برخی از نعمتها، ناشناختهاند وقتی خدای نکرده از دستشان میدهیم، تازه به فکر فرو میرویم و آه حسرت میکشیم. مخصوصاً وقتی دستهایی در کار باشند که چهرههایی را غریب کنند، کار سختتر میشود. بگذارید بدون هیچ تعصب و کاملاً منصفانه به یکی از این چهرههای نامآور عصر ما نیمنگاهی بیاندازیم. البته زندگینامه و رفتار فردی و خانوادگی ایشان قبلاً در مجله امان به صورتهای گوناگون مطرح شده است. اما در این مقاله در صدد طرح دیدگاهها و موضعگیریهای ایشان در عرصه سیاسی ـ اجتماعی هستیم.
1. افشای ماهیت لیبرالها و ملیگرایان: ایشان، بارها نسبت به عملکرد لیبرالها و ملیگرایان ـ که در دولت موقت بازرگان نفوذ کرده بودند ـ افشاگری کرده و تمام قامت در مقابل آنها میایستادند. جریان یکی از این مقاومتها را از زبان ایشان میآوریم: «به خاطر دارم یک روز در جلسه هیأت دولت، رئیس موقت با عصبانیت و ناراحتی گفت: «چرا مردم این "مرگ بر آمریکا" را ول نمیکنند؟!» ما که از ناراحتی ایشان به شدت متعجب و ناراحت شده بودیم به ایشان گفتیم: «این چه حرفی است که میگویی؟! مگر میشود شعار مرگ بر آمریکای مردم را که یک شعار طبیعی است و هیچ کس در ذهن مردم نگذاشته، بلکه فرهنگ مبارزه و انقلاب، این را به آنها یاد داده، از ذهن مردم بگیریم و مگر چنین کاری جایز است؟» در شرایط آن روز و با توجه به همراهی اکثریت اعضاء با رییس دولت، ایستادگی در مقابل انحراف از مبانی انقلاب، نیازمند شجاعتی الهی است که ایشان ـ بحمدالله ـ از آن برخوردار است.
2. حمایت از تسخیر لانه جاسوسی: بنا به فرمایش ایشان در شورای انقلاب، درباره تسخیر لانه جاسوسی دو دیدگاه وجود داشت؛ یکی مخالفت با آن، که طرفداران این نظریه، بنیصدر و بازرگان و قطب زاده بودند و دیگری، تأیید حرکت دانشجویان پیرو خط امام بود که ایشان و دیگر روحانیون عضو شورا موافق با آن بودند. پس از تسخیر، ایشان برای گفتگو با دانشجویان، عازم لانه جاسوسی شدند و این حركت مبارك را به خوبی هدایت و رهبری کردند. خود در این زمینه میفرمایند: «من گاه میرفتم با بچهها مینشستم مسائلشان را میشنیدم و مطالبی با آنها در میان میگذاشتم و مطالب آنها را به دوستان خودمان در شورای انقلاب منتقل میکردم. حتی یک بار هم قرار شد به خبرنگاران اجازه بازدید از گروگانها را بدهند. بنا بود فردی از شورای انقلاب هم باشد که خود دانشجویان پیشنهاد کردند آن فرد من باشم و لذا من رفتم با یکایک اینها از نزدیک همراه با خبرنگاران خارجی ملاقات کردم و یک مصاحبه و فیلمبرداری مفصلی در این رابطه انجام گرفت.»
3. نمایندگی حضرت امام در شورای عالی دفاع: با آغاز جنگ تحمیلی، حضرت امام، وی را به عنوان نماینده خویش در شورای عالی دفاع منصوب کردند و ایشان نیز از همان هفتههای اول جنگ برای سازماندهی و مدیریت نبرد و تشویق نیروها در جبهههای حق علیه باطل حضور پیدا کردند. ایشان در یکی از خاطرات خود میفرمایند: «روزی که به جنوب رفتم، وضعیت جبههها بسیار بد بود و یگانهای زمینی و سپاه پاسداران آمادگی کامل ندارد و ممکن است شهرهای بزرگ اهواز و دزفول از دست برود. من از حضرت امام اجازه گرفتم که به جنوب بروم و مردم را برای مقابله بسیج کنم. روحیه نظامیها و مردم، یک روحیه گرفتهای بود... ولی بعد به تدریج وضع فرق کرد، نیروها بهتر و منسجمتر شدند و تجهیزات کاملتر شد و شورای عالی دفاع بعد از چند هفته به دستور امام تشکیل شد و کارها روی غلتک افتاد.»
