مجید سبکتکین اهل زرین شهر اصفهان، متولد 1357، طلبه، مربی و داور کشتی. در جوانی، در مسابقات کشوری و بینالمللی قهرمان شد، ولی در اوج آمادگی بدنی و فنی، مسیر زندگی خود را تغییر داد و وارد حوزه علمیه شد و هماکنون در مقطع کارشناسی ارشد و درس خارج حوزه علمیه قم مشغول تحصیل است. در کنار تحصیل، فعالیتهای ورزشی از جمله داوری کشتی نیز هم دارد.
امان: چه اتفاقی افتاد که قهرمانی را رها کردید و وارد حوزه علمیه شدید؟
به ورزش کشتی علاقه داشتم و مربی دلسوزم، جناب آقای اکبر بیگزاده، من را در این زمینه بسیار تشویق میکرد. تا اینکه در تابستان 1376 قهرمان کشور شدم و چند روز بعد، به طور اتفاقی، یکی از دوستانم به نام آقای علی سلیمیان را دیدم و فهمیدم که ایشان طلبه شده است. پرسشها اعتقادی زیادی داشتم که از او پرسیدم و پس از آن بود که به طلبگی علاقهمند شدم، ولی تصمیم جدی برای طلبه شدن نداشتم. چند روز بعد، به اردوی تیم ملی ـ که به مدت ده روز در شهر مقدس قم برگزار میشد ـ دعوت شدم. در این مدت، علاوه بر تمرینات منظم و آمادگی جسمی، با حضور در شهر قم، نشاط معنوی خاصی را احساس کردم. همین امر باعث شد که بیش از پیش، مقید به اعمال مذهبی مثل نماز و دعا و... بشوم و در هر فرصتی که پیش میآمد، به حرم یا جمکران میرفتم. در بین بچههای خوبی که در اردو بودند، چند نفری هم بودند که به اعمال مذهبی زیاد پایبند نبودند. به همین دلیل به حرم و جمکران رفتن و نماز جماعت خواندن من میخندیدند و در بین جمع مسخرهام میکردند.
هرچه به زمان مسابقه نزدیکتر میشدیم، نیش و کنایهها بیشتر میشد؛ البته بعضیها هم تحت تأثیر این کارهایم قرار گرفته بودند. خیلیها منتظر بودند ببینند که من در این مسابقات چه امتیازی کسب میکنم. شب آخر اردو بود و تیمهای خارجی هم آمده بودند. بعد از اینکه وزنکشی تمام شد به حرم حضرت معصومه سلام الله علیها رفتم و بعد از دعا و توسل در دلم با امام زمان(عج) قراردادی بستم و به ایشان گفتم: «من یک ورزشکار هستم و قهرمان شدن در این مسابقه برایم مهم است؛ ولی مسألهای مهمتر در این چند روز حضور در قم، ذهنم را مشغول کرده و آن این است که میخواهم طلبه شوم؛ ولی میترسم و شک دارم. اگر عنایتی کنید که فردا در این مسابقات اول شوم به یقین میرسم که شما عنایت ویژهای به من دارید و من حتماً طلبه میشوم.»
روز بعدش کشتی گرفتم و با توفیق الهی و لطف امام زمان(عج) همه حریفهایم را بدون دادن یک امتیاز، ضربه فنی کردم و ستاره مسابقات شدم. آنجا بود که به یقین رسیدم که توسلاتم کار خودش را کرده است. و بلافاصله بعد از چند روز پیگیرِ رفتن به حوزه علمیه شدم.
امان: با ورودتان به حوزه، ورزش را کنار گذاشتید؟
نه، ورزش را رها نکردم؛ ولی دیگر مثل قبل برای قهرمانی تلاش نمیکنم. الآن هم هفتهای دو سه جلسه تمرین کشتی میروم.
امان: آیا از محیطهای ورزشی میتوان برای فعالیتهای تبلیغی و فرهنگی استفاده کرد؟
اوایل طلبگی بیشتر به دنبال کسب معارف و معنویت بودم، ولی بعد از مدتی به این فکر افتادم که دوستان خود را نیز به این سمت راهنمایی کنم و لذا باید به سالن کشتی برمیگشتم. به همین خاطر در دوره مربیگری و داوری کشتی شرکت نموده و مدتی مربیگری کردم. آنجا بود که متوجه شدم فرصتهای خوبی برای نشر معارف و اخلاق اسلامی در عرصه ورزش وجود دارد.
