روز نوروز است سرو گلعذار من کجاست ؟ درچمن یاران همه جمعاند یار من کجاست؟
مونسم جز آه و یارب نیست شبها تا به روز آه و یا رب مونس شبهای تار من کجاست؟
نیست یک ساعت قرار، این جان بیآرام را یا رب آن آرام جان بیقرار من کجاست؟
سوخت از درد جدایی دل به امید وصال مرهم داغ دل امیدوار من کجاست؟!
طلیعه
اکنون که در آستانه فصل بهار و مراسم ویژۀ عید نوروز هستیم و فرصتی پیدا شده تا سنت حسنۀ صلۀ ارحام و مجالس دید و بازدید، با شور و حال خاصی برپا شود، چه زیبا و بجاست که این مجالس را با ذکر فضایل و مناقب اهلبیت عصمت و طهارت نورانی و با نقل حتی یک آیه یا حدیث و یا داستان مربوط به امام عصر(عج)، جمع خود و لوح دل را سرشار از معنویت کرده و توجه آن حجتهای الهی را به خویش معطوف کنیم و در زمرۀ منتظران حقیقی آن حضرت قرار بگیریم. علاوه بر اینکه با این کار، جلوی هرگونه گناه و بیهودهگویی و بطالت عمر گرانمایه نیز گرفته خواهد شد.
سابقه طولانی ذکر فضایل اهلبیت
گفتگو از فضایل و مناقب اهلبیت عصمت و طهارت سابقهای بس طولانی دارد و پیشینۀ آن به تاریخ اسلام و اولین روزهای بعثت پیامبر خدا صلی الله علیه و آله باز میگردد؛ اگر چه جستجوی ریشههای ذکر فضایل و مناقب این خاندان مطهر در بستری به وسعت تاریخ بشریت، نه تنها ادعای گزافی نیست، که حقیقتی است غیر قابل انکار، و احادیث و روایات، شاهد و دلیل واضحی است بر این مطلب که در خلال مباحث پیشرو به پارهای از آنها اشاره میکنیم، اما بازگو کردن خوبیها در قالب محافل و مجالس رسمی و غیررسمی و به شکل سینه به سینه یا تألیف کتابها و نوشتن مقالات، به صورت سیرهای مستمر و سنتی حسنه، از دوران باشکوه تشکیل حکومت اسلامی توسط رسول اکرم صلی الله علیه و آله و زمان عظمت و اقتدار مسلمین، شروع شده و تا زمان ما برقرار بوده است و از این پس هم انشاءالله ادامه خواهد یافت. این فضایل ـ که غالباً از ناحیۀ مقدسۀ نبیاعظم صلی الله علیه و آله صادر شدهاند دلیل محکمی بر عنایت ویژۀ آن حضرت بر این گونه مباحث و مطالب است.
علت گفتگو از فضایل و مناقب اهلالبیت
شاید اولین پرسشی که در این زمینه ایجاد میشود این است که چرا باید در مجالس از فضایل و معارف مربوط به اهلبیت گفتگو کنیم؟ در پاسخ این سؤال، گفتنیها بسیار و روایات، بیشمار است؛ لکن در این نوشتار به بعضی از مهمترین روایات وارده در این مبحث اشاره میکنیم:
امام صادقعلیه السلام به یکی از یارانشان به نام فضیل فرمودند: «آیا دور هم مینشینید و حدیث ما را برای یکدیگر بازگو میکنید؟» گفتم: آری فدایت شوم. حضرت فرمودند: «من اینگونه مجالس را من دوست دارم، پس با برپایی این مجالس، امر (ولایت) ما را زنده کنید. خدا رحمت کند هر آن کس را که امر (ولایت) ما را زنده میکند. ای فضیل! هرکس که ما را یاد کند یا ذکر و یاد ما نزد او به میان آید و به اندازۀ بال پشهای، اشک از چشم او خارج شود، خداوند گناهانش را ـ ولو به اندازۀ شنهای کف دریاها باشد ـ میآمرزد.»
از این روایت زیبا چهار مطلب استفاده میشود:
ـ برقراری مجالس فضایل و مناقب اهلبیت مورد توجه و عنایت حضرات معصومین است.
ـ اینگونه محافل، باعث زنده شدن و زنده ماندن نام و یاد اهلبیت علیهم السلام میشود.
ـ افراد حاضر در این جلسات، مشمول دعای حضرات معصومین علیهم السلام و رحمت حضرت حقتعالی قرار میگیرند.
