«وَاللّهُ خَیرُ الْمَاکِرِینَ» «و از همه کس، خدا بهتر مکر تواند کرد».(1)
گمان نکن که پس از محکم شدن ریشه گناهان، انسان بتواند، توبه نماید یا آنکه بتواند به شرایط آن، قیام کند؛ پس بهار توبه، ایام جوانی است که بار گناهان، کمتر و کدورت قلبی و تاریکی باطنی، ناقصتر و شرایط توبه، آسانتر است.
در پیری، حرص، طمع، دوستی مقام، ثروت و درازی آرزو بیشتر است. و این مطلب به تجربه رسیده است و حدیث شریف نبوی، شاهد بر آن است؛ گیرم انسان بتواند در ایام پیری به این امر قیام کند؛ از کجا به پیری برسد و اجل موعود، او را در سن جوانی و در حال اشتغال به نافرمانی نرباید و به او مهلت دهد؟ کمیاب بودن پیران، دلیل است که مرگ به جوانان نزدیکتر است؛ در شهری 50000 نفری، 50 نفر پیر 80 ساله به چشم نمیخورد.
پس ای عزیز! از نیرنگهای شیطان بترس و دوری کن و با خدای خود حیله مکن که 50 سال یا بیشتر، شهوترانی میکنم و هنگام مرگ با کلمه استغفار، جبران گذشته مینمایم، اینها خیال خام است.
اگر در حدیث دیدی یا شنیدی که حقتعالی بر این امت، لطف فرموده، توبه آنها را تا قبل از دیدن آثار مرگ، قبول میفرماید، درست است؛ ولی هیهات که در آن وقت، توبه میسر شود! مگر توبه، لفظ است؟ قیام به امر توبه، زحمت دارد؛ عزم بر برگشت نکردن به سوی گناهان، ریاضتها و سختیهای علمی و عملی دارد وگرنه کمتر اتفاق میافتد که انسان به فکر توبه بیفتد یا موفق به آن شود یا اگر شد، بتواند به شرایط درستی و قبول آن یا به شرایط کمال آن، قیام کند؛ چه بسا قبل از فکر توبه یا عملی کردن آن، اجل مهلت ندهد و انسان را با بار گناهان سنگین و تاریکی بی پایان گناهان از این نشئه منتقل نماید، آن وقت، خدا میداند به چه گرفتاریها و بدبختیها دچار میشود.
جبران گناهان در آن آخرت به فرض که شخص اهل نجات و عاقبت امرش به خیر باشد، کار آسانی نیست؛ فشارها، زحمتها و سوختنهایی به دنبال دارد تا انسان، لایق شفاعت شود و مورد رحمت ارحم الراحمین گردد.
پس ای عزیز! هر چه زودتر دامن (همت) به کمر بزن؛ عزم را محکم و اراده را قوی کن و از گناهان تا در سن جوانی هستی یا در قید حیات میباشی، توبه کن و مگذار فرصت خداداد از دستت برود و به فریبهای شیطان و نیرنگهای نفس اماره اعتنا مکن.
همچنین به نکته مهمی باید توجه داشت و آن، این است که شخص توبه کننده، پس از توبه نیز، آن صفای باطنی روحانی و نور خالص فکری، برایش باقی نمیماند چنانچه اگر صفحه کاغذی را سیاه کنند و باز بخواهند، جلا دهند؛ البته به حالت جلای اولی برنمیگردد یا ظرف شکسته را اگر اصلاح کنند، باز به شکل اول در نخواهد آمد؛ خیلی فرق است، میان دوستی که در تمام مدت عمر با صفا و خلوص با انسان رفتار کند با دوستی که خیانت کند و پس از آن، عذر خواهی نماید، افزون بر آن، کمتر کسی است که بتواند به وظایف توبه درست قیام نماید.
پس باید انسان تا حد ممکن، نافرمانی نکند که اصلاح نفس، پس از اِفساد، مشکل است و اگر خدای نخواسته، گرفتاری پیدا کرد هر چه زودتر در صدد علاج برآید که هم، فساد کم زود اصلاح میشود و هم کیفیت اصلاح، بهتر میگردد.
ای عزیز! با بیاعتنایی و سرسری از این مقام مگذر، تدبر و تفکر در حال خود و عاقبت امر خویشتن کن و به کتاب خدا، احادیث خاتم انبیا و ائمه هدی علیهما السلام، کلمات علمای امت و حکم عقل، رجوع نما و این در را ـ که کلید همه درهاست ـ به روی خود بگشا و در این منزل ـ که عمده منازل انسانیت است ـ وارد شو و به آن اهمیت بده و از آن مواظبت کن و از خدای تبارک و تعالی، توفیق بدست آوردن مطلوب را بخواه و از روحانیت رسول اکرم و ائمه هدی علیهما السلام یاری جو و به ولی امر و ناموس دهر، حضرت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف پناه ببر؛ البته آن بزرگوار از ضعفا و بازماندگان دستگیری میفرماید و بیچارگان را دادرسی مینماید.(2)
--------------------------------------------------------------------------------
(1) . سوره آل عمران، آیه 54.
(2) . چهل حدیث؛ امام خمینی رحمه الله علیه، ص272 ـ 274.
دوماهنامه امان شماره 13