زمانی یتیم مکه را در تنهایی قرار داده بودند؛ سخن او را نمیشنیدند و از سخن او میگریختند؛ او را مجنون و دیوانه میخواندند؛ رسالتش را انکار میکردند. حتی نزدیکانِ او، بر او و وصیِ او میخندیدند. قبل از آنکه او و یاران اندکش را در محدوده شِعب محاصره کنند، او را در حَصر ارتباطی قرار داده، مانع از رفت و آمد و سخنِ او میشدند؛ گوشها را بر او میبستند تا او را نبیینند؛ تا صدایش را نشنوند. جنگها بر او تحمیل شد تا نابود شود؛ نابود نشود لااقل محدود شود و یا گرفتار جنگ و حرب شده تا آنان از تیر رس صدا و سخن و منطق او نجات یابند. انواع تهمتها، تخریبها، حتی با افراد نفوذی خود بر او و مسیر او وارد ساختند تا بتوانند مسیر را خاموش یا لااقل منحرف کنند.
حتی برای ترور او اقدام کردند؛ چه شبانه که حضرت علی علیه السلام در جایگاه او و بستر او آرمید و چه در میانه راه که خدا نقشه آنان را افشاء نمود و چه حتی مسئله مسمومیت حضرت. همه اینها تلاشِ دنیای استکبار و نفاقِ آن زمان بود برای حذف پیامبر. برای او، و دین او و وصی او.
حتی فرزند پیامبر را مظلومانه به شهادت رساندند و او را خارج از دین معرفی کردند. میپنداشتند با زیر سمِ ستورانْ ساختن شهیدان کربلا، دین پایان خواهد یافت.
دیروز تمام تلاشها صورت گرفت اما در مقابل آنچه اتفاق افتاد، رویکرد وسیع به اسلام بود؛ «اذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْح * وَ رَأَیتَ النَّاسَ یدْخُلُونَ فی دینِ اللَّهِ أَفْواجا* فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ اسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كانَ تَوَّاباً»
امام حسین علیه السلام شهید شد، اما همیشه ماند و معیار تشخیص راه حق و باطل شد. و برای همیشه تاریخ، راه جدیدی پیشروی تمام آزادگان گذاشت.
روزی که پیامبر در واقعه کندنِ خندق، چهار بار «اللهاکبر» گفت و خبر از فتح شام، فارس، مدائن و یمن داد ؛ برخی باور نکرده و مسخره کردند.
عدهای دیگر باور کردند، اما پیوسته دنبال زمان آن بودند. چه زمانی؟ دور یا زود؟
اما برای رسول خدا و مومنان واقعی، اصلِ تحقق این وعده، وظیفه برای آن حادثه و بعد از وقوعِ آن حادثه مهم بود، چه آن را درک میکردند یا نه، مهم همراهی با رسول خدا و یاری او بود. زمان مهم نیست. تحقق مهم است.
*
امروز نیز تمام آن حربهها وجود دارد؛ شکل و تاکتیک عوض شده است. امروز ماهوارهها، سایتها، فیلمها، بازیها، ژستهای به ظاهر علمی (تهمتها و شبهات و توهینها را میپراکنند و ناجوانمردانه میتازند) اما اتفاق دیروز امروز هم افتاده است نه این که ممکن است رخ دهد که رخ داده است.
امروز هم توهینها و تهمتها و ناجوانمردیهای زیادی را شاهدیم، اما مانند دیروز هر لحظه میبینی که گروه گروه به جمع امت اسلام اضافه میشود (البته اسلامی که افراد را جذب میکند اسلام طالبان و اسلام ساختگی غرب و شرق نیست؛ اسلامی با عظمتی که منادی آن بزرگمردانی مانند خمینی و خامنهای و سید حسن نصرالله است. یازده سپتامبر ساخته میشود، مسلمانان متهم میشوند؛ به اسلام و قرآن توهین میشود، اما هزاران قرآن فروخته میشود و صدها هزار دل و قلب به سوی اسلام آمده، حقانیت آن را مییابند.
