ـ آرزو دارم دخترم مؤمن و متدین باشد و اخلاق و رفتار او زبانزد عام و خاص، اما متأسفانه او دختری لجوج، خودخواه و بدحجاب است. چکار کنم که اخلاقش بهترشود؟
ـ آرزو دارم پسرم فردی مفید برای خانواده و جامعه باشد؛ اما متأسفانه او فردی لاابالی است، با دوستانی که همپای خودش هستند، میگردد، برنامهاش فقط پیامک فرستادن، تماشای فیلمهای نامناسب و مهمانی رفتن به جاهایی است که میزبانش، از سنخ خودش است. به بن بست رسیدم و...
ـ آرزو دارم که فرزندانی صالح و مؤمن تحویل جامعه بدهم؛ اما متأسفانه دو فرزند دارم که دائماً با هم درگیری دارند و الفاظ زشت و رکیکی بر زبان میآورند. وقتی مهمان داریم من دائماً مضطربم که به مهمانها توهین نکنند.
ـ آرزو دارم بچههایم مثل برخی بچههای دیگر، مؤدب، درس خوان و حافظ قرآن باشند. با دیدن آنها گریهام میگیرد، چون یاد بچههای خودم میافتم. ای کاش بچههای من هم مثل بچههای همسایه، وقت اذان به مسجد میرفتند...
اینها مشکلات تعدادی از والدین است که برای حل آن به مشاورین پناه آوردهاند. نکته قابل توجه در این درد دلها، این است که همه آنها آرزو دارند فرزندانشان خصوصیات اخلاقی مثبتی داشته باشند. اما چرا فرزندانشان راهی را پیمودهاند که نقطه مقابل آن است؟ چه کسی یا چه کسانی مقصرند؟
در مقابل این خانوادههای ناموفق در امر تربیت فرزندان، خانوادههایی هستند که از وضعیت اخلاقی و رفتاری فرزندانشان راضی و خرسند هستند و احساس خوشبختی میکنند. این خانوادهها، خوشبختی را چگونه به دست آوردهاند؟ یکی از مهمترین رمزهای موفقیت آنها این است که پدر و مادر این خانوادهها، به جای امر و نهی زبانی بچهها، نکات اخلاقی را در عمل به فرزندانشان میآموزند. به عنوان مثال، مادر خانواده، موقع اذان، کار منزل را رها میکند و به مسجد میرود. او در عمل به فرزندانش میآموزد که نماز واجب است و خواندن آن در مسجد زیباتر و بهتر میباشد.
اگر اندکی تأمل کنیم متوجه میشویم که اغلب مشکلات رفتاری فرزندان، نتیجه عملکرد خود والدین هستند. فرزندان از ابتدای تولد مثل آیینهای هستند که رفتارهای والدین را در خود منعکس میکنند. رفتارهای کودکان تصادفی نیست و ضرب المثلهای «گندم از گندم بروید، جو ز جو» و یا «هر گیاهی روی بوته خود به عمل میآید» اشاره به همین موضوع دارد. گاهی اوقات لازم است والدینی که از اخلاق و رفتار فرزند خویش مینالند و آنان را مورد خشم و عصبانیت قرار میدهند، ابتدا خود را سرزنش کنند و اخلاق و رفتار خود را مورد بررسی قرار دهند؛ چون ریشه اصلی مشکل، به اخلاق و رفتار خودشان برمیگردد. و مصداق این ضرب المثلاند که: «از ماست که برماست.»
مؤمن بودن بچهها، مؤدب بودن و صالح بودن آنها در گرو تربیت سالم و صحیح خانوادههاست. رفع نیازهای مادی به تنهایی مشکل فرزندان را حل نمیکند؛ بلکه آنان باید از خوراک معنوی و روحی نیز سیراب شوند. برای نیل به این هدف، باید تلاش کنیم که ابتدا درونمان را از آلودگیهایی چون حرص، خشم، نفرت، حسادت و... بزداییم و گهواره وجودمان را از عطوفت، مهربانی، ایثار، قناعت و دیگر ارزشهای شیرین اخلاقی سرشار کنیم و آنگاه سر نیاز بر سجدهگاه اخلاص نهیم و با مادر حضرت مریم زمزمه کنیم: «خدایا! فرزندم و فرزندانش را از شیطان رجیم در پناه تو میآورم.»
این آیه به ما توجه میدهد که فرزندان ما در معرض انواع و اقسام خطرها، آفتها و آسیبهای پیدا و پنهاناند و راه مصونیت آنها پناه بردن به خداست و این هدف ما نیز مانند اهداف دیگر نیاز به برنامهریزی دارد.
امروزه خطر عوامل تهدید کننده بر هیچ پدر و مادر دلسوز و هیچ مربی و معلم مسئولی پوشیده نیست. برای در امان ماندن از تبهکارانی که با سرمایهگذاریهای هنگفت و استفاده از فنیترین ابزار و بهترین شیوههای هنری برای منحرف کردن فرزندان اسلام برنامهریزی میکنند، چه راهی بهتر از بصیرت و کمک گرفتن از خدا؟
باید دشمن را به خوبی بشناسیم، اهداف و برنامههای او را برای آینده پیشبینی کنیم و برای مقابله و خنثیسازی فعالیتهای او برنامهریزی نماییم. در مقابل دشمنان، با هوشیاری و بصیرت، دیواری بکشیم که توانایی بالارفتن از آن را نداشته باشند، دیواری که آن را با توکل بر خدا و استمداد از او محکم کنیم. از هیاهوها و طبلهای تو خالی آنان نهراسیم و پرچم اسلام را بر فراز قلههای روزگار به اهتراز درآوریم تا با سربلندی آن را به دست صاحبش امام زمان(عج) بسپاریم. تا آمدن او راه را هموار کنیم و موانعی را که سد راه ظهور او میشوند، رفع کنیم و به امام غایبِ حاضر متوسل شویم و راه سرزمین روشن موعود را پیش گیریم.
سوتیتر:
رفتارهای کودکان تصادفی نیست و ضرب المثلهای «گندم از گندم بروید، جو ز جو» و یا «هر گیاهی روی بوته خود به عمل میآید» اشاره به همین موضوع دارد. گاهی اوقات لازم است والدینی که از اخلاق و رفتار فرزند خویش مینالند و آنان را مورد خشم و عصبانیت قرار میدهند، ابتدا خود را سرزنش کنند و اخلاق و رفتار خود را مورد بررسی قرار دهند؛ چون ریشه اصلی مشکل، به اخلاق و رفتار خودشان برمیگردد. و مصداق این ضرب المثلاند که: «از ماست که برماست.»
. سوره آل عمران، 36.
زیبا ناصرزاده ـ دوماهنامه امان شماره 36