حال است، چه دارایی و چه فقر».


. سوره فاطر/ 22، «و تو نمی‌توانی سخن خود را به گوش آنان که در گور خفته‌اند برسانی».
. بحارالانوار، ج 5، ص 148، ح 13.
. سوره اسراء/27.
. الجامع الصغیر، ج 2، ص 480، ح 7792.
. کافی، ج 4، ص 53، ح 5.
آخرین ویرایش
در 1394/8/23 10:15 توسط فاطمه کاظمی

مطالب پربازدید را ببینید
و یا به فهرست بازگردید.

بازگشت به ابتدای صفحه

تلفن
نشانی
02188998601
تهران، خیابان انقلاب، تقاطع قدس و ایتالیا، پلاک 98
پیامک
30001366