سخن از بیداری اسلامی و جنبش وال استریت و عدالتخواهی که امروز در جهان مطرح است همه و همه نشانگر افول مکاتب مدعی و مستکبران عالم است؛ ناخودآگاه حرکت به سمت و سوی تحقق وعده الهی است.
آن وعده الهی بر پیروزی حق بر باطل و گستره جهانی این پیروزی را نیز، عدهای نه آن زمان و نه امروز باور نکرده، به مسخره گرفتند. عدهای باور کردند، هر چند بیشتر به دنبال زمان ظهورند. صریح یا غیر صریح زمان ارائه میکنند. دقیق یا حدودی زمان محاسبه میکنند. خودی یا غیر خودی به خطا ـ یا ناخودآگاه ـ سر از توقیت در میآورند؛ اما عدهای دیگر بدون گرفتار شدن در زمان به دنبال وظیفهاند. اگر از شرایط ظهور میگویند منظورشان ایجاد زمینهها و تلاش برای تحقق شرایط و آمادگی برای ظهور است؛ تربیت سربازان آماده است.
اصل ظهور قابل محاسبه است: ظهور حتما محقق خواهد شد. طاق کسری فرو خواهد ریخت، ولی نه به این معنا که زمان آن نیز قابل محاسبه است. چه ظهور را درک کنیم و جه خدایناکرده درک نکنیم، مهم همراهی با ولی خدا، داشتن دغدغههای ولی خدا، اطاعت از او و همراهی با جانشین او در دوران غیبت اوست.
این آمادگی، مهمترین شرط و پیشنیاز ظهور است و البته از آن، زمان قابل محاسبه نیست (چنانکه بنای اهلبیت نیز تعیین وقت ظهور نبود؛ نه دقیق و نه حدودی!)، تلاش آنان به آمادگی و مهیا بودن جامعه بود.
.سوره نصر.
. «عَنْ أَبِی أُسَامَةَ عَنْ عَوْفٍ عَنْ مَیمُونٍ عَنِ الْبَرَاءِ بْنِ عَازِبٍ قَالَ لَمَّا أَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ ص بِحَفْرِ الْخَنْدَقِ عَرَضَتْ لَهُ صَخْرَةٌ عَظِیمَةٌ شَدِیدَةٌ فِی عَرْضِ الْخَنْدَقِ لَا تَأْخُذُ مِنْهَا الْمَعَاوِلُ فَجَاءَ رَسُولُ اللَّهِ ص فَلَمَّا رَآهَا وَضَعَ ثَوْبَهُ وَ أَخَذَ الْمِعْوَلَ وَ قَالَ بِسْمِ اللَّهِ وَ ضَرَبَ ضَرْبَةً فَكَسَرَ ثُلُثَهَا وَ قَالَ اللَّهُ أَكْبَرُ أُعْطِیتُ مَفَاتِیحَ الشَّامِ وَ اللَّهِ إِنِّی لَأُبْصِرُ قُصُورَهَا الْحَمْرَاءَ السَّاعَةَ ثُمَّ ضَرَبَ الثَّانِیةَ فَقَالَ بِسْمِ اللَّهِ فَفَلَقَ ثُلُثاً آخَرَ فَقَالَ اللَّهُ أَكْبَرُ أُعْطِیتُ مَفَاتِیحَ فَارِسَ وَ اللَّهِ إِنِّی لَأُبْصِرُ قَصْرَ الْمَدَائِنِ الْأَبْیضَ ثُمَّ ضَرَبَ الثَّالِثَةَ فَفَلَقَ بَقِیةَ الْحَجَرِ وَ قَالَ اللَّهُ أَكْبَرُ أُعْطِیتُ مَفَاتِیحَ الْیمَنِ وَ اللَّهِ إِنِّی لِأُبْصِرُ أَبْوَابَ الصَّنْعَاءِ مَكَانِی هَذَا» (بحارالأنوار، ج 20، ص 241؛ الکافی، ج 8، ص 216).
محمدصابر جعفری ـ دوماهنامه امان شماره 39