گفتیم، به پیشنهاد اهالی مسجد، قرار شد درباره برخی انحرافات در زمینه مهدویت جلساتی تشكیل شده و استاد حقیقتگو سلسله مباحثی در اینباره داشته باشد. در این قسمت صحبتهای ایشان را درباره اهداف و فوائد طرح بحث مدعیان، پی میگیریم.
چهارمین فایده؛ حق محوری یا شخص محوری
میان افرادی كه ادعاهای بیهوده داشتهاند، افرادی هم وجود دارند كه انسانهای دانشمند و برجستهای به نظر میرسیدند برای مثال شلمغانی ـ كه جزو مدعیان دروغین نیابت و بابیت میباشد ـ كتابهایی نوشته است و حتی برخی از این مدعیان به ظاهر جزو اصحاب ائمه قلمداد میشدند مثلاً حسن شریعی، یكی از اصحاب امام هادی علیه السلام و امام حسن عسكری علیه السلام بود و محمد بن نصیر نمیری و احمد بن هلاك كرخی را مردم از اصحاب امام حسن عسكری علیه السلام میدانستند؛ ولی بدفرجام گردیدند و در اثر ادعاها و كارهای ناشایست، از سوی امام زمان(عج) لعن شدند؛ پس اگر در زمان ما نیز، برخی از دانشمندنماها منحرف شوند و ادعای بیهودهای داشته باشند، نباید روحیه خویش را ببازیم؛ بلكه آشنایی با این نمونههای تاریخی، ما را به این نتیجه میرساند كه به جای شخصمحور بودن باید حق محور باشیم؛ امام علی علیه السلام در اینباره به حارث همدانی ـ كه به اختلاف مردم در حقانیت خلفا یا علی علیه السلام ، دچار شبهه شده بود ـ فرمود: «ان دین الله لایعرف بالرجال بل بآیه الحق فاعرف الحق تعرف اهله»؛ دین خدا به شخصیت و موقعیت افراد شناخته نمیشود؛ بلكه به نشانه حق شناخته میگردد؛ پس حق را بشناس، اهلش را خواهی شناخت.»
راه شناخت حق
وقتی سخنان استاد به اینجا رسید، خانم احمدی گفت: استاد! به نظر میرسد، بسیاری از كسانی كه فریب این قبیل افراد دروغگو را میخورند، نمیدانند حق را چگونه تشخیص دهند، لطفاً در این زمینه توضیح دهید.
آقای حقیقتگو گفت: پرسش خوبی است. بله، همینطور است به این سبب، گروهی از مردم، فریب شیادان را میخورند كه به قیافه و ادا و اطوار آنها نگاه میكنند و به گمان اینكه، آنها حق را میگویند، جذب آنها میشوند و شما ـ كه دلسوز جامعه هستید ـ باید درباره چگونگی تشخیص حق از باطل با ابزارها و شیوههای گوناگون اطلاع رسانی كنید؛ حالا بنده برخی از نكات را برای تشخیص حق از باطل یادآوری میكنم:
1. عقل، نعمت بزرگ خداوند والا است كه به انسان، ارزانی داشته است و بنا به فرمایش امام كاظم علیه السلام ، حجت باطنی است و به تعبیر امام علی علیه السلام ، راهنمای مؤمن و پیامآور حق است و طبق فرمایش امام باقر علیه السلام ، مصیبتی مانند بیعقلی نیست. همانطور كه میدانید، قرآن هم به خردورزی تأكید فراوانی دارد؛ پس همانگونه كه باید در خصوص حق یا ناحق بودن اصل دین، عقل، داور باشد ـ و به قول معروف، اصل دین تقلیدی نیست ـ درباره حق یا باطل بودن ادعاهای افراد نیز عقل، داور خوبی خواهد بود، بدین معنی كه اگر ادعاهای مدعیان دارای تناقض باشد، عقل به بطلان ادعاهای او حكم میكند و «وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَیرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِیهِ اخْتِلاَفًا كَثِیرًا» «اگر قرآن از طرف غیر خدا (ناحق) بود هر آینه در آن اختلاف فراوان مییافتند.»
2. مطابقت با آموزههای دینی (آیات و روایات)، دلیل بر حقانیت و مخالفت با آنها، دلیل بر بطلان ادعا است. برای مثال بر اساس آموزههای یاد شده، پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله، خاتم پیامبران است و پیامبری بعد از ایشان نخواهد آمد، حال اگر كسی مدعی شود، پیامبر است، ادعایش باطل است همچنین طبق روایات فراوان، مهدی موعودج)، فرزند امام حسن عسگری علیه السلام است و قابل انطباق هیچ كس دیگر نیست؛ پس اگر كسی، خود را مهدی موعود معرفی كند، باطل بودن ادعایش روشن است.
