نشریات و مجلات چاپی

مدرسه و پایگاه های علمی
مدرسه مجازی مهدویت
نشریه امان فعالیت خود را از سال ... آغاز کرده است. هم‌اکنون 348 نفر با این مجموعه مرتبط هستند.

دانشگاه و حوزه، چه می‌کنند؟!

کسانی‌که در دانشگاه‌ها، مسائل و موضوعات مربوط به امنیت یک جامعه را پی‌گیری و تئوریزه می‌کنند، یا کسانی‌که رابطۀ سیاست و امنیت، رابطۀ اقتصاد و امنیت، رابطۀ فرهنگ و امنیت را مطالعه و بررسی می‌کنند، به معارف مربوط به جامعۀ مهدوی نیازمند هستند و می‌توانند بهترین استفاده را از آن ببرند. این عده باید بتوانند براساس این معارف، در کلاس‌های درسی و مقالات علمی خود موضوعات مختلف مربوط به علوم انسانی را توضیح دهند.
(لزوم کرسی‌های آزاد اندیشی برای تعمیق معرفت و محبت به امام زمان(عج))
حجت‌الاسلام والمسلمین علیرضا پناهیان
اشاره:
راه‌های افزایش محبت به امام زمان(عج) به دو بخش فردی و اجتماعی تقسیم می‌شود. جنبۀ فردی آن را در شماره قبل تا حدودی بیان کردیم و گفتیم که برای افزایش محبتمان، باید برای اندیشیدن دربارۀ امام زمان(عج) وقت بگذاریم تا این فکر کردن، بر علائق ما تأثیر بگذارد و دل ما را صفا و جلا بدهد. اما بُعد دیگر این مسئله، جنبه اجتماعیِ آن است که در این مقاله به آن می‌پردازیم.

طلیعه
کسب محبت به امام زمان(عج) در جامعه، باید بسیار عمیق‌تر، جدّی‌تر و فراگیرتر دنبال شود. امروزه برای گسترش و تعمیق علاقه به حضرت، به تکثیر قلوب نورانی نیازمندیم. برای رسیدن به این منظور، راهی نداریم جز اینکه به «کرسی‌های آزاداندیشی» بها بدهیم. درست است که با حضور در مجالس سخنرانی یا با مطالعۀ کتاب یا در تعقیبات نماز هم می‌توان درباره معارف مهدوی تفکر کرد، اما اصل تفکر باید در کرسی‌های آزاداندیشی صورت بگیرید.
«آزاداندیشی»، تکرار نظریات منقرض شده یا سخن نو و تازه گفتن؟!
بعد از گذشت چند سال، هنوز بعضی‌ها در فهم معنای «کرسی‌های آزاداندیشی» دچار اشتباه هستند. آزاداندیشی این نیست که هر کس، هر حرفی که به زبانش آمد، آزادانه مطرح کند. این، «آزاد حرف زدن» است، نه «آزاد اندیشیدن.» معنای کرسی آزاداندیشی، این نیست که آزادانه، حرف‌های منقرض شده پنجاه سال پیشِ غربی‌ها را تکرار کنیم. بعضی‌ها وقتی می‌خواهند حرف‌های غیر اسلامی بزنند، ژست «سخن گفتن آزادانه» می‌گیرند. تصور می‌کنند این به معنای آزاداندیشی است، در حالی‌که این، نوعی «اسارت اندیشه» است.
کرسی‌ آزاداندیشی یعنی اینکه وقتی انسان مفاهیم یک علم و روش تحقیق آن آشنا شد، به آن اکتفا نکند و طرح جدیدی بیندازد. این کار باید در مسائل اجتماعی، سیاسی، حقوقی، تربیتی، روانشناسی، مدیریت و در بسیاری از مسائل علوم انسانی انجام شود.
