«نقش باورهای مهدوی در دفاع مقدس»، عنوان همایشی بود که به تازگی در مدرسه عالی «دارالشفای قم» برگزار شد و از فرهیختگانی همچون سرلشکر فیروز آبادی و حجج اسلام، محمد حسن رحیمیان و محمد مهدی ماندگاری برای شرکت در این همایش، دعوت به عمل آمد. متن ذیل سخنرانی حجتالاسلام والمسلمین ماندگاری در این جلسه به یاد ماندنی است.
برای آن که بتوانیم بفهمیم باورها و اعتقادات مهدوی، چه بخشی از ضرورتهای دفاع مقدس ما را تأمین کرد، باید ببینیم که اساساً یک دفاع، چه چیزهایی لازم دارد تا به نتیجه مطلوب برسد. در ادامه ، به طور خلاصه به این مطلب می پردازیم.
امید و انگیزه
قطعاً اولین عنصری که در یک دفاع مقدس، مورد نیاز است، عنصر « امید» است. اگر کسانی که در حال دفاع هستند، ندانند که در آن دفاع به نتیجهای میرسند یا امید به موفقیت، پیروزی و پیشرفت نداشته باشند، طبیعتاً انگیزهای برای دفاع ندارند. فرهنگ مهدویت، اصلیترین تأمین کننده عنصر امید در دفاع مقدس بود؛ زیرا خدای متعال در آیاتی مانند «وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا...» یا «وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یرِثُهَا عِبَادِی الصَّالِحُونَ» وعده پیروزی جبهه حق را داده است و این، همان امیدِ مورد نیاز است.
فرهنگ مهدویت، دفاع مقدس ما را به وعده الهی مبنی بر حکومت صالحان پیوند زد. از این رو، بهترین تأمین کننده عنصر امید در ایام جنگ بود.
برنامه و هدف
دومین عنصری که در یک دفاع و مبارزه به شدت نیاز است، عنصر «برنامه» است. کسانی که در حال مبارزه هستند، باید بدانند که برای چه میخواهند بجنگند؟ آیا فقط برای فتح خاک است یا اهداف دیگری نیز وجود دارد؟
زیباترین و جامعترین برنامه و هدف را فرهنگ مهدویت، فرا روی دفاع مقدس قرار داد؛ زیرا خدا وعده داده است که «یملأ الأرض قسطاً و عدلاً بعد ما ملئت ظلماً و جوراً.» زیباترین هدف، عدلگستری و ظلم ستیزی است. در بین برنامههایی که در انقلابها، نهضتها، حرکتها و دفاعها مطرح بوده و هست، از این برنامه، قشنگتر و زیباتر وجود ندارد. دفاع مقدس ما با نگاه به مهدویت، فقط به خاک فکر نمیکرد، فقط به ایران فکر نمیکرد، فقط به منطقه خاورمیانه فکر نمیکرد، بلکه بنا داشت زمینه گسترش عدل در تمام عالم را برای آن یار مهربان، آماده کند و ظلم را از تمام جهان ریشهکن نماید. این فکر، با صدور انقلاب به کشورهای دیگر محقق میشود که امام بزرگوارمان وعدهاش را داده بود و به لطف الهی، امروز در جنبش بیداری اسلامی آن را مشاهده میکنیم.
رهبر و اطاعت از فرامین او
سومین عنصری که در هر دفاعی مطرح میباشد، «رهبر و فرمانده» است؛ بلکه این عنصر، یکی از مهم ترین عناصر مؤثر در مبارزه است. چه بسیار گروهها، احزاب، تشکلها و فرقهها که به خاطر عدم وجود رهبر به جان هم افتادند. اما ما در دفاع مقدس، محوریت خود را از فرهنگ مهدویت گرفتیم و آن، «ولایت الهیه» بود.
اعتقاد ما این است که محور، باید خدا باشد و هر آنکس که خدا به او ولایت داده است. اگر محور، ولیّخدا باشد، قطعاً «یخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ» اتفاق میافتد. اما کسانی که محوریتشان، طاغوت است، قطعاً مصداق «یخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ» میشوند. این ولایت، در عصر غیبت، در «ولایت فقیه» نمود پیدا میکند. اگر در عصر غیبت میخواهید پیرو شریعت خدا باشید، باید پیرو ولی فقیه و فقهای زمانتان باشید.
این عنصر از عطیههای فرهنگ مهدویت است؛ چرا که امام عصر(عج) فرمودند: «عالمان دینی، حجت و نایبان من بر مردم هستند و من حجت خدا بر آنها هستم.»