ـ حضور در این مجالس، موجب آمرزش گناهان است.
نکتۀ مهم دیگر، این است که وقتی افراد، در این محافل و مجالس شرکت میکنند، در اثر گفت و شنود فضایل ائمه معصومین، با کمالات نفسانی و ویژگیهای خدایی ایشان آشنا شده و به آنان معرفت پیدا میکنند و با پیدایش زمینههای معرفت، عشق و محبت هم ایجاد میشود که کسب این محبت، بر هر مسلمانی واجب است؛ چنانکه خداوند از پیامبر خود خواسته است که به مردم بگوید: «در قبال زحمات رسالت و هدایت، از شما اجر و مزدی جز محبت به اهلبیتم نمیخواهم.» و در این فضای نورانیِ سراسر محبت و عشق است که زمینههای تعلیم و تعلم معارف و آموزههای دینی فراهم میشود؛ چنانکه در فرازهای پایانی زیارت جامعه کبیره میخوانیم: «بموالاتکم علّمنا الله معالم دیننا؛ با دوستی و محبت شماست که خداوند آموزههای دین را به ما میآموزد.»
یکی دیگر از اثرات تشکیل جلسات فضایل اهلبیت، دور کردن و جریحهدار نمودن ابلیس است. امام موسی بن جعفرعلیه السلام میفرماید: «هیچ چیز برای شیطان و لشکرش، کشندهتر از این نیست که عدهای که در راه خدا با هم پیمان برادری بستهاند، همدیگر را زیارت کنند. به درستی که وقتی دو نفر مؤمن یکدیگر را ملاقات، و خدا را یاد میکنند و فضایل ما اهلبیت را میگویند، پارههای گوشت از صورت شیطان کنده میشود و میریزد و او از شدت درد، فریادش بلند میشود. پس در این حال، ملائکۀ آسمان و مأموران بهشت، با شنیدن صدای نالۀ او، وی را لعن میکنند تا جایی که هر ملک مقربی او را لعن گوید. سپس او در حالی که افسوس میخورد، مانند سگی که او را دور کرده باشند، میرود.»
رؤیایی صادقه
علامه سید احمد مستنبط این غواص دریای فضایل اهلبیت ـ که کتاب دو جلدیاش، به نام «قطرهای از دریای مناقب اهلبیت» از شاهکارهای این موضوع به حساب میآید ـ پس از نوشتن جلد اول از این کتاب، خواب دید که فوت کرده و سرش در دامان مادرش حضرت زهرا سلام الله علیها است. از این حالت ـ که نشان از مقام بلند و بزرگی رتبهاش دارد ـ متعجب شد و پیش خود فکر کرد که در اثر چه کاری به این مقام بالا دست یافتم؟ به محض آمدن این سؤال در ذهنش، حضرت صدیقۀ کبری سلام الله علیها به او چنین الهام فرمودند که: «این پاداش کسی است که کتاب «القطره» را تألیف کرده است.»
پایان این نوشتار روایتی است که ابن عباس از وجود نازنین پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده است. ایشان فرمودند: «خداوند، این خلق را عذاب نمیکند مگر به واسطۀ گناه علمایی که فضایل حقۀ علی و عترت پاکش را کتمان میکنند. به درستی که بعد از پیامبران و رسولان الهی هیچ کس با فضیلتتر از شیعیان و دوستان علی بر روی زمین راه نمیرود، آنانی که امر آن حضرت را آشکار میکنند و فضایلش را انتشار میدهند. رحمت خدا ایشان را در برگرفته و فرشتگان برایشان طلب آمرزش میکنند.»
چنین احادیث قابل توجهی، ما را به یادآوری فضایل و مناقب اهلبیت ـ که امام زمان(عج) نیز از جمله آنهاست ـ تشویق میکنند. چه نیکوست که این محبت درونی را به بیرون از خود تراوش داده و همگان را با نام و یاد و معارف آن غایب همیشه حاضر، آشنا کرده و به ایشان، متوجه سازیم.
ای که میپرسی ز من، کان ماه را منزل کجاست منزل او در دل است، اما ندانم دل کجاست
*. دانش پژوه مرکز تخصصی مهدویت.
1. بحارالانوار، ج44، ص282، ح14.
. سوره شوری/ 23.
. کافی، ج2، ص188، ح7.
. القطره من بحارمناقب النبی والعتره، سیداحمد مستنبط، ج1، ص15.
. همان، ص 165، ح142/49.
فیضالله خشجان* ـ دوماهنامه امان شماره 35