4. مقابله با بنیصدر: یکی از علل سقوط خرمشهر، نظرات بنیصدر بود. زیرا او معتقد بود زمین بدهیم و زمان بگیریم و مدام طرح مسخره «گاز انبری» را مطرح میکرد شخصیت خستگی ناپذیر ما، شدیداً با نظرات او مخالفت میکرد، خود در این باره میگوید: «من همان وقت(قبل از سقوط خرمشهر) پیشنهاد کردم یک واحد منظم به خرمشهر بفرستیم تا مسیر بین خرمشهر ـ شلمچه را ببندند و نگذارند دشمن پیشروی کند. ما میتوانستیم از خسارت جلوگیری کنیم. اما بنیصدر مسأله را نادیده میگرفت.» تا اینکه ایشان دست به افشاگری علیه او زد و نامهای را خطاب به او مینویسد: «من نامهای نوشتم به آقای بنیصدر و در آن اتمام حجت کردم و گفتم من از کی به شما این مطلب را میگفتم و امروز خرمشهر، خونین شهر شده است... همان وقت به همه سپردم که این نامه جزو اسناد تاریخی بماند.» ایشان نه تنها در مسائل جنگ با نظرات ابلهانه بنیصدر مخالفت میکرد، بلکه نقش مهم و محوری را در رأی قاطع مجلس به عدم کفایت سیاسی بنیصدر ایفا کردند.
5. تلاش برای صدور حقیقی انقلاب: یکی از اهداف استراتژیک نظام اسلامی، «صدور انقلاب» بوده و هست، این شخصیت از زمان ریاست جمهوری خویش فعالیتهای بسیار گستردهای را در این زمینه انجام دادهاند. دکتر ولایتی که در زمان ریاست جمهوری او وزارت امور خارجه را به عهده داشتند در این زمینه میگویند: «ایشان در زمان ریاست جمهوری، بخشی از کار خود را برای حمایت از فلسطینیها و حزبالله لبنان و مجلس اعلای عراق و حزب الدعوه و حمایت از مجاهدین افغانی و چنین اموری گذاشته بودند.»
6. ایجاد وحدت اسلامی: یکی از اهداف عالیه انقلاب اسلامی، ایجاد وحدت بین مذاهب اسلامی است که در این خصوص، نیز گامهای بسیار ارزشمندی برداشتهاند. دبیر کل مجمع جهانی تقریب مذاهب در این باره میگوید: «یکی از برکات ایشان، احیای حرکت تقریب مذاهب و برکات آن بود. دستور ایشان مبنی بر تأسیس مجمع جهانی تقریب مذاهب و... یک حرکت خوب بود که موجب شد «یونسكو»، بزرگترین سازمان فرهنگی جهان، تقریب را از اهداف خویش قرار دهد و برای تقریب، استراتژی رسمی بنویسد...این حرکتی است که به برکت این شخصیت شروع شد و توانست قلوب مسلمانان را به سمت جمهوری اسلامی جذب کند.»
7. برنامهریزی کلان برای پیشرفت کشور: در علم مدیریت، «برنامه ریزی» یکی از مهمترین شاخصههای یک مدیر موفق محسوب میشود؛ این شخصیت ارزشمند نیز به عنوان یک مدیرکلاننگر، لزوم برنامهریزی و تدوین برنامه توسعه را به خوبیمیدانند. یکی از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام در این باره میگوید: «ایشان یک سری دغدغههای کلی از جمله عدالت اجتماعی، توجه به اقشار آسیب پذیر، توجه به امور فرهنگی و توجه به توسعه علم و فناوری داشته و دارند که به نظر من، مهمتر از همه اینها، اعتقاد ایشان به برنامهریزی در توسعه است. شاید اگر حمایتهای ویژه ایشان نبود، ما اصلاً برنامه توسعه نداشتیم... بنابراین تنظیم سیاستهای کلیِ بخشهای مختلف در دستور کار قرار گرفت (و بدین ترتیب سند چشم انداز 20ساله تنظیم شد).»