در دوران دفاع مقدس، حرف امام، حرف آخر بود؛ حتی برای فرماندهان ارشد نظامی سپاه و ارتش. آنها این را میدانستند که در جنگ، امام باید حرف آخر را بزند، و ای کاش، آنجایی که برخی یک مقدار تعلل کردند و به حرف امام گوش نکردند هم به حرف امام گوش داده بودند تا برکاتش را میدیدند.
پایبندی به ارزش ها
عنصر چهارم که در یک دفاع مقدس باید مورد توجه قرار بگیرد، عنصر «پایبندی به ارزش ها و اخلاقیات» است. ما اعتقاد داریم بالاترین پیروزی اباعبدالله الحسین علیه السلام در این بود که او و یاران و اهل بیتش، حتی یکی از فضیلتها را در کربلا زیر پا نگذاشتند. با وجود اینکه قلم تاریخ نویسی کربلا در دست دشمنان بوده، ولی آنها حتی یک اخلاق یا رفتار زشت را از یاران امام حسین علیه السلام یا بازماندگان ایشان نقل نکردهاند.
کسانی که آرزو میکنند در خدمت امام زمان(عج) شمشیر بزنند و در مسیر رضایت ایشان حرکت کنند، باید در مدرسه دفاع مقدس تربیت شوند. ما نمیگوییم دفاع مقدس ما پایگاه عصمت بود؛ ولی همه عزیزانی که در جبههها حضور داشتند، شاهد بودند که بیشترین فضیلتها، حتی مستحبات، در جبهه رعایت میشد، بیشترین مواظبتها برای دوری از گناه و معصیت، در جبههها بود. این اتفاق نمی افتد، مگر این که نگاه انسان به یک آرمان زیبا مثل مهدویت باشد.
امام حسین علیه السلام فرمود: «همانا من یارانی نیکوکارتر و با وفاتر از یاران خودم سراغ ندارم.» این، مدال افتخاری بود که ایشان به یارانش داد و ما بارها اشاره کردهایم که انصارالحسین باید الگوی انصارالمهدی باشند. دفاع مقدس ما تحقق این مطلب را به دنیا نشان داد که فاصله زمانی 1400 ساله، نمیتواند ما را از این الگوگیری محروم کند و این، برگرفته از فرهنگ مهدویت است.
آرامش و اطمینان قلبی
یکی دیگر از چیزهایی که در یک دفاع باید مورد توجه قرار بگیرد، عنصر «آرامش و امنیت» است. قرآن در مورد مؤمن آلفرعون می فرماید: «فَوَقَاهُ اللَّهُ سَیئَاتِ مَا مَكَرُوا» ؛ «خداوند، او را از نقشههای بد دشمن حفظ کرد.» این در حالی است که مؤمن آلفرعون را قطعه قطعه کردند؛ پس منظور، حفظ جان او نیست، بلکه حفظ دین و روح اوست.
امنیت و آرامشی که در دفاع مقدس مطرح است، امنیت دینی است، اطمینان روحی است. همان آرامشی است که امام حسین علیه السلام در سختترین لحظه روز عاشورا فرمود: «خدایا! راضیام به رضایتو، در مقابل دستورات تو تسلیم هستم و بر بلاهایت صبر میکنم...»
این فرهنگ مهدویت است که به ما میگوید امنیت و آرامش، فقط در کشتی اهلبیت است که: «یأمن من رکبها و یغرق من ترکها» . لذا شهید هاشمی نژاد، در تحلیل واقعه «حَرّه» میگفت: «آنهایی که در سال 61 ، از مدینه به استقبال مرگ سرخ نیامدند، در سال 62 و در واقعه حرّه، مرگ سیاه به سراغشان آمد و امنیت دین، مال و ناموسشان به خطر افتاد.» اما کسی که در زیر پرچم ولایت باشد: «من بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا» به سراغش میآید.
از این رو، آن نظریه پرداز رژیم صهیونیسم درست فهمیده است که گفت: «سه عنصر در انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، ایرانیها را پیروز کرد؛ یکی نگاه سرخ به عاشورا، یکی نگاه سبز به انتظار، و دیگری محوریت امامت و ولایت.»
تجلی سه فضیلت قرآنی با رویکرد مهدوی در دفاع مقدس
در قرآن کریم از سه فضیلت نام برده شده است که ما آنها را در دفاع مقدس با الهام از فرهنگ مهدویت به زیباترین نحو دیدیم. اول، معرفت: «هَلْ یسْتَوِی الَّذِینَ یعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یعْلَمُونَ». دوم، تقوی: «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ». سوم، جهاد: «فَضَّلَ اللّهُ الْمُجَاهِدِینَ عَلَى الْقَاعِدِینَ أَجْرًا عَظِیمًا». اما دفاع مقدس به ما نشان داد که این سه فضیلت مهم، سه معنای خاص و باطنی نیز دارند.
