دوران پر از رنج و مصیبت سبط اکبر، امام حسن مجتبی علیه السلام و پذیرش صلح مصلحتی با دستگاه بنیامیه در مواردی، مشترکاتی با دوران غیبت حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف دارد برای اینکه روشنتر به این موضوع بپردازیم در دو محور، برخی از سخنان نورانی امام حسن علیه السلام درباره آن واقعه را بیان میکنیم:
پیروی و همراهی
1. محور اول، یکی از شروط بهرهمندی مردم، از برکت حکومت اهل بیت علیهم السلام؛ پیروی و همراهی است. امام حسن علیه السلام میفرماید:
«... ای مردم! معاویه گمان میکند، من او را به خلافت سزاوارتر از خود دانستم که با او صلح کردم؛ معاویه دروغ میگوید، در کتاب خدا و طبق فرموده رسول برگزیده او، من از خودِ مردم به آنان اولیترم؛ به خدا سوگند! اگر از من پیروی و مرا یاری میکردند؛ آسمان قطرات )خیر و برکت( خود را بر ایشان احسان و زمین، برکت خود را برایشان عیان میگردانید».(1)
در این فقرات، امام حسن علیه السلام، سبب خودداری از اقدام عملی را عدم پیروی و همراهی جمعی مردم خواندهاند؛ درباره امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف هم، روشن است همانطور که تمامی ائمه، خودداری از حضور و اقدام عملی در راستای اهداف حکومت را عدم همراهی و حضور یاران، معرفی کردهاند، یکی از علل مطرح شده، برای غیبت، آمادگی مردم برای پذیرش آن حکومت بوده است و اینکه واقعاً از ایسمها و روشهای دیگر مأیوس شوند و با آغوش باز، حکومت الهی اهلبیت علیهم السلام را بپذیرند؛ ولی از این دلیل کلی ـ که برای غیبت امام زمان علیه السلام وجود دارد ـ برخی از کلمات نورانی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز بر این مطلب تأکید دارد از جمله در نامهای فرمودند:
« لَوْ أَنَّ أَشْیاعَنَا وَفَّقَهُمُ اللَّهُ لِطَاعَتِهِ عَلَی اجْتِمَاعٍ مِنَ الْقُلُوبِ فِی الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ عَلَیهِمْ لَمَا تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْیمْنُ بِلِقَائِنَا وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعَادَه بِمُشَاهَدَتِنَا عَلَی حَقِّ الْمَعْرِفَه وَ صِدْقِهَا مِنْهُمْ بِنَا فَمَا یحْبِسُنَا عَنْهُمْ إِلَّا مَا یتَّصِلُ بِنَا مِمَّا نَکْرَهُهُ وَ لَا نُؤْثِرُهُ مِنْهُم» «اگر شیعیان ما ـ که خداوند بر طاعتش، موفقشان دارد ـ همدل و همرأی میشدند ـ که بر عهدی که بر گردن آنهاست، عمل کنند ـ هرگز سعادت دیدار ما از آنان به تأخیر نمیافتاد و )اگر عمل میکردند( رستگاری با دیداری برخاسته از شناخت واقعی راستین درباره ما به سوی آنان میشتافت». (2)
اینجا گفتگوی دیدار شخصی مطرح نمیشود؛ زیرا اینگونه ملاقات به شرط همدلی و وفای به عهدِ جمعی افراد، صورت نمیگیرد و در طول غیبت، ملاقاتهایی ـ علیرغم رفتار جمعی مردم ـ صورت گرفته است.
بلکه این دیدارِ همراه با شناخت و اجرای حقوق مشترک امام و مردم، ، پس از ظهور و با تحقق اراده جمعی شیعیان و مردم صورت میگیرد، همانطور که امام حسن علیه السلام دارای یاران خاص محدودی بودند و حتی بیشتر مردم، توفیق دیدار ظاهری با ایشان را داشتند؛ ولی با کوتاهی )در عمل( که در برابر امام و موقعیت احتمالی و سیاسی خود انجام دادند ـ از حضور بامعرفت و راستین نزد امام، محروم بودند و حضورشان، بدون تأثیر، سودرسانی و وظیفهشناسی بود.
در روایت دیگری آمده است:
«أَنَّ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو مِنْ حُجَّه لِلَّهِ وَ لَکِنَّ اللَّهَ سَیعْمِی خَلْقَهُ مِنْهَا بِظُلْمِهِمْ وَ جَوْرِهِمْ وَ إِسْرَافِهِمْ عَلَی أَنْفُسِهِم» «بدانید زمین از حجت خدا خالی نمیشود؛ ولی امام خداوند بر اثر ستم و اسراف بر نفس (گناهان) مردم را از دیدن او کور و محروم خواهد نمود».(3)
همانگونه که در رویات آمده، حجت الهی هست؛ ولی مردم، او را نمیبینند هر چند دیدن ظاهری و دیدن باطنی، متفاوت است؛ ولی وجه مشترک، همان ندیدن و به چشم نیامدن است؛ حجت در زمان امام حسن علیه السلام، خود ایشان بودند؛ ولی مردم او را در جایگاه حجت ندیدند؛ بنابراین به عملکرد او اعتراض داشتند؛ هوا و هوس و راحت طلبی باعث شد، هم به جنگ و هم به صلح او اعتراض کردند و از این غافل شدند که او، حجت است و باید گفتار و رفتار او، الگو باشد، نه سخنان و کردارهای نادرست مردم؛ چه بسا ما در زمان غیبت با اعتراض قلبی یا عملی درباره سکوت، غیبت ظاهر و طولانی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در همان حالت قرار گیریم؛ ما باید بدانیم که حجت الهی هست و عملکرد خود را با تمام ظرفیت خواهد داشت و هر مشکلی هست از گفتار و رفتار ماست؛ پس نباید بر مصالحی که خداوند بر دست ایشان اجرا میکند، معترض باشیم.
