انسان منتظر خود را مأمور و سرباز امام زمان(عج) میداند، و خبر دارد که هفتهای دو بار باید به فرمانده خود گزارش بدهد. این احساس سربازی و مأموریت و پس از آن گزارش دادن، او را بر این میدارد که مراقب آنچه در پنهان و آشکار انجام میدهد، باشد.
منتظری که در زندگی، سرباز و مأمور است، هر کجا توقف نمیکند و هر کاری را انجام نمیدهد، بلکه به حکم مأموریت خود نگاه میکند؛ به او گفتهاند: کجا توقف کن، چقدر توقف کن و در حین توقف چه کار کن، با چه کسی حرف بزن و تماس برقرار کن و در آخر آنکه منزل بعدی کجاست. این است حال انسان مأمور.
حسین بن علی علیه السلام در حرکت عاشورا، خود را مأمور الهی معرفی میکند. حضرت میفرماید: من برای کسب قدرت، یا برای دعوا بر سر دنیا و امثال آن، قیام نکردم. من برای اصلاح در دین خدا قیام کردم. منظور من این نبود که در عالم بدرخشم و مشهور و محبوب مردم شوم؛ منظور من این است که مأموریتی را که خدا به من سپرده و مرا به این دنیا فرستاده، به سرانجام رسانم، تا وقتی برای دادن گزارش به سوی خدا برگردم بتوانم گزارش قابل قبولی از مسافرت به دنیا ارائه دهم. چون حسین بن علی علیه السلام مسافر و مأمور است و باید گزارش خودش از این مسافرت را مو به مو به فرمانده خود ارائه دهد.
لوکوموتیو
آرزوی انسان، مثل ژنراتور قطار (لوکوموتیو) است که گاهی 40 تا 50 واگن را به آن وصل میکنند. این موتور که در جلوی قطار قرار دارد، همه این واگنها را دنبال خود میکشد.
آرزو برای انسان، مثل موتور جلوی قطار است و بقیه چیزها، واگنهایی است که به او وصل میشود. وقتی انسان آرزویش این باشد که کاری کند تا خشنودی و رضایت امام زمانش را در پی داشته باشد و پیش امامش روسفید باشد، چنین فردی موتور قطارش به سمت خدا و امام زمان(عج) حرکت میکند و اعمال دیگر را نیز به همان سمت، دنبال خود میکشد.
بنابراین، انسان متدین، موتور آرزوهایش را دنیاگرایی قرار نمیدهد، چون با مطالعه تاریخ، فهمیده است که گردوی دنیاطلبی، پوک و سیاه است و فهمیده است این که نام خوبان باقی مانده، از آن روست که از آرزوهای دنیایی و زودگذر گذشتند.
خداوند، حسین بن علی علیه السلام را در عالَم، محور عشق ساخته و زندگی او برای اهل عالم، عبرت شده است و به انسان میگوید: اگر میخواهی بمانی، بگذر.
حالا که در شرایط محاصره و تحریم اقتصادی هستیم، آن کس که دستش را به حرام آلوده نمیکند، این زندگی برای او لب تنور است و میگذرد و آن کسی هم که دست خود را به هر پلیدی آلوده کرده و از فرصت، سوء استفاده میکند، برای او اگر شب سمور هم باشد، میگذرد.
هواپیما
وقتی میخواهند از یک آهن برای پل هوایی استفاده کنند، آن را خیلی امتحان میکنند و یا هنگامی که میخواهند آهنی را در هواپیما به کار ببرند، باید از نوعی باشد که زود ذوب و پاره نشود.
استفاده از فلزی که در ماشینهای معمولی استفاده میشود، در ساخت هواپیما نیز خطرناک است؛ علتش هم این است که گاهی سیم ماشین در وسط راه میبُرد؛ اگر این اتفاق برای یک هواپیما در وسط آسمان بیفتد چطور؟ از این جهت باید فلزاتی که در ساخت هواپیما استفاده میشوند، خیلی محکم و مطمئن باشند.
اصحاب اباعبدالله در روز عاشورا و یاران امام زمان(عج) در هنگام ظهور، مثل موادی هستند که میخواهند در یک هواپیمای خیلی بزرگ به کار برده شوند. اگر این هواپیما که تمام عالَم در آن هست سقوط کند، همه چیز سقوط میکند؛ بنابر این باید به نحوی باشند که آسیب نبینند و خیلی محکم باشند.
سوتیتر:
منظور من این نبود که در عالم بدرخشم و مشهور و محبوب مردم شوم؛ منظور من این است که مأموریتی را که خدا به من سپرده و مرا به این دنیا فرستاده، به سرانجام رسانم.
*. کارشناس ارشد مرکز تخصصی مهدویت.
. با نگاهی به: مثلها و پندها، آیتالله حائری شیرازی.
محمد یوسفیان* ـ دوماهنامه امان شماره 39