متأسفانه کتاب‌های درسی ما پر است از حرف‌های پوسیده و منقرض شدۀ اندیشمندان غربی و در دانشگاه‌های ما نیز همین‌ها درس داده می‌شود. حدود شانزده سال پیش، یک استاد روان‌شناسی که عضو برجستۀ هیئت علمی یکی از دانشگاه‌های معتبر تهران بود، می‌گفت: «چرا شما هنوز نظریه فروید را می‌خوانید؟ من دوازده سال است در انگلستان درس می‌خوانم و تدریس می‌کنم. آنجا دیگر کسی این نظریه را نمی‌خواند!»
مردم عمدتاً از این‌ مسائل بی‌اطلاع هستند؛ چرا که اگر آنها بدانند در حوزۀ علوم انسانی چه خبر است، تحول در علوم انسانی و ایجاد کرسی‌های آزاداندیشی، به مطالبه جدی آنها از دانشگاه‌ها تبدیل خواهد شد، نه اینکه فقط مطالبه مقام معظم رهبری باشد.
علوم انسانی، بستر اصلی آزاد اندیشی
خوشبختانه، آنهایی که در رشته‌های فنی تحصیل می‌کنند، پیشرفت‌های خوبی داشته‌اند؛ اما با مزیت‌هایی که ما در عرصۀ علوم انسانی داریم، علوم انسانی ما ایرانی‌ها ـ که از نظر خلاقیت در جهان سرآمد هستیم ـ باید جلوتر از دیگر رشته‌های علمی ما باشد. چرا که از یک سو، اکثر رشته‌های علوم انسانی، وابستگی زیادی به تکنولوژی ندارند، بلکه به تفکرِ خلاق وابسته‌اند و از طرف دیگر، رشته‌های مختلف علوم انسانی ما می‌توانند از منبع وحی، یعنی قرآن کریم و تاریخ حیات ائمه معصومین و سیره نورانی آنها تغذیه کنند. البته این تقاضای خلاقیت در کار علمی، یک تقاضا و توصیۀ معمول و همیشگی است، اما وقتی شخصی، بیست سال در رشتۀ خود، بحث و گفتگو و تحقیق و تبادل‌نظر می‌کند، ولی هنوز یک حرف تازه نزده است، انسان به این نتیجه می‌رسد که حتماً در اینجا مشکلی وجود دارد.
اگر دانشکدۀ علوم انسانی نتواند نظریه جدیدی تولید کند، چه فایده‌ای خواهد داشت؟ آیا شما درس می‌خوانید که سخن دیگران را تکرار کنید، یا تحصیل می‌کنید که تفکر و نقد کنید؟ این چه روحیه علمی است که انسان حرف جدیدی برای گفتن نداشته باشد؟ پس دانشگاهیان ما در رشته‌های علوم انسانی چه کار می‌کنند؟!
چند درصد از کتاب‌هایی که جوانان ما از بدو ورود به دانشگاه تا مقطع دکترا، در رشته‌های علوم انسانی می‌خوانند، نتیجه اندیشه یک ایرانی است؟ مگر آنهایی که این حرف‌ها را در غرب گفته‌اند، چه کسانی بوده‌اند؟! آیا آنها همه حرف‌ها را گفته‌اند و دیگر حرفی برای گفتن نمانده است؟ این در حالی است که مقام معظم رهبری بارها دردمندانه و هوشمندانه تکرار کرده‌اند که «علمِ ترجمه‌ای نداشته باشید، بروید سراغ نهضت علمی.»
لزوم ایجاد گفتمان مهدوی و ارائه بحث‌های علمی مرتبط با آن
اصل تفکر باید در کرسی‌های آزاداندیشی صورت بگیرد و به همین دلیل، دانشگاه‌ها باید اندیشیدن درباره امام زمان(عج) را باب کنند. ما نباید امام زمان(عج) را مانند واتیکان، در مسجد مقدس جمکران، محبوس، و گفتگو در مورد معارف مهدوی و ابراز محبت به آن حضرت را به این مسجد مقدس محدود نماییم.
غربت امام زمان(عج) در این است که بسیاری از اندیشمندان جامعه ما هنوز موضوع ظهور را جدّی نگرفته‌اند. منظور ما فقط زمانِ ظهور نیست، بلکه اصل ظهور و حکومت امام زمان(عج) را جدی نگرفته‌اند.