از دیدگاه قرآن هم، گناه و ستمکردن، مهمترین مانع نزول برکات است «وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَی آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَیهِم بَرَکَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالأَرْضِ »«اگر مردم شهرها و آبادیها، ایمان میآوردند و تقوا پیشه میکردند به طور حتم بر آنها برکتهایی از آسمان و زمین میگشودیم».
چه ایمان و تقوایی، بالاتر از ایمان به ولایت اهلبیت علیهم السلام؛ چه حقی، بالاتر از حق امامت و ولایت و چه ستمی، بالاتر از ستم در حق ولایت و حکومت اهلبیت علیهم السلام (از درجه بالای آن، یعنی غصب این حق گرفته، تا هر عملی که باعث تأخیر در احقاق این حق شود).
البته در روایات تفسیری نیز، این آیه به ظهور، تأویل برده شده است که در آن دوران به سبب تقوای مردم، برکات و نعمات مادی و معنوی زیاد میشود و شیعیان و مؤمنان به کرامات علمی و عملی فراوان دست مییابند.(4)
این، شبیه همان فرمایش نورانی امام حسن علیه السلام است که اگر مردم، همراهی میکردند، برکات و آثار فراوان (مادی و معنوی) خلافت و حکومت مرا میدیدند؛ ولی چون مردم به کوتاهی، ستم و عدم وفای به عهد، روی آوردند، دچار ناامنی، فقر و جنگهای شدید شدند.
در دوران غیبت هم در عمل، مردم از حکومت اهلبیت علیهم السلام، دستورالعملها و آیین نورانی آنها فاصله گرفتهاند و خود را با وجود صنعت، تکنولوژی و مکاتب فکری جدید از آن بینیاز دیدند؛ بنابراین به مفاسد فراوان، ناامنی و فقر گرفتار آمدند.
تفاوت شرایط اجتماعی
2. محور دوم، تفاوت شرایط اجتماعی اهلبیت علیهم السلام در مقابله با طاغوتها
همان طورکه امام حسن علیه السلام بر لزوم اطاعت مردم از ایشان، تأکید میکنند و میفرمایند: «آنچه من انجام دادم به صلاح و خیر شماست»
مردم را به این نکته هم، متوجه میکنند که در همه دورانها، این صلح مصلحتی، انجام نخواهد شد؛ در واقع امام، این پدیده را استثنا میدانند که بر اساس شرایط به وجود آمده است و با تغییر شرایط به همان اصل سازش ناپذیری و مقابله همه جانبه با طاغوتها، باز خواهند گشت هر چند نوع صلح امام هم، سازش نبوده است و در واقع، حفظ اصل اسلام و مسلمین بوده، بنابراین امام مجتبی علیه السلام در جایی میفرمایند:
«هیچ احدی از ما ائمه نیست، مگر آنکه بر گردن او، بیعت طاغوت زمان است )و حفظ این بیعت( بر او لازم میباشد تا به وسیله آن، جان، آبرو و خونهای شیعیان را حفظ کند به جز، قائم آل محمد عجل الله تعالی فرجه الشریف که عیسی روح الله علیه السلام پشت سر او نماز میخواند ... و اینکه بر آن حضرت، واجب نیست، بیعت کند؛ زیرا خدای عزوجل، ولادت آن حضرت را پنهان و سخن مبارک ایشان را پوشیده میدارد تا بر گردن او، بیعت کسی نباشد و وقتی نهمین اولاد برادرم حسین علیه السلام بیرون آید؛ پروردگار جلیل، عُمر آن زبده رسول جمیل را در ایام غیبت، طولانی میگرداند و هنگامی که، وقت ظهور و خروج آن حضرت رسد، خداوند یکتا، آن قائم آل محمد عجل الله تعالی فرجه الشریف را به صورت جوانی، کمتر از سن چهل سالگی، ظاهر گرداند تا بر مردم مشخص شود که خدای عالم بر همه چیز توانا و حاکم است».(5)
(1) . احتجاج طبرسی، ترجمه غفاری مازندرانی؛ ج3، ص92 و 93.
(2) . احتجاج طبرسی، ص498 ح2،
(3) . الغیبه نعمانی، باب دهم، ص141.
(4) . ر.ک. مختصر بصائر الدرجات؛ ص36 و بحارالانوار؛ ج25، ص80، ب37، ح6 و الخرائج؛ ج2، ص848.
(5) . احتجاج طبرسی، ترجمه غفاری مازندرانی؛ ص93 و 94.
جواد اسحاقیان درچه ـ دوماهنامه امان شماره 13