و تفكر در این مقام عبارت است از آن كه انسان لااقل در هر شب و روزی مقداری ـ ولو كم هم باشد ـ فكر كند در اینكه آیا مولای او كه او را در این دنیا آورده و تمام اسباب آسایش و راحتی را از برای او فراهم كرده و بدن سالم و قوای صحیحه، كه هر یك دارای منافعی است كه عقل هر كس را حیران میكند، به او عنایت كرده، و این همه بَسْطِ بساط نعمت و رحمت كرده، و از طرفی هم این همه انبیا فرستاده، و كتاب نازل كرده و راهنماییها نموده و دعوتها كرده، آیا وظیفه ما با این مولای مالكالملوك چیست؟
آیا تمام این بساط، فقط برای همین حیات حیوانی و اداره كردن شهوت است كه با تمام حیوانات شریك هستیم، یا مقصود دیگری در كار است؟
آیا انبیاء كرام و اولیا و حكمای بزرگ و عملای هر ملت كه مردم را دعوت به قانون عقل و شرع میكردند و آنها را از شهوات حیوانی، و از این دنیای فانی پرهیز میدادند، با آنها دشمنی داشتند و دارند، یا راه صلاح ما بیچارههای فرو رفته در شهوات را مثل ما نمیدانستند؟
ضرورت عمل به ظاهر شریعت
بدان كه هیچ راهی در معارف الهیه پیموده نمیشود مگر آنكه ابتدا كند انسان از ظاهر شریعت و تا انسان متأدب به آداب شریعت حقه نشود، هیچ یك از اخلاق حسنه از برای او به حقیقت پیدا نشود، و ممكن نیست كه نور معرفت الهی در قلب او جلوه كند و علم باطن و اسرار شریعت از برای او منكشف شود، و پس از انكشاف حقیقت و بروز انوار معارف در قلب نیز متأدب به آداب ظاهره خواهد بود، و از این جهت دعوی بعضی باطل است كه به ترك ظاهر، علم باطن پیدا شود یا پس از پیدایش آن به آداب ظاهره احتیاج نباشد و این از جهل گوینده است به مقامات عبادت و مدارج انسانیت.
عزم و اراده
ای عزیز! بكوش تا صاحب عزم و دارای اراده شوی، كه خدای نخواسته اگر بی عزم از این دنیا هجرت كنی، انسان صوری بیمغزی هستی كه در آن عالم به صورت انسان محشور نشوی، زیرا كه آن عالم، محل كشف باطن و ظهور سریره است و جرأت بر معاصی كم كم انسان را بیعزم میكند، و این جوهر را انسان میرباید. استاد معظم ما ـ دام ظلُّهُ ـ میفرمودند: «بیشتر از هرچه، گوش كردن به تعنیات سلب اراده و عزم از انسان میكند.»
پس ای برادر! از معاصی احتراز كن، و عزم هجرت به سوی حق تعالی نما، و ظاهر را ظاهر انسان كن، و خود را در سلك ارباب شرایع داخل كن، و از خداوند تبارك و تعالی در خلوات بخواه كه تو را در این مقصد همراهی فرماید؛ و رسول اكرم صلی الله علیه و آله و اهل بیت او شفیع قرار ده، كه خداوند به تو توفیق عنایت فرماید و از تو دستگیری نماید در لغزشهایی كه در پیش داری؛ زیرا كه انسان در ایام حیات، لغزشگاههای عمیقی دارد كه ممكن است در آن واحد به پرتگاه هلاكت چنان افتد كه دیگر نتواند از برای خود چاره بكند، بلكه در صدد چاره جویی هم برنیاید، بلكه شفاعت شافعین هم شامل حال او نشود. نَعوذُ بِالله منْها.
. چهل حديث، حضرت امام خميني، ص6.
. همان، ص8.
. همان، ص8 و 9.
دوماهنامه امان شماره 14