3. كسانی كه بر محور حق حركت میكنند، هرگز مردم را به خود نمیخوانند؛ بلكه دعوتشان به سوی خدا و بندگی در پیشگاه اوست، چنان كه حضرت عیسی به خداوند عرض میكند: «ما قلت لهم الا ما امرتنی به ان اعبدو الله ربی و ربكم؛ من به مردم چیزی نگفتم، جز آنچه به آن امر كردهای ]و آن[ اینكه خدا را ـ كه پروردگار من و شما است ـ عبادت كنید.»
4. دادن دستورات غیر شرعی مانند اوراد، اذكار و انجام دادن برخی از اعمال و ریاضتهایی كه در منابع دینی معتبر نیست، گویای آن است كه فردی كه چنین دستورهایی را صادر میكند در مسیر شیطانی و باطل قرار دارد.
5. گاهی مریدان مدعیان دروغین، انجام دادن امور غیر عادی مانند خواندن ذهن افراد، خبر دادن از امور پنهانی و … را به آنها نسبت میدهند در این مواقع باید توجه كنیم، ممكن است، دروغ باشد، علی علیه السلام میفرماید: «هان! میان حق و باطل، جز چهار انگشت فاصله نیست … باطل آن است كه بگویی، شنیدم و حق آن است كه بگویی، دیدم.» تجربه هم ثابت میكند كه مریدان برای مهم جلوه دادن مراد خود درباره آنها گزافه گویی میكنند.»
در اینجا آقای حسینی گفت: استاد! به ظاهر، برخی از چیزهایی كه به آنها نسبت میدهند، درست است در اینباره چه میفرمایید؟
استاد با لحنی طنزآلود پاسخ داد: نكند شما یكی از مریدان آنها باشید كه این طور از آنها دفاع میكنید؟
آقای حسینی هم با خنده گفت: شاید یكی از مدعیان باشم، امروز كه مدعی بسیار است، ما هم یكی از آنها باشیم چه چیزی از آنها كم داریم.
در ادامه آقای حقیقتگو گفت: آقای محترم! آنچه فرمودید، درست است و ممكن است، برخی از این افراد با آموزشها یا ریاضتهایی كه كشیدهاند، برخی از كارها را انجام دهند كه بسیاری از مردم از انجام دادن آن ناتوانند؛ ولی انجام دادن اینكار، دلیل بر حقانیت نیست، چنانچه سامری گوسالهای از طلا ساخت كه دیگران از ساختن آن عاجز بودند؛ ولی این كار او، دلیل بر حقانیت او نبود همچنین مرتاضهای هندی در اثر ریاضت، كارهای شگفتی انجام میدهند كه حتی بسیاری از این مدعیان نیز، حقانیت آنها را قبول ندارند.
نكته دیگر، این است كه كسانی كه دارای مقامات معنوی و الهی بودهاند، هرگز از مردم، توقع مادی نداشتند برای مثال، پیامبران الهی به مردم میگفتند: «وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَیهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِی إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِینَ» اما مدعیان دروغین، معمولا برای به دست آوردن دارایی مردم بهویژه مریدان خود كیسه دوختهاند و به بهانههای گوناگون از آنان پول و … دریافت میكنند و گروهی هم به سبب سادگی، ثروت خود را در اختیار آنان قرار میدهند.
7. نكته بعدی، این است كه توجه به ویژگیهای فردی این افراد، بسیار مهم است؛ زیرا آنها معمولا، بیتقوا، مقام پرست، شهوتان، زراندوز، دارای مفاسد اخلاقی و … هستند و همین ویژگیها، بیانگر باطل بودن ادعای آنها، مبنی بر داشتن مقامات معنوی الهی است.
8. معیار بعدی در حقانیت یا بطلان ادعاهای این اشخاص، این است كه شیادان برای رسیدن به اهداف شوم خود و جذب مریدان بیشتر، ممكن است هر از گاهی، موضع خود را عوض كنند و ادعاهای خود را تغییر دهند برای مثال ممكن است، گاهی خود را موافق با نظام جمهوری اسلامی نشان دهند تا افراد متدین را جذب كنند؛ ولی پس از مدتی در اثر تحریك عوامل خارجی و برای مهم شدن خود با جمهوری اسلامی مخالفت نمایند.
9. همچنین باید دقت كرد كه دوستان نزدیك و اطرافیان این افراد چه كسانی هستند، چرا كه رسول اكرم صلی الله علیه و آله میفرمایند: «المرء علی دین خلیله فلینظر احدكم من یخالل؛ آدمی به آیین دوست خود است». پس هر یك از شما مواظب باشد با چه كسی دوستی میكند. امام علی علیه السلام نیز میفرمایند: «الاصدقاء نفس واحده فی جسوم متفرقه؛ دوستان، یك روح در چند پیكرند» از سلیمان پیامبر نقل شده است كه فرمود: «درباره شخص، قضاوتی نكنید تا اینكه بنگرید با چه كسی همنشینی (دوستی) میكند، چرا كه انسان با دوستان و نزدیكانش شناخته میشود و به دوستان و برادرانش، نسبت داده میشود.
