نشریات و مجلات چاپی

مدرسه و پایگاه های علمی
مدرسه مجازی مهدویت
نشریه امان فعالیت خود را از سال ... آغاز کرده است. هم‌اکنون 348 نفر با این مجموعه مرتبط هستند.

وهابیت (قسمت چهارم)

بعد از پیامبر، شخصی كه منصوب الهی است به وسیله پیامبر به مردم معرفی شده است، مردم باید از او اطاعت كنند و ملاك خوب و بد بودن یا اهل تقوا بودن، پیروی از پیامبر و گفتارهای ایشان و جانشینان آن حضرت است، نه این‌كه ملاك، مصاحبت با پیامبر یا درك زمان پیامبر و اصحاب او باشد.
در قسمت گذشته معنای اصطلاحی سلف و منشأ این اصطلاح بیان شد و گفتیم كه مطابق نگاه قرآن و روایاتی كه از پیامبر گرامی اسلام و ائمه معصومین وارد شده است برتری انسان‌ها بر یكدیگر ریشه در تقوا دارد نه تقدم زمانی و نزدیكی به عصر پیامبر گرامی اسلام چه بسا كسانی كه در كنار پیامبر بودند اما منافق بودند و دلیل صحت این مدعا نزول سوره منافقون درباره آنان است آن‌جا كه فرمود : «چون منافقان نزد تو آیند گویند: گواهی می‌دهیم كه تو واقعاً پیامبر خدایی». و خدا ]هم[ می‌داند كه واقعاً پیامبر او هستی، و خدا گواهی می‌دهد كه مردم دو چهره سخت دروغگویند سوگند‌های خود را [چون] سپری بر خود گرفته و [مردم را] از راه خدا باز داشته‌اند راستی كه آنان چه بد می‌كنند … [ای پیامبر] از آنان بپرهیز؛ خدا بكشدشان تا كجا [از حقیقت] انحراف یافته‌اند» سپس خداوند به پیامبر خود می‌فرماید: «برای آنان یكسان است: چه برایشان آمرزش بخواهی یا برایشان آمرزش نخواهی، خدا هرگز ایشان را نخواهد بخشود. خدا فاسقان را راهنمایی نمی‌كند.
به شهادت صریح آیات قرآن این منافقان از كسانی هستند كه پیامبر را درك كرده و با او هم‌صحبت شده‌اند و اقرار به نبوت او داشته‌اند و در بعضی موارد در كنار پیامبر بوده‌‌اند اما در دل، نبوت پیامبر را انكار می‌كردند.
بعد از آن بیان شد كه حدیث ولایت، حدیث‌ دار، و حدیث غدیر نشان از این است كه اهل بیت و در رأس آن‌ها حضرت علی علیه السلام سر سلسله جنبان هدایت بعد از پیامبر هستند حتی در مورد حدیث غدیر ادعای تواتر شده است هم در میان شیعه و هم در میان اهل سنت و اینك ادامه بحث.
ترمذی بعد از نقل حدیث غدیر در‌ باب مناقب علی بن ابی طالب علیه السلام می‌گوید: این، حدیثی حسن و صحیح است». از علمای بزرگ اهل سنت از جمله حاكم نیشابوری در مستدرك حاكم؛ ج3، ص109؛ ابن كثیر در البدایه و النهایه، ج5، ص288؛ آلوسی در روح المعانی، ج6، ص61؛ ابن حجر عسقلانی در فتح الباری، ج7، ص61؛ ابو حامد غزالی در سرّالعالمین، ص21، ذهبی در «طرق حدیث من كنت مولاه» و ... بر صحت این حدیث، اعتراف كرده‌اند.
حدیث ولایت را مسند احمد، ج4، ص438؛ ج5، ص356، ج1، ص330 و مسند طیالسی در ص360 رقم 2752؛ صحیح ترمذی، ج5، ص356 و ... آورده است. همچنین مضمون حدیث‌دار نیز در تاریخ الذهبی (ص144 و 145) تلخیص الشافی (ج2، ص57) الكامل ابن اثیر (ج2، ص62) و ... آمده است.
افزون بر این‌ها، روایات و آیات دیگری نیز هست كه مؤید این مطلب است كه بعد از پیامبر، شخصی كه منصوب الهی است به وسیله پیامبر به مردم معرفی شده است، مردم باید از او اطاعت كنند و ملاك خوب و بد بودن یا اهل تقوا بودن، پیروی از پیامبر و گفتارهای ایشان و جانشینان آن حضرت است، نه این‌كه ملاك، مصاحبت با پیامبر یا درك زمان پیامبر و اصحاب او باشد.