به دوران نوجوانی خودم که مراجعه میکنم، میبینم سیره و اخلاق شهدای کشتیگیر شهرمان ـ که مربیان و کشتیگیران پیشکسوت، خاطرات آنان را برای ما بیان میکردند ـ بر روی من تأثیرات زیادی گذاشته بود. از جمله اینکه اخلاق کشتیگیر قهرمان، سردار شهید حسین قجهای، از فرماندهان لشکر 27 محمد رسولالله و از همرزمان شهید همت و متوسلیان بر روحیات من تأثیرات زیادی داشت؛ به طوریکه هر وقت میخواستم به مسابقه بروم، کنار مزار این شهید بزرگوار میرفتم و از او مدد میجستم.
امان: تصورتان از ورزشکاری که منتظر امام زمان(عج) است؟
او ورزشکاری است که علاوه بر پرورش جسم، روحش را هم قوی کند و دغدغه او همواره رضایت امام زمان(عج) باشد.
امان: یک منتظر، در کنار تمرین برای تقویت قوای جسمانی، چطور میتواند روحش را نیز قدرتمند کند؟
یکی از بهترین راهها، ارتباط و استفاده از قرآن کریم است. کتابی که راهگشای انسانها در همه امور زندگی است. در این کتاب آیاتی وجود دارد که به اهمیت ورزش و همچنین قوی کردن روح در کنار قوی کردن جسم، اشاره دارد. منتظر امام عصر(عج) باید به این آیات توجهی ویژه داشته باشد.
امان: پرورش قوای روحی چه ضرورتی دارد؟
بیشترین ضربهای که در طول تاریخ به پیامبران و ائمه علیهم السلام وارد شد از همین جا بود .یعنی اکثر مردم زمان ایشان، از نظر روحی ضعیف بودند. روحشان آنقدر رشد نکرده بود که بفهمند در گفتار و عمل باید حجت خدا را یاری کنند. لذا پیامبران همیشه از دست اطرافیان خود شکوه داشتند. اگر نیروی بدنی با نیروی روحی همراه بشود بسیاری از مشکلات کنار میروند. به همین دلیل حضرت لوط به قومش میگفت: «ای کاش در برابر شما قدرتی داشتم، یا تکیهگاه و پشتیبان محکمی در اختیار من بود.» آن حضرت از عدم وجود یارانی که قدرت روحی بالایی داشته باشند افسوس میخورد و « ای کاش» میگفت و الّا مردم آن زمان اکثراً از لحاظ جسمی نیرومند بودند.
امام صادق علیه السلام درتفسیر این جمله حضرت لوط میفرمایند: «حضرت لوط این جمله را تنها در مقام مقایسه یاران خود با قوت امام زمان(عج) و یاران آن حضرت گفت، چرا که یک مرد از اصحاب امام زمان(عج)، قوت چهل مرد را دارد.» لذا کسیکه میخواهد امام زمانش را یاری کند باید در کنار پرورش جسم، روحش را هم قوی کند تا مانند یک پهلوان واقعی، با استقامت شود.
امان: یک ورزشکار چگونه میتواند اخلاق ورزشی و مرام پهلوانی را در خود برانگیزاند؟
اگر ورزشکاری دوستدار و عاشق اهلبیت مخصوصاً امام علی علیه السلام باشد، این محبت در رفتار و کردار او تأثیر بیشتری خواهد گذاشت و او فردی متواضع و خاکی خواهد شد؛ لذا به پیشکسوتها احترام میگذارد و ادب ورزشی را در محیطهای ورزشی رعایت میکند. از جمله ویژگیهای پهلوانی، خدا دوستی و مبارزه با خواهشهای نفسانی و آراسته شدن به ایمان است. قهرمان واقعی کسی است که علاوه بر مهارت در فنون و قدرت بازو، مهارت دستگیری از ناتوانان را نیز داشته باشد و در اوج قدرت و توانایی، باید عفو و گذشت را شکرانه توانمندی خود قرار دهد. امیرالمؤمنین علیه السلام در نهجالبلاغه میفرمایند: «اذا قدرتَ علی عدوک، فاجعل العفو عنه شکراً للقدره علیه؛ اگر بر دشمنت دست یافتی، بخشیدن او را شکرانه پیروزى قرار ده.»
امان: در عرصه ورزش چه خلأ فرهنگی را احساس میکنید؟
متأسفانه مجلات، روزنامهها و سایتهای ورزشی، اغلب به حاشیههای ورزشی میپردازند و از فرهنگ و اخلاق دینی فاصله زیادی دارند. امروز، دیدگاه غالب اهالی ورزش و فضای حاکم بر میادین ورزشی و روزنامهها و مجلات ورزشی، یک فضا و یک نگاه غربی و سکولاری به ورزش است. امروزه ورزش کشورها، تحت تأثر فرهنگ غرب، به سمت غوغا سالاری فرهنگی، پول سالاری و باند بازیهای سیاسی میرود. پدیدههایی که به گونهای یکپارچه و به صورت مضاعف در پیکره ورزش اثر میگذارد و آثار منفی خود را به وضوح نشان میدهد و الگوهای منفی را در جامعه ما دامن میزند. مسئولان و متولّیان فرهنگی باید فاصله بین اخلاق اسلامی و جو حاکم بر ورزشگاهها را کم کنند.
