آزار و اذیت دیگری كه اعمال میشد این بود كه در زمستان زیلوی كف سلول را جمع كرده و آب یخ در كف سلول میریختند، به طوری كه نمیشد روی پا یا حتی نوك انگشتان ایستاد یا نشست. در واقع امكان هر استراحتی را از آدم سلب میكردند.
بازجوهای ساواك آموزشدیده بودند و كاملا حرفهای شكنجه میكردند. مثلا حسینی یكی از شكنجهگران ساواك، كابل را به قدری مرتب و حساب شده میزد كه جای ضربات شلاق ماهرانه و به ردیف كنار هم روی بدن چیده میشد.»
. این دستگاه شامل یک صندلی فلزی بود که دست و پای زندانی را روی آن با گیره ثابت نگه میداشتند و کلاهخودی آهنی که بر روی سر وی قرار میگرفت؛ سپس زندانی بطور همزمان با شوک برقی، شلاق زدن به بدن، سوزاندن با فندک و سیگار، کشیدن ناخنها و... مورد شکنجه قرار میگرفت. همچنین کلاهخود آهنی سبب میشد تا فریاد زندانی زیر شکنجه با شدت بیشتر بر گوش و سر وی وارد شده و زجر وی را بیشتر کند.
. ویژهنامه جام جم، بهمن 87.
دوماهنامه امان شماره 40