با فرض این‌كه حدیث نقل شده، به‌وسیله سلفیه در اثبات عقاید خود ـ این‌كه مردم سه قرن نخست امت اسلامی، برترین‌های امت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله هستند ـ حدیث درستی باشد ـ هر چند مخالف صریح آیات قرآن از جمله سوره منافقون است ـ به این بیان می‌رسیم كه چه چیزی، باعث برتری آنها شده است.
آقای «دكتر محمد سعید رمضان البوطی» در این زمینه می‌گوید: بی‌تردید سبب این برتر بودن، آن است كه مسلمانان این سه قرن نخستین ـ طبق نظر اهل سنت و سلفیه ـ بدون واسطه یا با یك و دو واسطه به معارف ناب، عقاید اسلامی و اصول دین دسترسی داشتند و از هرگونه تحریف، توهمات و شائبه‌های بدعت به دور بوده‌اند و یا حداقل، كمتر بوده‌اند، همان‌طور كه حدیثی را كه صحیحین (بخاری و مسلم) از انس بن مالك نقل كرده‌اند كه پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرموده است: «... هیچ زمانی بر شما فرا نمی‌رسد، مگر این‌كه زمان بعدش از آن، بدتر است». به این معنی نیست كه تك ‌تك افراد زمان‌های بعد، انسان‌های بدی هستند و هیچ راه نجاتی برای آن‌ها نیست در این صورت، بقای اسلام و مسلمان بودن معنی نداشت؛ پس معنای سخن پیامبر صلی الله علیه و آله ، این است كه زمان، زمان بدی است، نه این‌كه تك تك افراد زمان‌های بعد، انسان‌های بدی باشند كه اگر كسی چنین برداشتی كند، نشان از كوته فكری و جمود اوست.
او می‌گوید: طبق حدیثی ـ كه ترمذی، ابن ماجه و ابوداوود به طرق متعدد و به صورت مرفوع ، آن را روایت كرده‌اند ـ رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «... بنی اسراییل پس از موسی به هفتاد ‌و ‌دو فرقه تقسیم شدند و امت من نیز، پس از من به هفتاد و سه فرقه تقسیم می‌شوند كه همه، جز یك فرقه، در آتشند». گفتند: آن فرقه كدام است؟ فرمود: «آنچه من و اصحابم بر آن هستیم». (این حدیث، بدین لفظ، حدیث مرفوعِ عبدالله بن عمرو به روایت ترمذی است؛ در سند این روایت، نام عبدالرحمن‌بن‌ زیاد‌ افریقی وجود دارد كه بیشتر علمای حدیث، او را تضعیف كرده‌اند).
البته این مهم به نحوی كه با تمسك به كتاب خدا و هدایت یافتن به سنت رسول او هماهنگ باشد، ممكن نمی‌شود، مگر با پایبندی به «پیروی از جانشینان معصوم و پیامبر اسلام» و چنگ زدن به این ریسمان الهی، زیرا پیروی از اصحاب، فقط به این سبب كه آنان در ترتیب زمانی، پیشینیان این امت بودند، نه مقصود پیامبر است و نه مطلوب.
به اعتقاد شیعه در حال حاضر ـ كه دوران غیبت كبراست ـ فهم هر كدام از كتاب (قرآن) و سنت، نیازمند شیوه معینی است كه در قواعد، متجلی است و ناگزیر باید در تفسیر متون دینی، ایجاد هماهنگی و سازگاری میان آنها در صورت تعارض و اختلاف، مبنای عمل قرار گیرد.
آقای دكتر محمد سعید رمضان البوطی در نقد این تفكر وهابیت كه باید به كلمات و جزو به جزو الفاظ اصحاب، تابعین و تابعینِ تابعین، عمل كرد بدون این‌كه تأویل یا تفسیر شوند، می‌گوید: پیروی از سلف این نیست كه در مقید شدن به ظاهر جزو به جزو الفاظ و كلماتی كه آنان ادا كرده‌اند، یا مقید شویم به موضع‌گیری‌های خاص و موردی كه آنان در پیش گرفته‌اند، شویم؛ چرا كه آنان خود نیز، چنین كاری را انجام ندادند ـ بلكه فقط، در رجوع به قواعدی است كه آنان در تفسیر و تأویل متون دینی، معیار و میزان قرار داده بودند و نیز به اصولی كه آنان برای اجتهاد، تأمل و استدلال در اصول و احكام داشتند.
مراجعه به این اصول و قواعد، وظیفه مسلمانان در همه عصرهاست و نمی‌شود گفت، رجوع به آن‌ها و قاعده‌مند شدن بر اساس آن‌ها، فقط وظیفه یك نسل است، نه نسل‌های پس از آن، بلكه این، مبنای مشترك و ریسمان واحدی است كه همه گروه‌های مسلمان را ـ با تفاوت زمان‌ها و مكان‌هایی كه در آن زندگی می‌كنند ـ بر محور خویش جمع می‌كند و در این موضوع، سلف با خَلَف، هیچ تفاوتی ندارد؛ با این بیان، اشتباه است كه به كلمه «سلف» متوسل شویم و از آن، اصطلاحی جدید بسازیم كه در تاریخ شریعت اسلامی و اندیشه اسلامی، امری نوظهور است و آن را كه چیزی، جز سلفی‌گری نیست، عنوانی مشخص و جدا كننده قرار دهیم به‌گونه‌ای كه در ذیل آن، فقط گروه معینی از مسلمانان، جای گیرند؛ گروهی كه برای خود به تنهایی از این عنوان، مفهومی خاص برداشت می‌كنند و در آن بر فلسفه‌ای متمایز از دیگر فلسفه‌ها، استناد می‌ورزند؛ این گروه به موجب همین فلسفه و همین برداشت در ردیف دیگر گروه‌ها و فرقه‌های اسلامی در قالب یك فرقه و گروه اسلامی جدید، خود‌نمایی می‌كنند؛ گروهی كه با افكار و تمایلات خود از دیگر مسلمانان جدا می‌شوند و با این كار، نه فقط وحدت فرقه ایجاد نشده، بلكه فرقه‌ای بر فرقه‌های موجود، اضافه گشته است؛ بلكه حتی اگر بگوییم، اختراع این اصطلاح با مضامین تازه آن، بدعتی نوظهور در دین است كه نه سلف این امت با آن آشنایی داشته‌اند و نه خلف پایبند به روش آن هستند، باز هم از حقیقت، گام فراتر ننهاده‌ایم.

