ای روح مهربان عدالت، ظهور کن!
حاج میرزا علی اکبر نوقانی (فقیر)
هر رشته که بر غیر تو بستیم بریدیم
افسوس که عمری پِی اغیار دویدیم
از یار بماندیم و به مقصد نرسیدیم
سرمایه ز کف رفت و تجارت ننمودیم
جز حسرت و اندوه متاعی نخریدیم
بس سعی نمودیم که ببینیم رخ دوست
جانها به لب آمد، رخ دلدار ندیدیم
ما تشنه لب اندر لب دریا، متحیر
آبی به جز از خون دلِ خود نچشیدیم
ای بسته به زنجیر تو دلهای محبّان
رحمی، که در این باره، بسی رنج کشیدیم
رخسار تو در پرده نهانست و عیانست
بر هر چه نظر کردیم رخسار تو دیدیم
چندانکه بهیاد تو شب و روز نشستیم
از شام فراقت چو سحرگه ندمیدیم
تا رشته طاعت به تو پیوسته نمودیم
هر رشته که بر غیر تو بستیم بریدیم
شاها به تولای تو در مهد، غنودیم
بر یاد لب لعل تو ما شیر مکیدیم
ای حجت حق، پرده ز رخسار برافکن
کز هجر تو ما پیرهن صبر دریدیم
ما چشم به راهیم به هر شام و سحرگه
در راه تو از غیرِ خیال تو رهیدیم
ای دست خدا، دست برآور که ز دشمن
بس ظلم بدیدیم و بسی طعنه شنیدیم
شمشیر کجت راست کند قامت دین را
هم قامت ما را که ز هجر تو خمیدیم
شاها ز فقیران درت روی مگردان
بر درگهت افتاده به صد گونه امیدیم
غمت خون دل صاحبدلان ریخت
فخرالدین عراقی
نگارا! جسمت از جان آفریدند
ز کفر زلفت ایمان آفریدند
جمال یوسف مصری شنیدی؟
تو را خوبی دو چندان آفریدند
ز باغ عارضت یک گل بچیدند
بهشت جاودان زان آفریدند
غباری از سر کوی تو برخاست
وزان خاک، آب حیوان آفریدند
غمت خون دل صاحبدلان ریخت
وزان خون، لعل و مرجان آفریدند
سراپایم فدایت باد و جان هم
که سر تا پایت از جان آفریدند
ندانم با تو یک دم چون توان بود؟
که صد دیوت نگهبان آفریدند
دمادم چند نوشم دُرد دردت؟
مرا خود مست و حیران آفریدند
ز عشق تو عراقی را دمی هست
کزان دم روی انسان آفریدند
دوماهنامه امان شماره 39