از منظری دیگر قرآن کریم علاوه بر نقش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از نقش امام نیز سخن گفته است. پیامبر و امام در تعابیر قرآنی گاه، همانند حضرت ابراهیم علیه السلام، مصادیق واحدی یافته است. واژه «امام» در قرآن کریم چند بار به کار رفته است. در دو آیه محوریت امام مورد بحث قرار گرفته است: «وَ کُلَّ شَیءٍ أَحْصَیناهُ فی إِمامٍ مُبین»(3) و «یوْمَ نَدْعُوا کُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِم».(4) در روایتی از امام صادق علیه السلام نقل شده است که در ذیل آیه دوم فرمودند: «هنگامی که این آیه نازل شد، مسلمانان از پیامبر صلی الله علیه و آله پرسیدند: یا رسول الله آیا شما امام تمامی ما نیستید؟ حضرت فرمودند: من پیامبر خداوند به سوی تمامی مردم هستم، اما بعد از من امامانی از اهل بیتم بر مردم خواهد بود. پس در میان مردم قیام میکنند اما تکذیب شده و ائمه کفر و ضلال و اتباع آنان بر ایشان غالب میشوند. هر کس ولایت آنان را پذیرفته و از ایشان پیروی کند از من است و مرا ملاقات خواهد کرد. و هر کس بر ایشان ظلم روا داشته و تکذیبشان کند، از من نبوده و من از او بری هستم.»(5)
نقش و جایگاه رهبری در اندیشههای آرمانشهری
افلاطون از جمله کسانی است که اساس مدینه فاضله خویش را بر نقش محوری فیلسوف ساخته است.(6) ریشه اصلی دیدگاه افلاطون در حاکمیت «فیلسوف شاه» آن است که از نظر وی تنها کسانی که به عالم حقایق یا به تعبیر افلاطونی «عالم مثل» دسترسی دارند، فیلسوفان هستند و دیگران تنها سایهها را میبینند. در نتیجه برای نیل یک جامعه به فضیلت، باید فیلسوفان رهبری جامعه را بر عهده گیرند. دیدگاه مشابهی را میتوان در سنت فلسفی فارابی، فیلسوف مسلمان، یافت. در اندیشه فارابی به جای «فیلسوف شاه» این «نبی» یا «رئیس اول» است که به دلیل ارتباط با عالم قدسی و تلقی وحی قدرت ایجاد مدینه فاضله را دارد.(7) ابن سینا نیز جامعه مطلوب را تنها مبتنی بر حول و محور پیامبر تلقی نموده و او را بزرگ سنت گذار جامعه میداند.(8)
وجه اهمیت رهبر برگزیده در این اندیشهها آن است که رهبران برگزیده تنها کسانی هستند که قادر به شناخت ماهیت خیر و زندگی مطلوب بوده و قادرند دیگران را به سعادت برسانند. چنین رهبری دو خصلت بارز دارد. نخست آن که وی فردی عادی نبوده و بدین جهت برگزیده است. دوم آنکه مهمترین نقش و جایگاه رهبر برگزیده، ایجاد جامعه مطلوب بر اساس پیوند با عالم قدسی و دسترسی وی به حقایق جهان هستی است. رهبر برگزیده با بهره گیری از علم خویش به این حقایق قادر است تا اساس جامعه مطلوب را بنا نهاده و انسانها را به سوی آن رهبری نماید.