. سوره منافقون، آیات 1 الی 8.
. صحیح ترمذی؛ ج2، ص298.
. سلفیه بدعت یا مذهب، ترجمه حسین صابری؛ ص20.
. حدیث مرفوع از نظر شیعه حدیثی است كه قطعی سند دارد به عبارتی همان حدیث مرسل است لكن تصریح به رفعش شده است و از نظر اهل سنت، حدیثی است كه به پیامبر می‌رسد.
. ر.ك. تهذیب التهذیب؛ ج6، ص173 و سلفیه بدعت یا مذهب، ترجمه حسین صابری؛ ص21 و 22.
. گذشته از این‌كه در صحت این حدیث، جای تردید است؛ زیرا امت اسلامی در طول تاریخ به بیش از هفتاد و سه فرقه، تبدیل شده است و مؤید آن، رجوع به كتب تاریخ می‌باشد؛ مسلّم است كه یكی از این فرقه‌ها، ناجی هستند و آن هم، فرقه‌ای است كه در پیروی از پیامبر و جانشینان معصوم، كوتاهی نكرده، همواره در این صراط مستقیم، گام نهاده است. چنانكه در روایات هم آمده كه پیامبر فرقه نجات یافته را فرقه‌ای گفته‌اند كه به قرآن و عترت تمسك می‌یابند. (كفایه الاثر، ص153).
. سلفیه بدعت یا مذهب، محمد سعید رمضان البوطی، ترجمه دكتر حسین صابری، ص23 و 24.
آخرین ویرایش
در 1394/10/5 18:13 توسط فاطمه کاظمی

مطالب پربازدید را ببینید
و یا به فهرست بازگردید.

بازگشت به ابتدای صفحه

تلفن
نشانی
02188998601
تهران، خیابان انقلاب، تقاطع قدس و ایتالیا، پلاک 98
پیامک
30001366