حال این سؤال مطرح است كه آیا تفاوتی میان ساختن مذهبی كه امروزه خود را «سلفیه» میخواند با پیروی از گذشتگان و اصحاب هست؟ اگر چنین تفاوتی هست چیست؟
مذهب ساختن از عنوان «سلف» یعنی آنكه سلف، مذهبی ویژه خود داشتند كه از شخصیت و كیان جمعی آنان حكایت میكند. همچنین به این معنی است كه: اینها كه به این مذهب ویژه درآمدهاند تنها كسانی هستند كه از میان همه مسلمانان، حقیقت اسلام را نشان میدهند و حق آن را ادا میكنند. بنابراین، بر اساس این برداشت، اسلام تابعی از این مذهب و پیرو آن میشود و هر چه آنان اجتهاد كردهاند و گفتهاند همان اسلام است؛ در حالی كه پیروی از گذشتگان و سلف به این معنی است كه آنها ـ در صورتی كه وثاقت و دیانت آنها برای ما ثابت شده باشد ـ پلی هستند میان ما و رسول خداصلی الله علیه و آله و جانشینان به حق آن حضرت و هر آنچه را كه رسول معظم اسلام صلی الله علیه و آله بیان داشته است آنان بی كم و كاست به ما منتقل كردهاند بی آنكه نظرات اجتهادی یا فهمهای شخصی خود را در بیانات پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله دخالت داده باشند و هر كجا هم كه سخن پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نباشد اعلام میكنند كه این سخن ما است و برداشت ما است نه سخن پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله. از این باب، احترام به اصحاب و تابعین و گذشتگان و پیروی از آنان وجه درستی پیدا میكند.
این تفاوتی است كه میان مذهب ساختن از عنوان سلف از یك سوی و پیروی از سلف صالح به منظور تحقق بخشیدن به سفارشات و بیانات رسول خدا صلی الله علیه و آله از سویی دیگر وجود دارد. روشن است كه به دست آوردن سخنان و سنت پیامبر از طریق سلف صالح و موثق و انجام دادن آنها، جوهره دین است و پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله به آن سفارش كرده و مذهب ساختن از این عنوان بدعتی است كه نه رسول اكرم صلی الله علیه و آله اجازه داده و نه خداوند فرموده است بلكه تخیل و پنداری است كه هیچ واقعیت خارجی در تاریخ اسلام ندارد چرا كه در قرنهای اولیه اسلام هرگز شاهد ظهور مذهبی خاص به نام مذهب «سلف» یا مذهب «سلفی» در قلب امت اسلامی نبودیم. مذهبی با عناصر و اجزاء و ویژگیهای خاص خود كه آن را از دیگر مسلمانان جدا میسازد و به سلف، مرتبهای اختصاصی میدهد كه دیگران ـ آنان كه افتخار وابستگی به این مذهب و عضویت در این فرقه را نداشتهاند!! ـ از آن محروم و بیبهرهاند.
به راستی اگر روا بود كه اینان از واقعیت عمومی اسلام و مسلمانان در عصر سلف برای خود چنین مذهبی بسازند این نیز به طریق اولی روا بود كه كسانی بر اساس واقعیتهای جاری در عصر خلفا پیدا شوند و برای خود مذهبی اختیار كنند و خود را پیروان خلفا بخوانند و نامی برای خود انتخاب كنند یا كسانی كه در عصر صحابه بودند مذهبی درست میكردند و خود را پیرو این مذهب میدانستند و مثلا نام «صحابیین» (منسوب به صحابه) را انتخاب میكردند.
اگر كسانی در تاریخ چنین مذاهبی میساختند به یقین دلیلی قویتر و استوارتر از «سلفیه» داشتند؛ چرا كه پیامبر صلی الله علیه و آله نفرموده است كه «بر شما باد به سنت سلفیین»؛ بلكه آنچه كه سفارش مؤكد پیامبر صلی الله علیه و آله است عبارتند از: 1. عمل به سنت او 2. اطاعت از كلام الهی 3. اطاعت از جانشینان صالح و بر حقی كه منصوب الهی هستند.
در همان سه قرن نخستین اسلام كه سلفیه بسیار به آن اهمیت میدهند و خود را پیرو سلف میدانند گروههای مختلفی وجود دارد كه پنج گروه به طور مشخص (جعفری، مالكی، حنفی، شافعی، حنبلی) مورد قبول تمام مسلمانان قرار گرفت و همه این گروهها در كنار هم زندگی میكردند بدون اینكه یك گروه دیگری را تكفیر كند. این روح همزیستی و همیاری كجا و آن كجا كه كسانی از مجموعه آراء و اندیشههای اجتهادی خود در زمینه عقیدتی یا عملی، عنوانی بسازند كه آنان را از دیگر مسلمانان دور میكند و آنگاه از این آراء و اندیشهها، خاكریزها و دژهای استواری بیافرینند و از درون آن با هر كس كه با رأی و اجتهاد آنان مخالفت ورزد بجنگند.
با توجه به اینكه در میان سلف ـ كه محل استناد سلفیه است ـ اختلافات فراوانی وجود داشته است ـ كه نمونه بارز آن وجود پنج گروه مذكور میباشد ـ جای این سؤال باقی است كه: چگونه و با كدامین دلیل آنان كه خود را «سلفیه» میخوانند تنها یك دیدگاه و یك نظر را ـ كه خوشایند خود داشتهاند ـ برگزیده و بدان تكیه زده و حق را تنها در آن دانستهاند؟ و پس از آن چگونه همین دیدگاه را عنوانِ دینِ حق و برهانی بر گمراهی و نابخردی همه مخالفان خویش قرار دادهاند؟ بیآنكه در نظر داشته باشند كه سلف هم خود در بسیاری از مسایل با یكدیگر اختلاف نظر داشتهاند؟ چهارده قرن از تاریخ اسلام گذشته است بیآنكه از هیچ كدام از عالمان و پیشوایان این 14 قرن بشنویم كه معیار درست اندیشی و بر راه راست بودن در وابسته بودن به مذهبی كه خود را «سلفیه» میخواند متجلی است و هر كه به این مذهب وابسته نباشد و ویژگیهای آن را به خود نگیرد وبه ضوابط آن گردن ننهد بدعتگذار و گمراه است.
بنابراین جای این پرسش است كه از چه زمان، مذهبی به چنین نامی خودنمایی كرد؟ مذهبی كه امروزه آن را در برابر دیدگان خویش مییابیم و میبینیم كه خصومتها و نزاعهایی را در بسیاری از نقاط جهان اسلام برانگیخته و بلكه در بسیاری از سرزمینهای اروپایی هم ـ كه اروپاییان فراوانی به دین اسلام روی آوردهاند و به مسلمان شدن اظهار تمایل میكنند ـ رقابتها و آشوبها و آشفتگیهایی را برپا كرده است؟
پاسخ به این پرسش را به شماره بعد، وا میگذاریم.
نعمت الله حشمتی ـ دوماهنامه امان شماره 17