8. تبیین معنای صحیح از اصلاحات: شخصیت خستگی ناپذیر ما که قدرش ناشناخته است، با طرح مسأله «اصلاحات آمریکایی و اصلاحات انقلابی» به تبیین معنای صحیح از اصطلاحات پرداخت؛ او در یکی از سخنان خود دراین باره فرمود: «بعضیها زیر نام زیبا و جذاب اصلاح طلبی، دنبال این هستند که به دورانی برگردند که دین فقط جنبه تشریفات در زندگی انسان داشته باشند و نه بیشتر. این دیگر اصلاح طلبی نیست، این نقطه مقابل اصلاح طلبی است. اصلاح طلبی با تکامل و پیشرفت همراه است، نه عقبگرد. البته بعضیها هم هستند که اسم اصلاح طلبی را میآورند، اما مقصودشان اصلاحات امریکایی است... اصلاحات انقلابی داریم و اصلاحات امریکایی. اصلاح امریکایی مظهرش این است که جرثومه فسادی مثل محمد رضا پهلوی دوباره به ایران برگردد». در بیانی دیگر به تبیین «اصلاح طلبی اسلامی» پرداخته و فرمود: «... بنده معتقدم اصلاح طلبی جزو ذات انقلاب است. اصلاً انقلاب یعنی حرکت بزرگ و رو به جلو که این حرکت هرگز ایستایی ندارد و به طور دائم پیشرونده است. این پیشروندگی یعنی همان اصلاح طلبی... اصلاحات باید ضابطهمند باشد و نسبت آن با قانون اساسی و آرمانهای امام و انقلاب باید مشخص شود... اصلاحات یعنی مبارزه با فقر، فساد و تبعیض.»
9. تبیین معنای صحیح از اصولگرایی: ایشان در طرح مفهوم اصولگرایی هم بارها به هدایتگری پرداختهاند. در دیدگاه آن بزرگوار، مفهوم اصولگرایی نباید محدود نگر و تنگ نظر باشد و دایره طرفدارن اندیشه اصولگرایی محدود شود؛ در واقع ایشان به جذب حداکثری و دفع حداقلی معتقدند و میفرمایند: «این غلط است که ما کشور یا فعالان سیاسی را به اصولگرا و اصلاح طلب تقسیم کنیم، نه؛ اصولگرایی متعلق به همه کسانی است که به مبانی انقلاب، معتقد و پایبندند و آنها را دوست میدارند؛ حال اسمشان هر چه باشد.» ایشان این نکته مهم را نیز گوشزد کردند که ممکن است «اصولگرایی بدون اصلاح طلبی» جمود فکری و عقب ماندگی عملی ایجاد کند و «اصلاح طلبی بدون اصولگرایی» ما را از مسیر اصلی منحرف کند و پیشرفت و تحولی هم که فراهم میآورد، تحولی معیوب و مشکل ساز خواهد بود. همچنین در این باره فرمودند: «نقطه مقابل اصلاحطلب، اصولگرا نیست. نقطه مقابل اصولگرا، آدم بیاصول و لاابالی است؛ آدمی که به هیچ اصلی معتقد نیست. آدم هرهری مذهب است. نقطه مقابل اصلاحطلبی، افساد است. بنده معتقد به اصولگرای اصلاحطلبم. حفظ اصول و اصلاح روشها، معنای اصلاحطلبی است.»
10. ایجاد گفتمان حمایت از مستضعفان: با توضیحاتی که داده شد فکر میکنم این شخصت را شناخته باشید، درست است؟ ما درباره برخی از سخنان و روشنگریهای مقام معظم رهبری حضرت آیتالله العظمی خامنهای سخن میگوییم. ایشان با پیروی از امام راحل، یکی از اصول اساسی انقلاب اسلامی را حمایت از مستضعفان دانسته و در این زمینه، اقدامات ارزشمندی را انجام دادهاند و یکی از تذکرات همیشگی معظم له به مسئولین، تأمین امکانات زندگی برای مستضعفین بوده است. مقام معظم رهبری در یکی از بیانات خود فرمودند: «اقشار محروم، مستضعف و کم درآمد که هرگونه افزایش قیمتی در زندگی شخصی آنان اثر میگذارد، باید تحت حمایت و پوشش قرار گیرند و مسئولان بخشهای مختلف اقتصادی و کار و تولید، باید با برنامهریزی درست خود، به نحوی به محرومان و مستضعفان کمک کنند تا این ملت بتواند اقتصاد کشور را شکوفا کند.»