جامعه‌شناسان باید توضیح دهند که انقلاب جهانی حضرت چگونه رخ خواهد داد؟ امام زمان(عج) چگونه جامعه را اداره خواهد کرد؟ اقتصاد دانان بگویند اقتصاد آن زمان چگونه اداره خواهد شد؟ اندیشمندان و محققین علوم سیاسی باید بتوانند درباره چگونگی گردش قدرت بین نخبگان جامعه در زمان حضرت، بیندیشند و سخن بگویند.
اندیشمندان علوم تربیتی باید برای مردم شرح دهند که چگونه در یک بستر طبیعی، اختلاف‌ها از عالم برطرف می‌شود و همه نگرش واحدی نسبت به توحید پیدا می‌کنند؟ چگونه حضرت در مواجهه با چند میلیارد انسان این وضعیت را محقق می‌کنند؟ فرهنگ‌شناس‌ها بگویند حضرت چگونه افکار عمومی را اداره می‌کند؟ چه عواملی در این زمینه مؤثر هستند؟ حضرت، فرهنگ‌های رنگارنگ و متفاوتی را که در جهان وجود دارد، چگونه متفاوت و در عین حال متحد نگه می‌دارد؟
امام زمان در بستری طبیعی حکومت خواهد کرد و کارها را با روال طبیعی و منطقی پیش خواهد برد؛ این‌طور نیست که امور با معجزه و امداد غیبی پیش برود. اساساً عملیات ظهور، یک امر طبیعی است؛ همانطور که ظهور پیامبر خاتم چنین بود. اصلاً شرایط به گونه‌ای خواهد بود که مردم می‌روند از حضرت دلیل می‌خواهند و می‌پرسند: ما از کجا بفهمیم شما همان مهدی موعود(عج) هستی؟ حضرت بعد از «ظهور»، ابتدا صبر می‌کند تا بسیاری از مردم باور کنند که ایشان همان مهدی موعود(عج) است و بعد «قیام» خواهد کرد.
طبق روایات، وقتی حضرت تشریف بیاورند، «بر سر بندگان خدا دست می‌کشند و عقلشان را افزایش می‌دهند»، زیرا وقتی عقل مردم افزایش پیدا کند، بسیاری از امور، سامان خواهد گرفت. آیا منظور این است که این افزایش عقل، صرفاً با معجزه و تصرف معنوی حضرت صورت می‌گیرد، در حالی که هیچ‌یک از پیامبران الهی چنین تصرفی نکرده‌اند؟ آیا خداوند از رشد عقل بشر از طرق طبیعی نا امید شده، و به جبر متوسل می‌شود؟ مسئله ظهور و اقبال مردم به حکومت آن حضرت و تداوم این اقبال، نباید پدیده‌ای خارج از قواعد و سُنن الهی باشد.
البته در یک تحلیل عالمانه، از مسئلۀ ظهور، همۀ قواعد طبیعی حیات بشر ـ که یقیناً عنصر معنویت هم در اوج آن جای دارد ـ در نظر گرفته خواهند شد. عنصر معجزه، عنصر نصرت الهی و عنصر عنایت معنوی حضرت، نیز در این منظومه، جایگاه خودشان را دارند. اثر معجزه آسا در نگاه و کلام و عنایت معنوی امام، جزءِ همین ساز و کار طبیعی است.
ما باید تئوری‌های علمی آن را استخراج کنیم؛ یعنی تبیین درستی از اینکه چگونه یک رهبر الهی با نور وجودش جامعه را نجات دهد، داشته باشیم، و جایگاه و نقش این نور را در مجموعه عواملی که باعث نجات جامعه می‌شود، روشن کنیم. تلاش برای استخراج این تئوری‌های علمی، به عهدۀ اندیشمندان علوم انسانی است.
