این که حسّاستر از غذا و لباس است! این که با «اندیشه»، «باور» و موضعگیری ما ارتباط پیدا میکند. بلکه بالاتر... «شخصیّت اجتماعی» ما گاهی در گرو اندیشهها، آگاهیها و با خبر بودنهای ماست.
شاید برای شما هم پیش آمده باشد که حرفی را از کسی بشنوید، و بعد، بدون تحقیق بیشتر، همان «شنیده» را مبنای فکر و قضاوت قرار دهید، این طرف و آن طرف، نقل کنید و روی آن مانور بدهید؛ اما پس از مدتی، روشن شود که آن مسأله، از ریشه، دروغ و بیاساس، و عامل اصلی پیدایش آن «خبر»، جهالت یا غرض بوده است. در آن صورت، افسوس میخورید و پشیمان میشوید، که چرا زود داوری کردید؟ چرا زود، شنیدههای بدون صحت را به دیگران گفتید و با این کار، هم اعتقاد خود را به دیگران از دست دادید و هم دیگران را نسبت به خودتان کم اطمینان کردید.
و... چه لحظه تلخی!
البته این پشیمانی، راه جلوگیری دارد، و آن اینکه آغوش ذهنمان را به روی هر خبری باز نکنیم و هر چه را از این و آن شنیدیم، به خانه ذهنمان راه ندهیم؛ بلکه حساب و کتابی، کنترلی، و محاسبهای داشته باشیم.
نه هر شنیده، گفتنی است ـ چرا که شاید عواقب خوبی نداشته باشد ـ نه هر گفته، شنیدنی است ـ چون بعضی سخنها مسموماند ـ و نه هرگفته و شنیده، «باور کردنی»!...
شما فکر میکنید یک «شایعه»، چگونه به دنیا میآید، رشد میکند، بزرگ میشود و پایش به همه جا کشیده میشود؟! اگر بعضیها از همان اوّل، به شایعه روی خوش نشان ندهند، این اندازه جا باز نمیکند.
بعضی هم ـ شاید از روی بیتوجهی ـ یک شایعه یا دروغ و تهمت را به فکرشان راه میدهند، و بدتر آنکه آن را آراسته و بزک کرده و لباس جذّاب میپوشانند و در معرض دید دیگران میگذارند. بیچاره دیگران هم، بیخبر از همه جا و بیاطلاع از انگیزههای پشت پرده، میشوند تماشاچی! و تازه، چه ادعاهایی هم دارند و خود را اهل «اطلاع» میدانند. اما در بیاطلاعیشان همین بس که شایعه را به عنوان یک واقعیّت و به راحتی آب خوردن قبول میکنند!
آنچه «هست» کجا، و آنچه «جلوه میدهند» کجا!
این، اگر نوعی «اسارت فکری» نیست، پس چیست؟
«...بردگیهای جدید،
زیر لفّافهای از زر ورق رنگارنگ
سخت برگردنشان افتاده است
باز میپندارند،
ز هر بند و کمند، آزادند!...»
وقتی شما حاضر نیستید «بچههای سر راهی» را به فرزندی قبول کنید، وقتی لباسهای مشکوک و بیصاحب و خوراکیهای نامطمئن را مصرف نمیکنید، چرا در پذیرش و نقل «خبرهای سر راهی» و گاهی «حرامزاده»، این قدر بیپروایی و بیخیالی میکنید؟ فکر نمیکنید شاید آن خبرها حامل «ویروس» باشد و شما را آلوده کند؟ مگر نه اینکه اگر «فکر» آلوده شد، «عمل» هم خراب میشود؟!
پس باید به لای روبی کانالهای خبری و جرمگیری ابزار «اطلاعیابی» پرداخت، تا مبادا همراه خبر، شایعه هم نفوذ کند، و به جای واقعیت، دروغ به خوردمان دهند!...
استاد جواد محدثی ـ دوماهنامه امان شماره 35