11. موضعگیری در قبال غائله 18 تیر 1378: در جریانات 18تیر، بسیاری از دشمنان قسم خورده انقلاب دست به دست هم دادند و با تحریک برخی روزنامهها، فضای التهاب سراسر کشور را فراگرفت و افرادی که ساماندهی شده بودند، آماده شدند تا هر چیزی را که جلویشان بود، از بانک تا مسجد، آتش بزنند. موضوع ایران به سوژه اول تمام رسانههای غرب تبدیل شد و چنان تحلیل میکردند که نظام اسلامی به زودی ساقط خواهد شد؛ اما یک پیام کوتاه از سوی رهبر معظم انقلاب کافی بود تا بسیج مردمی در خیابانها مستقر شود و بدون اینکه درگیری فیزیکی پیش آید، آرامش به فضای جامعه برگردد و سرانجام، امت حزبالله در 23 تیرماه در یک راهپیمایی خودجوش در حمایت از ولایت فقیه و نظام اسلامی به خیابانها آمدند و علیه آشوبگران شعار دادند و بدین ترتیب، غائله 18تیر با مدیریت فوقالعاده مقام معظم رهبری و بصیرت ملت ایران پایان یافت.
12. موضعگیری در فتنه 88: بعد از گذشت ده سال از غائله 18تیر1378، بار دیگر دشمنان این مرز و بوم با تمام قدرت به مبارزه با نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران آمدند. اما این بار به بهانه مضحک «تقلب در انتخابات ریاست جمهوری»، در اینجا به راهبردهای مقام معظم رهبری در مهار این فتنه میپردازیم. دریک نگاه کلان، میتوان مدیریت رهبر معظم انقلاب را به دو مقطع پیش از انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم و پس از انتخابات (22خرداد) تا 22بهمن 88 تقسیم کرد.
الف) پیش از انتخابات
1ـ گفتمان سازی: در این برهه، معظمله دو محور گفتمانی را به موازات یکدیگر پیش میبرد؛ یکی موضوع سیرت و صورت انقلاب که بیشتر ناظر به حفاظت از اصول و مبنای انقلاب بود و دیگری محور پیشرفت و عدالت در دهه چهارم به عنوان گفتمان آیندهساز کشور.
2ـ مشارکت چهل میلیونی: تأکید مستمر بر مشارکت گسترده مردم به عنوان مسأله اول انتخابات، تأکید بر اهمیت اصل انتخابات در تعیین سرنوشت کشور، افشای برنامه و خواست دشمن برای کاهش مشارکت مردم، ترسیم فضای امید و چشم انداز مثبت و رو به جلو برای کشور، ابراز اعتماد به تشخیص و انتخاب مردم، تقویت فضای رقابتی و آزاد در انتخابات و... از جمله اقدامات ارزشمند مقام معظم رهبری در خلق این حماسه بزرگ بود.
3ـ هشدار نسبت به تردید افکنی درباره سلامت انتخابات.
4ـ مدیریت فضای ملتهب بعد ازمناظرهها.
ب) پس از انتخابات
1ـ تحلیل حوادث بعد از انتخابات به عنوان «فتنه» و بیان مطالبی چون: آفت سنجیدن حق با اشخاص و آفت عدم تفکیک طرف پیروز انتخابات از اصل انقلاب و نظام.
2ـ طرح بصیرت به صورت یک گفتمان راهبردی و روشنگرانه در برابر فتنه.
3ـ تأکید بر فصل الخطاب بودن قانون.
4ـ به وجود آوردن فضای فعال در جریان انقلاب با تحلیل جنگ نرم از فضای بعد از انتخابات. محور اصلی حرکت جریان فتنه بعد از انتخابات، به عقب راندن نظام در مواضع اصولی آن بود و رهبر انقلاب، هدف مرکزی این راهبرد محسوب میشد. ایستادگی و قاطعیت رهبری ایشان به رغم فشارها، جریان فتنه را در مقاطع گوناگون کاملاً مأیوس کرد و سرانجام با اقدامات ارزشمند رهبری معظم انقلاب در این دوران و حرکت انقلابی ملت عزیز ایران در نهم دی، بار دیگر خطری بزرگ از کشور عزیزمان دفع شد.
- با نوای کاروان، ماهنامه جانباز، شهریور1377.
- تداوم آفتاب، جمعی از نویسندگان، موسسه جام جم، ص145-146.
- همان ص170-171.
- همان ص181.
- دیدار جوانان استان اصفهان، 12/8/1380.
- 9/12/1379.
- تداوم آفتاب، ص256.
- دیدار مسؤلان نظام، 29/3/85.
- تداوم آفتاب، ص259.
- 19/2/1384.
- همان، 15/2/1372.
- همان.
حسین عندلیب* ـ دوماهنامه امان شماره 36