ارتباط عمیق معارف مهدوی با تمام رشته‌های علوم انسانی
هدف مشترک تمام رشته‌های علوم انسانی این است که «انسان چگونه می‌تواند بهتر زندگی کند؟» ما بر اساس آموزه‌های الهی ـ که در تمام ادیان بر آن تأکید شده است ـ اعتقاد داریم که انسان، بهترین زندگی را در زمان مهدی موعود(عج) خواهد داشت. بر این اساس، آیا معارف مهدوی ـ که از چگونگی حکومت و زندگی مردم در آن زمان سخن می‌گوید ـ مهمترین مسئله‌ای نیست که باید در تمام رشته‌های علوم انسانی به آن پرداخته شود؟
کسانی‌که در دانشگاه‌ها، مسائل و موضوعات مربوط به امنیت یک جامعه را پی‌گیری و تئوریزه می‌کنند، یا کسانی‌که رابطۀ سیاست و امنیت، رابطۀ اقتصاد و امنیت، رابطۀ فرهنگ و امنیت را مطالعه و بررسی می‌کنند، به معارف مربوط به جامعۀ مهدوی نیازمند هستند و می‌توانند بهترین استفاده را از آن ببرند. این عده باید بتوانند براساس این معارف، در کلاس‌های درسی و مقالات علمی خود موضوعات مختلف مربوط به علوم انسانی را توضیح دهند. مثلاً اینکه گفته شده در زمان حضرت، امنیت، فراوان است ـ در حدی که امنیت راه‌ها به طور کامل برقرار می‌شود، خونی به ناحق ریخته نمی‌شود و کسی به حقوق دیگری تجاوز نمی‌کند ـ این امنیت چگونه تأمین می‌شود؟ رکن اصلی امنیت در زمان حضرت چیست؟ آیا از پلیس‌ها استفاده زیاد می‌کنند؟ آیا با گسترش دوربین‌های مخفی و تشدید شیوه‌های نظارتی، مانند آنچه در برخی کشورهای غربی گزارش شده است ، این امنیت را تأمین می‌کنند؟
در رفتارهای روزمرۀ ما چه تغییراتی به وجود خواهد آمد؟ معاملات و روابط ما با یکدیگر چه تفاوت‌هایی خواهد کرد؟ مسائل اقتصادی جامعه در آن زمان چگونه خواهد بود؟ وضعیت نظارت و کنترل فرهنگی چگونه خواهد بود؟ آیا سانسور و شیوه‌های کنترلی، مانند سانسور فیلم‌ها، همچنان وجود خواهد داشت؟ یا اساساً کسی جرأت نمی‌کند فیلم بد بسازد؟ چرا کسی جرأت نمی‌کند فیلم بد بسازد؟ درباره اینها باید فکر کنیم.
چنانچه کمی واقع‌بینانه با مسئلۀ ظهور برخورد شود، معلوم خواهد شد که ما در مورد حضرت و جامعۀ مهدوی درست فکر نکرده‌ایم و دستمان برای تحلیل آن دوران خالی است. مقداری از این فکر کردن، فردی است، اما از جایی به بعد، کار دانشمندانِ حوزه و دانشگاه است و آنجا باید رونق پیدا بکند. اندیشمندان و محققین ما در تمام رشته‌های علوم انسانی، باید اندیشید و تحقیق در مورد معارف مهدوی را آغاز کنند. تمام آیه‌های قرآن می‌توانند به این کار کمک کنند، نه صرفاً چند آیه‌ای که روایات، شأن نزولشان را در ارتباط با حضرت دانسته‌اند.
سهم دولت اسلامی و دانشگاه‌ها در ایجاد گفتمان امام زمانی
با آزاداندیشی و تولید علم در دانشگاه‌ها و رشته‌های علوم انسانی، طبیعتاً عشق به امام زمان(عج) رونق پیدا می‌کند، و البته طبیعی است که مؤمنین و علاقمندان به امام زمان(عج)، از دولتِ اسلامی، آموزش عالی و دانشگاه‌ها در این زمینه انتظار بیشتری دارند.
