امام صادق علیه السلام فرمود: هر كه دوست دارد یا شاد میشود كه از اصحاب قائم باشد پس منتظر باشد و به ورع و تقوی عمل كند و آراسته به اخلاق نیك باشد.
1. انتظار یعنی رصد كردن یعنی امامت را رصد كردن. انتظار یعنی نظاره كردن، یعنی توقع چیزی را داشتن. من رجا شیئاً عمل له و من خاف شیئاً هرب منه؛ آنكه امید به چیزی دارد برای آن تلاش میكند و آنكه از چیزی هراسان است از آن میگریزد. دروغ میگوید كسی كه میگوید امید به بهشت دارم و عمل نمیكند یا میگوید از جهنم هراسانم ولی از آن نمیگریزد و ترك معاصی نمیكند.
انتظار یعنی چشم به راهی؛ یعنی توقع؛ یعنی نظاره كردن. دروغ میگوید آنكه میگوید منتظر ولی خدا است؛ ولی عملی مطابق ولی خدا ندارد. میگوید مشتاق دولت كریمه اویم (انا نرغب الیك فی دولة كریمه ...) و سنخیتی با آن ندارد. نه كوششی برای ولی خدا دارد و نه عملی كه سنخیت او را برساند و نه صف او از دشمنان مهدی جداست. همانی میگوید كه مخالفان مهدی میگویند. مانند آنان سخنی میگوید. هر حرفی میزند! هر ناسزا و دشنام و تهمت و غیبتی به شوخی و جدی بیان میكند! و هر كاری كه مخالفان میكنند، میكند. مانند آنان رفتار میكند! اهل گذشت و بخشش نیست. كینه چند و چندین ساله دارد. از امانت چیزی نمیفهمد. از صداقت بویی نبرده است. در عرصه فردی و اجتماعی رفتار دشمنان را دارد؛ هر چند بر لب، سخن دوستان را میگوید. حاضر است برای این كه خود بماند، همه را له كند و پایمال نماید. هر تهمتی به رقیب بزند و هركار درستی را غلط تحلیل كند تا خود بیاید.
آنكه در سخن و در رفتار و گفتار و فكر خود رهاست، او امام خود را رصد نكرده است. او آن عزیز را معیار قرار نداده است. منتظر او نیست.
اینجاست كه انتظار با (رابطوا ـ آخرین آیه سوره آل عمران) مرتبط میشود یعنی امام را رصد كند. او را معیار قرار داده با او خود را محك زند و بسنجد.
آنكه از دشمنان مهدی(عج) بیزاری میجوید. آنان را لعن و نفرین میكند بایستی از رفتار ناپسندشان دوری گزیند و بایستی رفتار خود را با امام خود نزدیك كند.
خود حضرت میفرماید: فیعمل كل امری منكم…؛ هر كدامتان قدمی به سمت ما و تحصیل رضایت ما نزدیكتر شود و گامی پیش نهد و از نارحتی ما بكاهد.
قرآن نمونهای از منتظران را مثال میزند. مننتظران شهادت، «منهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر»، گروهی شهید شده و گروهی منتظر ماندند. اینجا سخن از مبارزان و مجاهدان است كه وصف انتظار شهادت برایشان مفهوم دارد. یعنی آنان كه در خیل جهاد آمدند برخی به شهادت نایل میشوند. برخی در انتظار میمانند. هر كسی، (گرچه مؤمن باشد. گرچه اهل ایمان باشد). در این تقسیم بندی معنا نمییابد. یعنی انتظار شهادت با حركت و مبارزه و تلاش است. و صفت مبارزان است.
جریان انتظار حضرت مهدی(عج) هم، عمل میطلبد. حركت میطلبد.
پیامبر به اراده خداوند ظهور كرد و مبعوث شد، او پیامبر شد و به رسالت مبعوث شد ولو مردم نمیآمدند. خبر داشته باشند یا نداشته باشند؛ خدا پیامبرش را فرستاد اما منصة ظهور صحنه اجتماعی فعالیتهای پیامبر، جنگها و تشكیل حكومت دادن او، زمینهسازی و همراهی علی و خدیجه و سلمان و ابوذرها و مقدادها و همراهی در جنگ بدر و احد و ... را میطلبد.
خداوند امامت را بدون اینكه مردم بخواهد یا بفهمند یا نقشی داشته باشند به آنان كه شایسته ترینند عنایت میكند. ولی خدا نیز این مسئولیت را میپذیرد و رنج و درد آن را متحمل میشود. مردم بخواهند یا نخواهند؛ به نصب خدا، علی، امیر المؤمنین است. امام است. هدایت باطنی و ولایت تكوینی دارد و برترین عالم است و عزیز پیامبر، برادر و وصی پیامبر.
پیامبر صلی الله علیه و آله او را معرفی میكند (بلغ ما انزل الیك) با دستان مبارك خود، دست مبارك او را میگیرد و نشان میدهد. هذا علی مولاه این علی مولای اوست. اما از اینجا به بعد برای اینكه علی بتواند فعالیت كند. بتواند در صحنه اجتماعی ـ سیاسی و هدایت ظاهری فعالیت كند. برای اینكه به احقاق حقوق قیام كند و از باطل مانع شود. جدای از پیمانی كه خدا از ولی خود برای مبارزه با ظلم گرفته است، شرط دیگری دارد و آنچنانكه خود میفرماید حضور مردم و وجود یاران است.
حركت اجتماعی و قیام، غیر از امامت و رسالت است. اگر مردم همراهی نكنند؛ علی خانهنشین میشود و خورشید امامت ظاهری او پشت ابر پنهان میگردد. یعنی امام عصر(عج) امام است؛ چه مردم بخواهد و چه نخواهند. او فعالیت مخفیانه خود را داراست ولو مردم ندانند. شاكر باشند یا نباشند. به بركت او عالم روزی میخورد؛ چه بدانند چه ندانند. یاد او باشند یا نباشند. او امام است، چه مردم فعالیتی بكنند یا نكنند. اما برای ظهور، برای تحقق هدایت ظاهری خود و رهبری اجتماعی خود و برای نجات همه عالم از سختیها و رنجها و محرومیتها و حیوانیتها، زمینهسازی مردمی میطلبد
باید عدهای باشند در عرصههای متفاوت یاری گر باشند و زمینهسازی كنند. چنانكه در تبلیغ دین، قرآن تأكید میكند.
یا در روایات آمده گروهی از مشرق بر میخیزند و زمینهساز تسلط و سلطه مهدی(عج) میگردند.
مطابق سنتهای الهی بالاخره باید دلسوزان و ارباب فرهنگی جامعه، به فرهنگسازی و تربیت جامعه برای پذیرش امامت ظاهری آن امام عزیز اقدام كنند و زمینهساز ظهور آن عزیز باشند.
سردبیر ـ دوماهنامه امان شماره 14