معرفت و معنای باطنی آن
پیامبر در غدیر خم فرمودند: «الست اولی بکم؟ آیا من بر شما برتری ندارم؟» مردم، به ظاهر بلی گفتند؛ ولی در عمل کوتاهی کردند. اما در دفاع مقدس، بچههای ما ثابت کردند که باور دارند: « النَّبِی أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنفُسِهِمْ؛ پیامبر نسبت به مؤمنان، از خودشان، صاحب اختیار تر است».
ای کاش امروزه همه مردم، از شهدای جنگ تحمیلی ما یاد بگیرند که ولیّ خدا از همه بهتر، زیباتر، دقیقتر و عمیقتر میفهمد، حتی از کسانی که سن و سابقه آنها به ظاهر بیشتر باشد. این نکته را «علی بن جعفر» با آن ریشهای سفیدش فهمید؛ لذا با آن کهولت سن در مقابل امام جوادِ نُه ساله بلند می شد و تعظیم میکرد و در پاسخ کسانی که به کار او خرده گرفتند، می گفت: «خداوند این محاسن سفید را لایق امامت ندانست، ولی این فرزند نُه ساله را لایق امامت دانست. جانم به قربانش.»
ای کاش خیلیها این اولویت را میفهمیدند و فتنه 88 را به بار نمیآوردند. این اولویت را بچههای رزمنده فهیده بودنده که وقتی میگفتند این حرف را امام زده است، دیگر بحثها تمام بود؛ چرا که فهمیده بودند امام نائب ولیّ خداست.
تقوی و معنای باطنی آن
تقوی به معنای پیشانیِ پینه بسته نیست، که خوارج هم پیشانی پینه بسته داشتند. تقوی، طول دادن رکوع و سجود هم نیست. اگرچه اینها هم لازم است، اما تقوای واقعی، تسلیم بودن در برابر ولایت است، فهم اولویت ولیّ در مقام عقیده، و تسلیم بودن در برابر او در مقام عمل.
خداوند متعال میفرماید: «به پروردگارت سوگند که آنها مؤمن نخواهند بود، مگر اینکه در اختلافات خود، تو را به داورى طلبند؛ و سپس از داورى تو، در دل خود احساس ناراحتى نکنند و کاملا تسلیم باشند.»
جهاد و معنای باطنی آن
بالاترین جهاد، فدا شدن برای ولایت است، در هر نوع جهادی، چه جهاد جانی، چه مالی و چه غیر آنها.
.
سخن آخر
در انتها باید گفت که دفاع مقدس به ما یاد داد اگر دفاع شما، عبادت شما، زندگی شما، ولایت محور باشد به درد امام زمانتان میخورید؛ ولی اگر کسی ولایت محور نباشد حتی اگر تمام عمر را هم نماز بخواند و روزه بگیرد و صدقه بدهد، به درد امام زمانش نخواهد خورد.
خدایا به آبروی امام زمان، به آبروی شهدایی که ما را بیش از پیش با فرهنگ مهدویت آشنا کردند، ما را هم مثل آنها، لایق یاری امام زمان(عج) قرار بده.
. سوره قصص/5. «ما میخواهیم بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم».
. سوره انبیاء/105. «در زبور بعد از تورات نوشتیم، بندگان شایستهام وارث(حکومت) زمین خواهند شد».
.
. سوره بقره/257. «خداوند آنها را از ظلمتها به سوی نور بیرون میبرد».
. همان. «خداوند کسانی را که اولیای آنها طاغوت است، از نور به سوی ظلمتها میبرد».
.
. «انّی لا اعلم اصحاباً اَبَر و اوفی من اصحابی».
. سوره غافر/45.
.
. یکی از جنایات بزرگ یزید که یک سال بعد از حادثه عاشورا اتفاق افتاد و منجر به قتل عام مردم مدینه شد.
. سوره نور/55. «خداوند ترسشان را به آرامش و امنیت تبدیل میکند».
. سوره زمر/8. «آیا کسانی که میدانند با کسانی که نمیدانند یکسانند؟»
. سوره حجرات/13. «گرامیترین شما نزد خداوند با تقوا ترین شماست».
. سوره نساء/ 95. «خداوند مجاهدان را بر غیر مجاهدان پاداش عظمی داده است».
. سوره آحزاب/6.
.
. سوره نساء/65. «فَلاَ وَرَبِّكَ لاَ يُؤْمِنُونَ حَتَّىَ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لاَ يَجِدُواْ فِي أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِّمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُواْ تَسْلِيمًا»
دوماهنامه امان شماره 35