باید دولت آموزش عالی و دانشگاه‌ها در ارتباط با امام زمان(عج) حرکتی کنند، و هر کس، به تولید و بسط معارف مهدوی در حیطه رشتۀ خودش بپردازد. اینکه ما فقط در جلسات دعای ندبه و هنگام زیارت مسجد مقدس جمکران به امام زمان(عج) بپردازیم، نوعی ظلم به امام زمان(عج) است. اگر دانشگاه‌ها و حوزه‌ها در خدمت شناخت امام زمان(عج) قرار نگیرند، واقعاً ظلم است. البته امروز قوی‌ترین کانون‌های مهدویت در حوزه‌ها و دانشگاه‌های ما تشکیل شده و باز هم اهل علم و دانش در ارادت ورزیدن نسبت به حضرت جلوتر هستند و این به دلیل باهوش بودن و قدرت درک بالای آنها است. در دانشگاه‌ها «گریه»‌ در مجالس روضه، خیلی پر رونق‌تر از دیگر محافل عمومی است. اعتکاف در دانشگاه‌ها، به الگوی اعتکاف در جامعه تبدیل شده است. ما این افتخارات را در دانشگاه‌ها داریم. اما واقعاً این بخش اندکی از مسئله است. اینکه یک استاد دانشگاه یا یک دانشجو خودش دین دارد، و در فکر رابطۀ شخصی و معنوی خودش با امام زمان(عج) باشد، کافی نیست. در بسیاری از رشته‌های علوم انسانی ارائۀ دو واحد درسی، درباره معارف مهدوی می‌تواند یک حداقل برای آغاز این پیشرفت باشد.
لزوم تدوین واحد‌های درسیِ «انقلاب مهدوی»
چندی پیش، اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی در جلسه‌ای خدمت مقام معظم رهبری پیشنهاد کردند که دو واحد درسی درباره «دفاع مقدس» در دانشگاه‌ها تدریس شود. واقعاً این کار لازم است، چرا که دفاع مقدس، یکی از مهم‌ترین قسمت‌های تاریخ این کشور بوده، و امروزه در تمام نقاط آن مرز و بوم، آثار بسیاری از این فداکاری‌ها و رشادت‌ها باقی مانده است.
دفاع مقدس باید در متن کتاب‌های درسی ما وارد شود. در این صورت است که عملاً نوعی قدردانی صورت گرفته است. باید درباره دفاع مقدس، سخن آموزشی و متن علمی داشته باشیم، نه اینکه صرفاً به یک یا چند کتاب مطالعاتی یا خاطرات رزمندگان، بسنده کنیم. نه تنها در واحدهای عمومی دانشگاهی، بلکه در تمام رشته‌‌های تحصیلی از مدیریت و جامعه‌شناسی گرفته، تا علوم سیاسی و علوم تربیتی، این مباحث باید جای خود را پیدا کند.
اما همان‌طور که به این فکر افتاده‌ایم که درباره دفاع مقدس، یعنی گذشته تاریخمان، کار آموزشی و علمی بکنیم، باید نگاهی هم به آینده داشته باشیم، چون ما دفاع مقدس دیگری هم در پیش خواهیم داشت. برای پیدا کردن مسیر، باید افق‌ پیش رو را نگاه کنیم و برای ادامۀ مسیر برنامه‌ریزی داشته باشیم.
هر استاد دانشگاه و هر دانشجویی که به صورت جدی به این موضوعات بپردازد، پس از آمدن حضرت ـ که امیدواریم به همین زودی‌ها محقق شود ـ با افتخار، سرش را بلند خواهد کرد و از اینکه ظهور امام زمانش را جدی گرفته و به حضرت، تنها به عنوان اسطوره غایبی که فقط می‌توان با او رابطه معنوی داشت، نگاه نکرده است، سربلند و سرافراز خواهد بود.