جایگاه رهبری در حکومت جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
طبق مبانی اسلامی، اساس جامعه فاضله اسلامی بر محوریت شخص امام بنا شده است. در تمامی منابعی که از آرمانشهر سخن گفته شده است، چنین آرمانشهری به دست فردی مبعوث ساخته خواهد شد. در رایجترین این منابع، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله منجی موعود را فردی از فرزندان خویش معرفی نموده است که روزی ظهور نموده و خداوند او را بر زمین حاکم قرار خواهد داد.(9) بدین جهت تمامی معصومین علیهم السلام منتظر ظهور آن حضرت بودهاند. وجه اهمیت و کارکردهای رهبری را در جامعه مهدوی میتوان در موارد زیر بیان نمود:
1. نقش آن حضرت به عنوان امام و انسان کامل
بدون تردید حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به عنوان حجت و امام کسی است که فقدان وی موجب خالی شدن روی زمین از حجت خدا میگردد. در حدیثی امام رضا علیه السلام فرمودند «اگر زمین خالی از حجت بماند، بر اهل خویش غضب میکند».(10) در زیارت جامعه کبیره نیز امام هادی علیه السلام، بر نقش امام در جهان هستی اشاره فرموده است. «و خدای به خاطر شما آفرینش را آغاز کرد و از برای شما جهان را پایان میدهد. به احترام شما باران فرو میریزد و به جهت شما، آسمان را از فرو ریختن بر زمین باز میدارد و به خاطر شما گرفتاریها و غم و اندوهها را رفع میکند و سختی و ناراحتیها را برطرف میسازد».(11)
2. ریشه کن سازی کفر و شرک و هدایت مردم به توحید
امام صادق علیه السلام در این زمینه میفرمایند: «آنگاه که قائم (آل محمد) قیام کند در جهان کافری نخواهد ماند.»(12) هم چنین فرمودند: «هنگام قیام قائم، هیچ زمینی نخواهد بود جز آنکه در آن بر وحدانیت خداوند و رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله شهادت داده شود»(13) به نظر میرسد چنین نقشی اساسی است و کارکرد اصلی رهبری دینی در جامعه مهدوی را شکل میدهد.
3. حاکمیت دولت حق
امام باقر علیه السلام فرمود: «اذا قام القائم ذهبت دولة الباطل»(14) یعنی وقتی که قائم (آل محمد) قیام کند دولت باطل نابود میشود. و به جای آن دولت حق و دولت کریمهای که سبب عزت اسلام و مسلمین باشد بر سرکار میآید. و در حدیثی میخوانیم: «دایره حکومت و قدرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف شرق و غرب عالم را فرا میگیرد».(15)
4. رشد و تکامل عقول
در روایات آمده است: «اذا قام قائمنا وضع یده علی رؤس العباد فجمع بها عقولهم و کملت به احلامهم». در حکومت جهانی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دست خود حضرت که یدالله است بالای سر انسانها است یا دست خدا بر سر بندگان است که آنهم ممکن است به معنای حقیقی کلمه باشد که خداوند مستقیما دست قدرت خویش را بر سر بندگان مینهد و خردهای آنان را جمع و متمرکز میسازد و به کمال بلوغ انسانی میرسند.(16)
5. بسط عدل و داد در میان مردم
یکی از خصایص بارز رهبری در جامعه مهدوی، بسط عدل و داد است. «ترازوی عدالت را در میان همهی انسانها مینهد و در سرتاسر جهان هیچ انسانی به دیگری ستم نخواهد کرد»(17) و زمین را از عدل و داد پر خواهد کرد، پس از آنکه از ظلم و جور پر شده باشد». طبق روایات شیعی چنین خصلتی تنها به حضرت مهدی عج اختصاص دارد. از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمودند: «هیچ صنفی از مردم باقی نمیماند جز آنکه قبل از قیام قائم به قدرت میرسد و قادر به بسط عدالت نمیشود، تا کسی نگوید اگر به قدرت میرسیدیم عدالت میورزیدیم.»(18)
(1). حجرات، 1؛ احزاب، 36.
(2). آلعمران: 32 و 132؛ النساء: 59؛ المائدة: 92؛ الأنفال1 و20 و46؛ النور: 54؛ محمد: 33؛ المجادلة:13؛ التغابن: 12.
(3). یس، 12.
(4). اسراء، 71.
(5). تفسیر نور الثقلین، ج3، ص: 191.
(6). افلاطون، جمهور، ترجمه فواد روحانی: تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ص 325.
(7). فارابی، آراء اهل المدینه الفاضله، تحقیق دکتر البیر نصری نادر، بیروت، دارالمشرق، 1991، ص 125.
(8). بوعلی سینا، النجاه، تهران، المکتبه المرتضویه، 1364، ط 2، ص 304.
(9). این حدیث در منابع شیعی و سنی به صورت متواتر ذکر شده است، بحارالأنوار ج : 36 ص : 313؛ سنن ابی داوود، ج 11، ص 353.
(10). الکافی ج : 1 ص : 180
(11). عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج2، ص: 273
(12). بحارالأنوار ج : 51 ص : 60
(13). بحارالأنوار ج : 52 ص : 340
(14). تفسیر نور الثقلین، ج 3، ص 212.
(15). بحارالانوار، ج 51، ص 71.
(16). الکافی ج : 1 ص : 25
(17). بحارالانوار؛ ج 52، ص 322.
(18). همان، ص : 244
غلامرضا بهروزلک ـ دوماهنامه امان شماره 13