10. آخرین مطلبی كه در این قسمت به نظر میرسد، این است كه با توجه به اینكه مدعیان، معمولا انسانهای زیرك و پیچیدهای هستند و چه بسا برای ادعاهای خود به آیات قرآن و روایات استناد میكنند و آنها را با تفسیر به رأی، موافق ادعای خود معرفی مینمایند؛ شناخت واقعیت آنان، كاری دشوار و تخصصی است؛ پس عقل حكم میكند، همانطور كه برای تشخیص طلای خالص از بدلی و جنس اصیل از غیر اصیل و نامرغوب از كارشناسان و اهل خبره كمك میگیریم، باید برای شناخت درستی یا نادرستی سخنان و ادعاهای این افراد نیز به متخصصان دینی شناخته شده و مورد اعتماد حوزه بهویژه علما و مراجع معظم تقلید مراجعه كنیم وگرنه ممكن است، فریب سخنان فریبنده آنان را بخوریم و به دام آنها گرفتار شویم.
نكات دیگری هم در اینباره وجود دارد كه برای پرهیز از دراز شدن این گفتوگو از آنها صرف نظر كرده و تأكید میكنم كه مطمئنترین راه برای تشخیص حق از باطل، مراجعه به متخصصان و دانشمندان مورد اعتماد است.
انواع ادعاهای مدعیان
استاد ادامه داد: مدعیان دروغین معمولا به یك ادعا بسنده نمیكنند و انواع ادعاهای عجیب و غریب دارند كه برخی از آنها را میآوریم؛
1. ارتباط با ائمه به صورت مشاهده در بیداری یا خواب
2. ارتباط با عالم غیب و ملكوت
3. برخورداری از شعور آسمانی، دانش باطنی و داشتن انرژی عوالم هستی
4. طالع بینی، كف بینی، ستاره شناسی و …
5. مستجاب الدعوه بودن
6. داشتن موكل، همزاد و …
7. ارتباط با جنها و ارواح
8. داشتن توان شفابخشی به بیماریهای صعبالعلاج از راه انرژی درمانی و …
9. آگاهی از غیب و حوادث آینده
10. داشتن ولایت تكوینی
11. آشنایی با خواص انواع سنگها، گلها و …
12. توانایی سخن گفتن با نباتات، جمادات و حیوانات
13. با خبر بودن از ذخایر زیرزمینی
14. توانایی حل مشكلات مردم با دادن طلسم
15. بالاتر بودن از مراجع و دانشمندان دینی
16. آگاهی از بطون و رموز قران و احادیث
17. داشتن وكالت، نیابت و مأموریت ویژه از سوی امام زمان(عج)
18. مهدویت
19. نبوت
20. آگاهی از ویژگیهای حروف، اعداد و علوم غریبه
21. طیالارض و طی السماء داشتن و … .
البته گفتوگوهای اصلی ما درباره كسانی است كه ادعاهایشان، مربوط به مهدویت است.
آقای محمدی پرسید: اگر بخواهیم، اطلاعات بیشتری در این زمینه داشته باشیم، چگونه به دست آوریم؟
استاد پاسخ داد: گاهی در روزنامهها و نشریات، مطالبی آورده میشود و آنچه به نظر میرسد، این است كه دیدن سیدی شعبده شیطان و مطالعه ویژهنامهای كه روزنامه جام جم در اسفند ماه 86 با نام «تأملی در عرفانها و شبهه عرفانهای دروغین» (كژ راهه) منتشر كرد هم چنین شماره 6 نشریه پویا و كتاب قبیله حیله اطلاعات خوبی در این زمینه به شما میدهد.
موضوع گفتوگوی بعدی ما، ادلّه پیدایش این ماجراها است.
. فرهنگنامه مهدویت، خدامراد سلیمیان، ص344.
. امام مهدی از ولادت تا ظهور، كاظم قزوینی، ترجمه علی كرمی و سید محمد حسینی، ص290.
. بابیگری و بهاییگری، محمد محمدی اشتهاردی، صص30ـ 33.
. امالی، شیخ مفید، ترجمه حسین استادولی، ص16، ج3 و ر.ك. نهجالبلاغه، حكمت 262 و میزان الحكمه، محمد محمدی ریشهری، ج2، صص473 ـ 474.
. منتخب میزان الحكمه، ص392، ح4387.
. همان، ص390، ح 4377 و 4369.
. همان، ص390، ح4372.
. سوره نساء، آیه 82.
. سوره مائده، آیه 117.
. منتخب میزان الحكمه، ص75، ح790.
. این آیه از زبان حضرت نوح، هود، صالح، لوط و شعیب، در آیات 109، 127، 145، 164 و 180 در سوره مباركه شعرا آمده است.
. برای آگاهی بیشتر به ویژهنامه «تاملی در عرفانها و شبه عرفانهای دروغین» (كژراهه) ـ كه اسفندماه 1386 ضمیمه روزنامه جامجم بود مراجعه بفرمایید.
. منتخب میزان الحكه، ص314، ح3483.
. همان، ح3486.
. التفسیر المعین للواعظین و المتعطین، محمد مویدی، ص363.
احمد حاج قلی ـ دوماهنامه امان شماره 14