نکته آخر
بر اساس فرمایش امیرالمؤمنین علیه السلام که فرمودند: «الْقَلْبُ مُصْحَفُ الْفِكْرِ؛ قلب جایگاه ثبت اندیشه است»، اگر قلب جامعۀ ما بخواهد به نور محافل مهدوی نورانی شود، این نورافشانی در اختیار فکر است. دانشگاه‌ها و حوزه‌های علمیه که مرکز اندیشۀ جامعه هستند، باید قلوب را نورانی کنند. به توفیق الهی، بعد از اقبال جامعه به امام زمان(عج)، رشته تخصصی مهدویت و برخی مراکز پژوهشی در حوزه علمیه، راه‌اندازی، و گردآوری معارف مهدوی آغاز شده است. البته هنوز کارهای بسیاری انجام نشده؛ چرا که اگر حوزه‌های علمیه دستاوردهای قابل توجهی در این زمینه‌ها کسب کرده بودند، دانشگاه‌های ما نیز از این دستاوردهای علمی تغذیه می‌شد.
فکر کردن در مورد وجود نازنین حضرت، اخلاص هم می‌خواهد. هر کسی توفیق «تفکر خوب» و «درست اندیشیدن» را پیدا نمی‌کند. این اخلاص، بنابر فرمایش رسول خدا، موجب می‌شود که چشمه‌های حکمت از قلب انسان بر زبان او جاری شود. ان‌شاءالله خداوند عشقِ و محبّتِ ما به امام زمان را در اثر اندیشه بالنده‌ای که به جامعه و حوزه و دانشگاه‌های ما عنایت می‌کند، بیشتر بگرداند.


. مسأله‌ای که چند سالی است مقام معظم رهبری به آن اصرار دارند.
. زیگموند فروید، روانکاو اتریشی (۱۸۵۶- ۱۹۳۹م)
. از جمله در جمع دانشجويان و اساتيد دانشگاه صنعتى امير كبير، 09/12/1379؛ ديدار با جوانان استان اصفهان، 12/08/1380، در جمع دانشجويان دانشگاه شهيد بهشتى، 22/02/1382، و در ديدار با جمعى از بانوان قرآن‌پژوه كشور، 28/07/1388.
. ظهور نور، آیت الله شیخ علی سعادت پرور، ص125؛ بحارالانوار، ج53، ص14، حدیث1.
. علی کورانی، عصر ظهور، ص 301؛ بحارالانوار، ج 52، ص223، ح87؛ همان، ص188، ح13.
. امام باقر علیه السلام: «إِذَا قَامَ قَائِمُنَا وَضَعَ يَدَهُ عَلَى رُءُوسِ الْعِبَادِ فَجَمَعَ بِها عُقُولَهُم وَ كَمَلَتْ بِهَا أَحْلَامَهُم»؛ کمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص 675.
. نجم الدین طبسی، نشانه‌هایی از دولت موعود، ص239-245.
. خبرگزاری مهر نیز در آبان 87 گزارش داد: «تعداد دوربین‌های مداربسته فعال در بریتانیا، پنج میلیون تخمین زده می‌شود، یعنی یک دوربین، برای ۱۲ نفر و هر فرد مقیم لندن روزانه به طور متوسط ۳۰۰ بار از جلو این دوربین‌ها رد ‌شده و از او فیلم گرفته می‌شود.»
(http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=781747)
خبرگزاری آفتاب نیوز در دی ماه 1384، در گزارشی به نقل از روزنامه واشنگتن پست، آمارهای مشابهی را ارائه داده بود. (http://aftabnews.ir/vdcaoone.49nmm15kk4.html )
. تصنیف غررالحکم، ص66.
. «هيچ بنده‌اى چهل روز براى خدا اخلاص نورزيد، مگر آن كه چشمه‌هاى حكمت از دلش به زبانش جارى شد.» میزان الحکمه، ج3، حدیث5032؛ عیون اخبارالرضا، ج٢، ص٦٩، حدیث٣٢١.
آخرین ویرایش
در 1394/8/23 10:34 توسط فاطمه کاظمی

مطالب پربازدید را ببینید
و یا به فهرست بازگردید.

بازگشت به ابتدای صفحه

تلفن
نشانی
02188998601
تهران، خیابان انقلاب، تقاطع قدس و ایتالیا، پلاک 98
پیامک
30001366