روزهای آخر سال است و نوروز در پیش. کمکم خانه تکانیها شروع میشود. در این که خانهتکانی از منازل کاری پسندیده است شکی نیست؛ اما تکلیف خانه تکانیدلها و قلبها چه میشود؟ اصلا برایمان اهمیت دارد؟ چقدر به فکر غبارروبی درونمان هستیم؟ اوضاع دکوراسیون خانه جانمان برای ورود به سال جدید چطور است؟ کاش همانقدر که به خانهتکانی منازل حساسیم، خانهتکانی دل هم برایمان مهم باشد.
دل بتکانیم یا خانه؟
خانهتکانی و تغییر دکوراسیون خانه، تأثیرات مثبتی بر روحیه انسان دارد و زندگی را از یکنواختی خارج میکند. تنوع و تمیزی محیط اطراف ما در پیشگیری از افسردگی نیز بسیار مؤثر است؛ بنابراین یک خانهتکانی ساده، سلامت روان فرد را تا حد زیادی تأمین میکند؛ اما اگر این تنوع و نو کردن منجر به زیر بار قرض رفتن و ایجاد استرس برای او شود، نتیجه عکس خواهد داشت و در واقع آرامش فرد را از او خواهد گرفت.
راستی شما دنبال کدام هستید، آرامش یا چشم و همچشمی؟ اگر واقعا دنبال آرامش هستید، راههای بهتری هم هست، راههایی که نه تنها آرامش دنیا، که آرامش آخرت را هم به دنبال دارد، آن راه بهتر، دلتکانی است.
مواد لازم: قرآن، تسبیح و...
در خانهتکانی، برای تمیز کردن هر بخش، به یک نوع شوینده خاص نیاز داریم؛ چون تمام وسیلهها را نمیشود فقط با یک نوع ماده تمیز کرد. در خانهتکانیِ دل هم، اوضاع همین است. اصلاح نفس و پاک شدن از زنگار گناه و...، اشک و آه، یاد خدا، یاد مرگ و قیامت، تلاوت قرآن، تفکر، سحرخیزی، استغفار، ادای حقوق خلق و خالق و... هر کدام اثر خاص خودش را دارد. فقط یادمان باشد که شاید خداوند از بخشی از حق خود بگذرد، اما از حق بندگانش نه! پس ادای حقالناس را جزو اولویتهایمان بگذاریم.
حال دلتان چطور است؟
شاید برای شما هم پیش آمده باشد که در نگاه اول به خانه، گمان کنید نیاز چندانی به نظافت ندارد، اما همین که دست به کار می شوید و بخشی را تمییز میکنید، بخشهای دیگر خود را نشان میدهد و تازه میفهمید کار سنگینی در پیش است. اوضاع دل انسان هم، چنین است؛ وقتی حرف از توبه و استغفار و اصلاح عیبها پیش میآید، شاید خیلیهایمان در نگاه اول، خود را بیگناه و کمعیب میدانیم، اما اگر کمی بیشتر به اوضاع و احوال دلمان دقت کنیم، تازه میفهمیم چقدر آلوده شده و چه راه طولانیای برای غبارروبی از این خانه خاک گرفته در پیش داریم.
ذرّه ذرّه جمع گردد!
کسانی که در طول سال برنامه منظمی برای نظافت منزل و رسیدگی به کارهایشان دارند، در این روزهای پایانی سال کار چندانی ندارند و کافی است دستی به سر و گوش خانه بکشند تا همه چیز مثل اول مرتب شود. این حکایت دل آدمیزاد است؛ کسانی که با عمل به توصیههای بزرگان، راه رفته و به مقصد رسیدهاند و از قلب خود و آنچه به آن وارد میشود، مراقبت میکنند، این روزها کار زیادی ندارند؛ چون یاد گرفتهاند که اگر لغزشی از آنها سر زد، همان وقت دنبال جبران و آمرزشخواهی از خداوند بروند. آنها هر روز و هر لحظه در حال خانهتکانی دلشان هستند، نه سالی یک مرتبه. آنها خوب میدانند: ذره ذره جمع گردد، وانگهی... .
در جستجوی جانِ از دست رفته
خیلی از چیزهایی که مدتهاست گم شده و دنبال آن میگشتیم، در خانهتکانیها پیدا میشود. خانهتکانی دل هم همینطور است. کافی است کمی وقت بگذاریم و با خودمان خلوت کنیم و مروری روی اعمال و اخلاق خود داشته باشیم؛ تازه آن وقت است که میفهمیم چه گم کردیم و کجا، آن وقت است که دلمان هوای پاکی دوران کودکیمان را میکند، هوای سجاده مادر بزرگ و عطر تسبیح تربت آقابزرگ. یادمان میآید آن وقتها چه دل بیکینهای داشتیم و بزرگترین گناهمان همان قهرهای یک دقیقهایمان بود و بس! نه چیزی از غیبت و خوردن گوشت برادر مؤمن سرمان میشد و نه کمفروشی و نه احتکار و نه...
ایام را از شما مبارک باد
حالا دیگر حال و هوای عید را همه جا میشود حس کرد؛ از خریدها و خانه تکانیها گرفته تا نو نوار کردن رخت و لباسها. این حضور عید در بیرون از وجود ماست، اما آیا حضور عید را در درون خود نیز احساس میکنیم؟ اگر با تحویل سال، تحول حالی هم داریم، پس عید بر ما مبارک باد؛ چرا که بزرگان گفتهاند: «مبارکی ایام به مبارکی جان ما است.»
راستی که چه زیبا گفت:
«ایام را از شما مبارك باد
ایام میآیند تا بر شما مبارک شوند
مبارک شمایید.»
رضوان رضایی ـ دوماهنامه امان شماره 40