امان: چرا رهبر معظم انقلاب این قدر بر ورزش تأکید دارند؟
چون ایشان با جوانان جلسات زیادی دارند و واقعاً درک کردهاند که ورزش بر جوانان تأثیرات بسیار خوبی داشته و برای آنان ضروری است. دلیل دیگر این است که خود آقا اهل ورزش هستند و تأثیرات ورزش را درک میکنند. همچنین ایشان اثراتی که ورزشکاران مسلمان در عرصههای ورزشی بینالمللی میگذارند را نادیده نمیگیرند؛ چرا که بارها اتفاق افتاده است که پرچم پر افتخار کشورمان بالاتر از پرچم کشور آمریکا و کشورهایی که دشمن ما هستند قرار گرفته که این امر، باعث افزایش غرور ملی میشود. مقام معظم رهبری در این رابطه میفرمایند: «ورزشکاران قهرمان، نماد شخصیت و هویت ملی و اسلامی مردم ایران هستند. یکی از زوایای با ارزش تلاش قهرمانان ملی کشور در عرصههای ورزشی، نشان دادن دینداری و پایبندی به ارزشهای اسلامی لازم است. این گونه حرکات قهرمانان ملی بعد از پیروزی در میادین ورزشی، از جمله شکر گفتن خداوند متعال و یا بر زبان آوردن نام بزرگان دین، در واقع بیان کننده پیام معنوی به دنیایی است که تلاش گستردهای برای مقابله با معنویت و ارزشهای دینی در آن انجام میگیرد.» همچنین ایشان در جای دیگر میفرمایند: «ورزشکاران باید روح پهلوانی را که در داستانهای قدیمی ایران و حوادث اسلامی جلوهگر است، حفظ کنند و به ویژه در هنگام کسب موفقیت و قهرمانی در برابر خداوند و مردم، حقیقتاً متواضع باشند تا نام آنها مثل پوریای ولی، با عزت و احترام و بزرگی همراه شود.»
امان: در این زمینه از پیشکسوتها خاطرهای شنیدهاید؟
در سال 1334 بین تیم ملی کشتی ایران و شوروی سابق، در مسکو، مسابقهای دوستانه برگزار شد. در آن مسابقه، وقتی مرحوم تختی در وزن هفتم به صحنه مسابقه میآمد تا با حریف روسی به نام «آلبول» کشتی بگیرد، برای زیر گرفتن خیز برداشت، ولی آلبول با یک فن، کمر تختی را تاباند و سه امتیاز گرفت. این کار دوباره تکرار شد اما تختی پل بلندی زد و از تشک خارج شد. ولی ناگهان داور در سوت خود دمید و دست آلبول را به عنوان برنده بالا برد. این عمل نابجا و غیر عادلانه، باعث اعتراض تیم ایران شد. هر دو کشتیگیر از تشک خارج شدند؛ ولی بعد از دقایقی هیئت ناظر تصمیم گرفت که مسابقه دوباره انجام گیرد. مسابقه شروع شد و این بار تختی چند بار برای زیرگیری میرفت و سرانجام آلبول را ضربه فنی کرد و کار کشتی تمام شد. اما تختی ناراحت شده بود و در رختکن با گریه به اطرافیانش میگفت: «من به فکر خودم نیستم، به آلبول فکر میکنم که نکند حقش را پایمال کرده باشند.» مربی تختی با دلیل و برهان به او ثابت میکند که داوری درست بوده، ولی تختی مرتب گریه میکرد.
امان: پیشنهادتان به ورزشکاران نوجوان ؟
یکی از مهمترین راههای مبارزه با بسیاری از مشکلاتی که در جامعه وجود دارد، از جمله تهاجم فرهنگی، استرسها، فشارهای روحی و روانی و غیره، ورزش است، لذا هر جا میروم به نوجوانان عزیز توصیه میکنم که یک رشته ورزشی را که به آن علاقه دارند و با جسم آنها تناسب دارد، انتخاب کنند و حداقل هفتهای سه جلسه ورزش کنند تا بتوانند هم خوب درس بخوانند و هم به راحتی از بحران دوران بلوغ عبور کنند.
دیگر این که به مطالعه خاطرات پهلوانان و پیشکسوتان با اخلاق و وزشکاران شهید بپردازند. و با اخلاق و منش پهلوانی آشنا شوند.
