بعد علل و عوامل اجتماعی ـ اقتصادی و عوامل سیاسی و ویژگیها و روحیات فردی مدعیان مطرح شد و اینك؛
ذكر پارهای از مدعیان دروغین:
ما در این خصوص با دو گروه عمده از مدعیان مواجه هستیم؛ گروهی كه مدعی نیابت یا وكالت از جانب حضرت مهدی(عج) بودهاند؛ گروهی هم پا را فراتر گذاشته خود یا رهبر خود را همان مهدی موعود(عج) معرفی كردهاند یا خواهند كرد.
ناگفته پیداست كه اگر بخواهیم درباره تمام این مدعیان به تفصیل بحث كنیم علاوه بر این كه مباحث بسیار طولانی خواهد شد، كاری نه چندان ضروری خواهد بود. و مهمتر این كه به بحثی كه به شما قول دادم و شما هم برای نشان دادن علاقه خودتان به آن با خوشحالی صلوات فرستادید به این زودیها نخواهیم رسید؛ بنابراین در ادامه جلسه امروز به صورت خلاصه اشارهای به این بحث میكنم تا انشاءالله از جلسه آینده بتوانم به قولی كه دادهام عمل كنم.
الف. مدعیان نیابت و وكالت از امام زمان(عج):
همان طور كه مستحضرید امام زمان(عج) دارای دو غیبت میباشند. غیبت كوتاه مدت كه از آن با عنوان غیبت صغری یاد میشود و غیبت بلند مدت كه به آن غیبت كبری گفته میشود. یكی از ویژگیهای غیبت صغری این بود كه حضرت نمایندگان خاصی داشتند كه از سوی حضرت منصوب شده بودند و به عنوان نایبان و سفیران خاص حضرت رهبری شیعیان را به نیابت از امام زمان(عج) بر عهده داشتند و شیعیان نیز به آنان با دیده احترام مینگریستند و در مسائل مختلف به آنها یا وكلای ایشان مراجعه میكردند و وجوهات شرعی را هم به دست آنان میرساندند تا در موارد لازم به مصرف برسانند.
بی تقوایی، هواپرستی و دنیاطلبی عدهای را بر آن داشت كه چشم طمع به این جایگاه رفیع داشته باشند و با وجود بیلیاقتی به دروغ خود را دارای مقام نیابت و وكالت از جانب حضرت مهدی(عج) معرفی كنند كه در اینجا به صورت فشرده به ذكر مطالبی پیرامون آنها میپردازم تا از سرگذشت آنها عبرت بگیریم:
1. حسن شریعی: این مرد ابتدا از یاران امام هادی و عسكری علیه السلام به شمار میرفت ولی بد فرجام شد و ننگ اولین مدعی دروغین سفارت در زمان غیبت صغری بودن را بر پیشانی خود زد و نسبتهای ناروایی به خدا و ائمه علیه السلام داد تا این كه توقیعی از سوی حضرت مهدی(عج) در لعن و بیزاری از او صادر گردید.
2. محمد بن نصیر نُمیری: او ابتدا خود را به عنوان یكی از اصحاب امام حسن عسكری علیه السلام معرفی كرد؛ اما بعد از شریعی در زمان نائب دوم جناب (محمد بن عثمان) به دروغ مدعی بابیت گردید. او فقط به این ادعا اكتفا نكرد بلكه معتقد به تناسخ بود و برای امام حسن عسكری علیه السلام مقام ربوبیت قائل بود. آقای اندیشهور گفت: «استاد ببخشید! من شنیدهام او دارای فساد اخلاقی نیز بوده است اگر ممكن است به این مطلب هم اشارهای بفرمایید» آقای حقیقتگو كه با شنیدن این حرف چهرهاش متغیر شده بود؛ گفت: «معمولاً تمام مدعیان، دارای مفاسد اخلاقی نیز هستند و اصلاً یكی از عللی كه آنها را به این وادی هولناك میكشاند همین مسأله است. من مایل نبودم در چنین جمعی به این بحث بپردازم اما برای امتثال امر شما اشارهای به آن میكنم ـ البته قبلاً از همه شما عذرخواهی میكنم ـ گفته شده است نمیری نكاح با محارم را جایز میشمرده و تمایلات همجنس گرایانه داشته و آن را حلال میشمرده است.
3. احمد بن هلال كرخی: وی در آغاز از یاران امام حسن عسكری علیه السلام و جز علما به شمار میرفت و فردی زاهدمنش بوده است به طوری كه 54 مرتبه به حج رفته كه 20 بار آن با پای پیاده بوده است. اما اعمال او از روی ریا بوده و سودی به حالش نبخشید و حتی در زمان امام عسكری علیه السلام دچار انحراف شد و حضرت در نكوهشش فرمود: «از این صوفی ریاكار و بازیگر پروا كنید». او در زمان نائب دوم امام زمان(عج)، مقام وی را منكر شد و امام زمان(عج) در توقیعی (نامهای) ضمن لعن و نفرین او، از وی اعلام بیزاری كردند.
اما ریاكاری و جایگاه علمی او باعث شد عدهای از شیعیان انحراف او را باور نكنند و به همین جهت برای بار دوم حضرت مهدی(عج) توقیعی صادر فرموده و او را نفرین كردند.
4. محمد بن علی بن بلال: این شخص هم ابتدا از جمله افراد به ظاهر مورد اعتماد امام یازدهم بود اما در زمان نائب دوم برای این كه بتواند وجوهاتی را كه مردم به او سپرده بودند برای خود نگه دارد نیابت ایشان را انكار كرد و این مقام را از آن خود دانست و حتی در مقابل دستور شفاهی حضرت صاحب الامر مبنی بر پرداخت آن اموال به نائب دوم مقاومت كرد و بر گمراهیش افزود تا این كه امام زمان(عج) در توقیعی او را در ضمن گروهی از حیلهگران مانند شلمغانی و حلاج مورد لعن و نفرین قرار داد و از آنان اعلام بیزاری كرد.
ادامه دارد
. كتاب الغيبة، شيخ طوسي، ص397، ح368.
. همان، ص398، ح369 ـ 372.
. اختيار معرفة الرجال (رجال كشي)، شيخ طوسي، ج2، ص816 رقم 1020.
. امام مهدي از ولادت تا ظهور، سيد محمد كاظم قزويني، ص285
.. همان.
. همان، ص286.
. كتاب الغيبة، شيخ طوسي، ص400.
. الاحتجاج، شيخ طبرسي، ج2، ص553.
احمد حاج قلی ـ دوماهنامه امان شماره 17