امان: چه کتابی را برای مطالعه در این زمینه پیشنهاد میکنید؟
یکی از کتابهایی که در این زمینه نوشته شده، کتاب «شاهرخ، حرّ انقلاب اسلامی» است. وی کشتیگیر شهیدی است که به او لقب «حرّ انقلاب اسلامی» دادهاند. او زندگی عجیبی داشته اشت. از همان کودکی با آن جثه درشت و قوی نشان میداد که خلق و خوی پهلوانان را دارد. شاهرخ هیچگاه زیر بار حرف زور و ناحق نرفت. دشمن ظالم و یار مظلوم بود . در جوانی به سراغ کشتی رفت و قهرمان کشتی کشور شد؛ اما این همه ماجرا نبود. قدرت بدنی زیاد، شجاعت، نداشتن راهنما، رفقای نا اهل و... همه و همه دست به دست هم دادند و از شاهرخ، انسانی خلافکار به وجود آوردند که کسی جلودارش نبود. هر شب به دنبال دعوا، چاقو کشی و... بود. مادرش اشک میریخت و برای شاهرخ دعا میکرد که: «خدایا پسرم را ببخش و عاقبت به خیرش کن. خدایا پسرم را سرباز امام زمان(عج) قرار بده.»
تا این که جریانات انقلاب پیش آمد و شاهرخ عاشق امام شد و حرفهای حضرت امام را با جان و دل پذیرفت. حماسههای او در سنندج، سقز، گنبد، لاهیجان و خوزستان و... هنوز در خاطرهها باقی است. وی بقیه عمر خود را در خدمت انقلاب و جنگ قرار داد و سرانجام در حمله عراق به آبادان، هنگامی که در حال شلیک گلوله آرپی جی به طرف تانکهای دشمن بود، به شهادت رسید و جنازه او به دست عراقیها افتاد. شاهرخ جزو شهدای گمنامی است که خواسته بود همه گذشتهاش پاک شود و چیزی از او باقی نماند.
سوتیتر:
1.«من یک ورزشکار هستم و قهرمان شدن در این مسابقه برایم مهم است؛ ولی مسألهای مهمتر در این چند روز حضور در قم، ذهنم را مشغول کرده و آن این است که میخواهم طلبه شوم؛ ولی میترسم و شک دارم. اگر عنایتی کنید که فردا در این مسابقات اول شوم به یقین میرسم که شما عنایت ویژهای به من دارید و من حتماً طلبه میشوم.»
2.آنجا بود که متوجه شدم فرصتهای خوبی برای نشر معارف و اخلاق اسلامی در عرصه ورزش وجود دارد.
3.او ورزشکاری است که علاوه بر پرورش جسم، روحش را هم قوی کند و دغدغه او همواره رضایت امام زمان(عج) باشد.
4.بیشترین ضربهای که در طول تاریخ به پیامبران و ائمه وارد شد از همین جا بود .یعنی مردم زمان ایشان، از نظر روحی ضعیف بودند. روحشان آنقدر رشد نکرده بود که بفهمند در گفتار و عمل باید حجت خدا را یاری کنند.
5.کسیکه میخواهد امام زمانش را یاری کند باید در کنار پرورش جسم، روحش را هم قوی کند تا مانند یک پهلوان واقعی، با استقامت شود.
6. از جمله ویژگیهای پهلوانی، خدا دوستی و مبارزه با خواهشهای نفسانی و آراسته شدن به ایمان است. قهرمان واقعی کسی است که علاوه بر مهارت در فنون و قدرت بازو، مهارت دستگیری از ناتوانان را نیز داشته باشد و در اوج قدرت و توانایی، باید عفو و گذشت را شکرانه توانمندی خود قرار دهد.
7.مسئولان و متولّیان فرهنگی باید فاصله بین اخلاق اسلامی و جو حاکم بر ورزشگاهها را کم کنند.
8.خود آقا اهل ورزش هستند و تأثیرات ورزش را درک میکنند. همچنین ایشان اثراتی که ورزشکاران مسلمان در عرصههای ورزشی بینالمللی میگذارند را نادیده نمیگیرند؛
. سوره هود/80، «قَالَ لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلَى رُكْنٍ شَدِيدٍ».
. قال الامام الصادق علیه السلام ما کان قول لوط «قَالَ لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلَى رُكْنٍ شَدِيدٍ» تمنیاً لقوة القائم و لاَ ذکَر اِلاّ شدة اصحابه و انّ الرجل منهم لیعطی قوة اربعین رجلاً... کمالالدین و تمام النعمة، ج2، ص673.
. نهجالبلاغه، حکمت 11.
. سخنرانی معظم له در تاریخ 14/7/83.
. همان، 30/10/81.
مسلم عباسپور ـ دوماهنامه امان شماره 36